پنجشنبه 20 اسفند 1388

مثل هیچكس!

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

زیباترین حرفت را بگو
شكنجه ی پنهان سكوت ات را آشكاره كن
و هراس مدار از آن كه بگویند
ترانه ئی بیهوده می خوانید
چرا كه ترانه ی ما
ترانه ی بیهودگی نیست
چرا كه عشق
                 حرفی بیهوده نیست.
حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردایِ ما
اگر
                بر ماش متنی ست
چرا كه عشق
خود،فردا است
خود،همیشه است

بیش ترین عشق جهان را بسوی تو می آورم
از معبر فریادها و حماسه ها
چرا كه هیچ چیز در كنارِمن
                                  از تو عظیم تر نبوده است


((استاد احمد شاملو))


جمعه 23 بهمن 1388

حلالم كن

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

حلالم كن دم رفتن
كمی بعد از پریشونی
 تو آوار نگاهی كه توهم با ما نمیمونی
مسیر موندن و رفتن
یكی بود و جدا شد باز
تو پایان من و دیدی،جدایی سخته از آغاز
حلالم كن غریبونه توی این دل پره خونه
 حلالم كن غریبی كه برات دل كندن آسونه
حلالم كن به زخمایی
كه لب وا كرده میخونه
حلالم كن به عشقی كه به چشمای تو پابنده


http://i.peperonity.com/c/8A91F8/479710/ssc3/home/086/ariverslife/sea_of_tears__.jpg_320_320_0_9223372036854775000_0_1_0.jpg



دوشنبه 19 بهمن 1388

خداحافظ!

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

چی بگم واسه اینكه دلم خالی شه
حوصلیه تایپم ندارم یعنی حوصله ی هیچ چیز و ندارم چقدر به خودم امید بدم كه حل میشه چیزی نیست یخوردم به من حق بدین كه شكستم و قبول كنم ناراحت باشم من چیكار باید میكردم كه نكردم؟!!وقتی به خودم نگا میكنم هیچ جوابی براش ندارم!همه چیز و از ذهنم دور ریخته بودم و میخواستم تو لحظه زندگی كنم اما مگه زندگی بی غصم میشه؟!!خدایا دمت گرم حتما" لیاقتم همین بوده گله ای ازت ندارم بر خلاف قبل ، بیخیال!
این حقه من نبود!وقتی انقدر تلاش میكنی كه به هدفت برسی و نمیرسی یه كلمه میشینه تو ذهنت
خداحافظ!روزایی كه میشد داشت و دیگه ندارمش خوب خوب باشه بچه بازیارو میزارم كنار من این دردارو تو دلم نگه میدارم و لحظه های تنهاییم و باهاشون میگذرونم ولی خودم و شاد نشون میدم تا نگن این خیلی بی جنبست نگن اه گندشو درآورده نگن بچه بازی بسته و .......
هیچ چیزی رو نمیتوم جایگزین غصم كنم انتظار كمكم ندارم چون همه میگن امید دیگه كلمه ی مزخرفی شده بنظرم!
كلا" خوبما آره خوبم دارم میخندم صداش نمیاد؟!!زندگی از این شیرین تر!!!!
خداحافظ ای برگ و بال دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ  ای نوبهار همیشه!


http://codeineblog.files.wordpress.com/2009/12/10030668a.jpg



چهارشنبه 7 بهمن 1388

عاقبت شعار دادن(حرف مـ . . . زدن)

   نوشته شده توسط: حسین (آزمایشی)    نوع مطلب :هیچی ،

با غروب این دل گرفته مرا
می رساند به دامن دریا


می روم گوش می دهم به سکوت
چه شگفت است این همیشه صدا


لحظه هایی که در فلق گم شدم
با شفق باز می شود پیدا
چه غروری چه سرشکن سنگی
موجکوب است یا خیال شما
دل خورشید هم به حالم سوخت
سرخ تر از همیشه گفت : بیا
می شد اینجا نباشم اینک ‚ آه
بی تو موجم نمی برد زینجا
راستی گر شبی نباشم من
چه غریب است ساحل تنها
من و این مرغهای سرگردان
پرسه ها می زنیم تا فردا
تازه شعری سروده ام از تو
غزلی چون خود شما زیبا
تو که گوشت بر این دقایق نیست
باز هم ذوق گوش ماهی ها

 

پی نوشت 1:

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشته بودند

صد هیف که من زاده امروزم

خداوندا مگر جهنمت فردا نیست

چرا امروز در آن میسوزم !!!

 

پی نوشت 2:

شاید بهتره سکوت کنم , شاید دیگه هیچی نگم , شاید دیگه هیچی ننویسم , دیگه هیچ انگیزه ای واسه نوشتن ندارم , شاید این آخرین پستم باشه , شایدم هر چی وبلاگ و بیخیال شدم. نمی دونم ... ولی خستم ... از همه چی , حتی خودم..................خــسـتم .... حیف که همه این بغض و باید تو خودم نگه دارم ...  . تا مثلا" به اطرافیام نشون بدم ( وانمود کنم ) که بی آینده نیستم و به فردا چشم دوختم .... فردایی پر از هیچ و پوچ و تهی . شاید حرفامو استاد شاملو این طور.............:

آیا تو همان جلوه های روشنی از تقدیر مصنوع انسان های قرن مایی؟ /انسان هایی که من دوست می داشتم / که من دوست می دارم؟ / دیگر جا نیست / قلبت پر از اندوه است / می ترسی- به تو بگویم – تو از زندگی می ترسی / از مرگ بیش از زندگی / از عشق بیش از هر دو می ترسی .

با سپاس ...


برچسب ها: شاملو ، هیچی ، بازم هیچی... ،

یکشنبه 4 بهمن 1388

ALONE

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

سلام به همه ی آدمای خوشبخت تو دنیا نمیدونم چرا اینطوری شروع كردم شاید واسه اینكه خوشبختی كلمه ی دوست داشتنیه
تا حال شده زندگیت بیوفته تو سراشیبی؟!!معلومه كه شده چه سوال مزخرفی چیكار میكنی ؟!!
زندگی من بعد از یه مدت آرامش و سكون افتاده تو سراشیبی و داره تخته گاز میره!اول به خودم گفتم میگن همیشه بعد از سختی آسونیه ولی اینقدر سخت رو گذروندم و آسونی ندیدم كه باورم شده یه راه بیشتر واسه حل مشكلاتم ندارم
خوب من تاهرجا كشش بدم اونام میان پس باید كم بیارم!آره اگه من كم بیارم اونم بیخیالم میشه
لعنتی من دیگه نمیكشم ! گاهی داشتن مشكلات تو زندگی باعث میشه آدم یادش بیوفته روزای خوبیم داشته ولی اگه این غم و غصه ها بیشتر از توانت باشه طوری كه لهت كنه!اونوقت چی؟!هان؟
تاحالا شده چیزایی كه دلت میخواد هیچوقت یادت نیان و گذاشتی تو پس زمینه ذهنت و چنتا قفل محكمم بش زدی یه جوری یه طوری یه جایی دوباره بیان بیرون و پخش شن تو زندگیت؟!!آره حتما" شده منم اینطوریم
آره میدونم باید جمشون كنم و بزارمشون همون جایی كه بودن اما
وقت میخواد،صبر میخواد،تصمیم میخواد، كمك میخواد!اما به كسی نمیگم و نگفتم كه چمه چون واسه كسی اهمیتی نداره همه با مشكلات خودشون سرشون گرمه كی به منه كه از خوشی این طوری شدم میگه چته!! آدما چیزای مهمی تو زندگیشون دارن حتی مهم تر از چیزایی كه به زبون میارن!
میدونم خیلی پرتوقعم باید خودم و درست كنم هیچكس واسه من وقت نداره چون زندگی و لحظات هركس واسه خودشه بهتره هدرش نده 
آره بهتره واسه یه آدم كم اهمیت هدرش نده خوب زندگیه دیگه من چیزه زیادی نمیخواستم ولی همونم دیگه نمیخوام شاید زیاده خواهی بود اصلا" ولش كن
من كجا كی چه اشتباهی كردم كه افتادم تو سراشیبی اونم الانكه.... نمیدونم چی شد دره صندوقچه های اسرارم وا شد و الان دارن عذابم میدن این جور موقعا كه میشه به خودم میگم امیر تنهای تنهای تنها! چیزی كه همیشه ازش میترسم تنهایی!
چرا وقتی آدما از چیزی میترسن میاد سراغشون؟!!اونم تو شرایطی كه دلت میخواد داد بزنی بگی من دیگه تنها نیستما وای كه چقدر مزخرف میگم!!چرا گریم گرفت دوباره چقدر بچه شدم امروزا ،من دارم له میشم ولی دستمام به جایی نمیرسه!باشه من ضعیفم خوشبحال شما كه با قدرت دارین زندگی میكنید!
من چیز زیادی از زندگیم نمیخواستما خدا یا تو رم باید بیخیال شد!!
منم كه فقط زورم به خدای بالاسرم میرسه ولش كن اونم با مشكلاتش خستست
خدارو چه دیدی شاید غصه رد شد......!!
   

 


پنجشنبه 1 بهمن 1388

یادت باشه!

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

خدایا فقط این و بشنو  بعد من دهنمو میبندم باشه.......

سالها در خویش افسردم ولی امروز

شعله سان سر میكشم تا خرمنت سوزم

یا خمش سازی خروش بی شكیبم را

یا ترا من شیوه ای دیگر بیاموزم

ویرایش2 ساعت بعد:در كوی نیكنامان مارا گذرندادند **گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


سه شنبه 22 دی 1388

رهگذر

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

نمیشد این و نگم...............

برای رهروی خسته

در دل كلبه ی خاموش و عطرآگین

جای خوابی هست؟!

 


سه شنبه 1 دی 1388

توبه نامه!

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،یه لحظه فکر ،

این شعر  خیلی قشنگ و تاثیر گذاره  واسه یكی از آهنگای محسن چاووشی هستش!

دلت را خانه ی ما كن ،مصفا كردنش با من

به ما درد خود افشا كن، مداواكردنش با من

بیاور قطره ی اشكی كه من هستم خریدارش

بیاور قطره ی اخلاص، دریا كردنش با من

به ماگو حاجت خود را،اجابت میكنم آنی

طلب كن هرچه میخواهی مهیا كردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ،روشن كن حسابت را

بیاور نیك و بد را جمع ،منها كردنش با من

اگر گم كرده ای ای دل كلید استجابت را

بیا یك لحظه با ما باش ،پیدا كردنش با من

اگر عمری گنه كردی مشو نومید از رحمت

تو توبه نامه را بنویس امضا كردنش با من

 


دوشنبه 30 آذر 1388

شب تنهایی من.

   نوشته شده توسط: حسین (آزمایشی)    نوع مطلب :هیچی ،

به امید روزی که همه ایرانیان توان خرید هندوانه شب یلدا را داشته باشند.

 

                             


جمعه 27 آذر 1388

دنیای دیوونه ها

   نوشته شده توسط: حسین (آزمایشی)    نوع مطلب :هیچی ،

 

 همیشه فکر می کردم جواب خوبی , خوبیه .

خوبی و نخواستم , حداقل نامردی نباشه

از آدمای کور و کچل دور و اطرافم که صد ما شاءالله کمم نیستن که این انتظارو ندارم

واقعا" عنوان این title  برازنده خودمه چون هنوز آدمای اطرافم و نشناختم

................................................................................

.........................................

.....

chapter 2 : همه چیز خیلی تکراری و کسل کننده داره پیش میره

چه روزای وحشتناکی , چرا تموم نمیشین تو رو خدا تموم شین , دیگه بریدم

روزا یکی یکی سپری میشن ......اما همش تاریک و سرد و ابری و فقط سکوت وسکوت

کاش تموم شه

کاش هیچی نمی دونستم

کاش هیچ وقت ...                                619

چیزی بلد نیستم تا خودم و دلداری بدم

خدا به موقع میرسه ..........فقط به این معتقدم

 

شدم خسته بس که با یه دست بسته

خیلی سخته حرف دلم , فرق تو با بعقیه اینه که میشه ...

آدما جلو روت می خوان خوبی زیادت و

وقتی رفتی می زنن از پشت زیرابت و

اونا مثل تو نبودن و پایداری نداشتن

 

گل نازم بگو بارون بباره

که چشماتو به یاد من میاره

تماشای تو زیر عطر بارون

چه با من میکنه امشب دوباره

با بعضی کارام باعث میشه فکر کنی بدم

بزار بگم می دونم چرا دلخوری ازم

آره چون وقتی سختی میاد یه عالمه

گوش تو که شنوا به یادمه

به خودت می گی موقه مشکلات به یادمه

دلگیر نشو این مرام یه آدمه

با تو میره سختیا ...منظورم

از گل نازم       منظورم


چهارشنبه 18 آذر 1388

(همه یا هیچ) danger !!!

   نوشته شده توسط: حسین (آزمایشی)    نوع مطلب :هیچی ،

سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است.

کمال‌گرا‌ها به بهشت نمی روند! 

 

«سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است». نیاکان ما سال‌ها پیش با استفاده از عقل جمعی‌شان و  آفریدن همین ضرب‌المثل، پرده از یک یافته قرن ‌بیستمی روان‌شناسی برداشته‌اند.

دانشمندان علوم رفتاری دریافته‌اند که بعضی افراد جوری بزرگ شده‌اند که معیارهای موفقیت‌شان را  دست بالا می‌گیرند. آنها اسم این ویژگی شخصیتی را گذاشته‌اند کمال‌گرایی. کمال‌گرایی بستری را آماده می‌کند که آنها اضطراب زیادی را تجربه کنند.

از همان اول قرن بیستم روان‌شناس‌ها گیر دادند به مفهوم کمال‌گرایی. البته آنها واژه‌ای را که برای این ویژگی در نظر گرفتند، مثل ترجمه فارسی‌اش این‌قدر مبهم و مثبت‌نما(!) نبود. شنیده‌اید استادان زبان وقتی که یک متن را خیلی خوب می‌خوانید، چی می‌گویند؛ perfect  یعنی عالی بود؛ درست و بی‌عیب و بی‌نقص.

روان‌شناس‌ها هم از همین واژه استفاده کردند و به این ویژگی گفتند Perfectionism؛ یعنی گرایش افراطی به بی‌عیب و نقص‌بودن. روان‌شناسان ایرانی اما واژه درست و درمانی در برابرش نداشتند؛ بعضی‌ها گفتند «کامل‌گرایی» که چندان مطلب را نمی‌رساند، بعضی‌ها هم گفتند «بی‌نقص‌گرایی» که یک ملغمه نازیبا از واژه‌های عربی و فارسی است.

این بود که همه، بی‌خیال وجه عرفانی و کلا وجه مثبت کلمه «کمال» شدند و الان كمال‌گرایی ترجمه جا افتاده  Perfectionism است. اینها را گفتیم که «کمال عرفانی» یا پسر عمو کمالتان را با این کمال قاتی نکنید.

به هر حال اولین كسانی كه روی كمال‌گرایی كار كردند آن را این‌جور تعریف كردند: «گرایش افراطی فرد به بی‌عیب و نقص بودن، كوچك‌ترین اشتباه خود را گناهی نابخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامدهای شوم شكست را كشیدن». همان‌طور که گفتیم، افراد كمال‌گرا معیار‌های خیلی‌خیلی بالایی را برای موفقیت در نظر می‌گیرند و اگر به آن اهداف بلندپروازانه نرسند، خود‌شان را شكست خورده می‌دانند.

 آنها نسخه همه اتفاق‌های دنیا را با قانون «همه یا هیچ» می‌پیچند. برای کمال‌گراها نتیجه هر کاری یا شكست كامل است یا موفقیت كامل

دانش‌آموزی که موقع انتخاب رشته دانشگاهی، فقط دانشگاه تهران (فنی‌ها بخوانند صنعتی‌شریف) را وارد برگ انتخاب رشته می‌کند، ورزشکار یا مربی‌ای که همه مساوی گرفتن‌ها را یك شكست مفتضح می‌داند، نقاشی که آن‌قدر نمایشگاه برگزار نمی‌کند تا موزه هنرهای معاصر بیاید سراغش و روزنامه‌نگار جوانی که فقط نوشتن در همشهری جوان راضی‌اش می‌کند؛ همه و همه نمونه‌های افراد کمال‌گرا هستند.

ته تمام این آرمان‌های بالابلند، یک ترس ظریف از شکست‌خوردن خوابیده است؛ ترسی که موجب می‌شود فرد همیشه در حالت تنش و اضطراب باشد.

کمال‌گرایی از کجا آب می‌خورد؟

برای اینكه در روان یک آدم، یك ویژگی شخصیتی، حسابی پرورده شود و شکل بگیرد،  از لحظه تولد تا بزرگسالی، چندین و چند عامل دست به دست هم می‌دهند. کمال‌گرایی هم طبق تعریف روان‌شناس‌ها، یک ویژگی شخصیتی است.

البته این به آن معنی نیست که کمال‌گراها تا آخر عمرشان نمی‌توانند هیچ تغییری در این ویژگی‌شان به وجود آورند؛ اگر این‌طور بود که ما مرض نداشتیم این مطلب را توی صفحه کاربردی موفقیت بنویسیم، فوقش می‌گذاشتیم قاتی یادداشت‌ها و از این‌جور آدم‌ها حسابی می‌نالیدیم!

... و اما مواد لازم برای طبخ  یک کمال‌گرا:

1-  بیب ...

2-  بیب ...

3- باورهای فردی: 

بعضی باورهای افراد كه موجب كمال‌گرایی می‌شوند عبارتند از:

الف. نیاز به تایید

 «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه‌ها و همکارانم باید مرا تأیید كنند و دوستم بدارند».

ب. انتظارات بیش از حد از خود

 «اگر من در همه زمینه‌ها با كفایت نباشم فرد بی‌ارزشی هستم».

ج. مستعد سرزنش

 «اگر من نتوانم  به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه كنند».

د. نگرانی بیش از اندازه

 «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم».

ه‍ . پرهیز از مشكلات

«فرار از مشكلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست».

 قسمت هایی از کتاب 11minute "پائولو کوئیلیو " به خاطرم اومد که :

در کوچه ها راه می روم, مردم را میبینم. آیا آنها راه خود را با آزادی کامل انتخاب کردند . زن خانه داری که می خواهد مانکن شود, مدیر بانکی که دوست داشت نوازنده شود, دندان پزشکی که که آرزو می کرد به دنبال ادبیات برود و دختری که کار کردن در تلویزیون تنها هدفش یه حساب می آید ولی به صندوق داری در یک فروشگاه اشتغال دارد.

حتی اگر به نظر برسد که سرنوشت می تواند بر من تاثیر بگذارد ولی تصور می کنم همه انسان ها در جستو جوی خوشبختی به سرنوشت متوسل می شوند . مدیر نوازنده , دندان پزشک نویسنده , صندوقدار هنرپیشه , وخانه دار مانکن ... در واقع هیچ کس خوشبخت نیست.

پی نوشت:  لینک غیر مستقیم , آهنگ " امشب شبه مهتابه " احسان خواجه امیری

down load


شنبه 14 آذر 1388

رنگین كمون

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،یه لحظه فکر ،

خوب امروز شنبست میشه یه روز دیگه تو دنیای خوشكل خدا زندگی كرد البته امروز واسه من یه روز خیلی سختم هست

تا حال نشده بود انقدر به ساعت نگاه كنم!

میدونم بابا الان میگین این پسره فردا میاد میگه دنیا فلان و بهمانه ولی خوب امروز كه حالم خوبه پس تا فردا بیاد میتونم شاد باشم

درسام رو خوندم و گفتم یه نمه بشینم  پشت pc  یه چرخی تو اینتر نت بزنیم

اما گفتم یه شعری اینجا بنویسم همچین بعد  نیست واسه اینكه....

واسه اینكه......

اصلا" دلیل نداره خوب شاده  بخونین دیگه....

اسمش یه چیز دیگست من میزارم رنگین كمون

واسه چشمك زدن ستاره ناز میكرد

وقتی كه مرغ دل نغمه آواز میكرد

توی هفت آسمون خبر از ماه نبود

وقتی كه گل دمید گل ناز كبود

خورشید از پنجره به خونه سركشید

از روی بوم ما جغد غم پركشید

مرغ عشق اومد و دم گلدون نشست

با دم شیشه ی دیو غم رو شكست

پر شده تو خونه  عطر گل گلدون

میخونه قناری نغمه ی بهارون

گل نازم تویی نغمه ی سازم تویی

توی گلدون دل محرم رازم تویی

برق چشمات زده بوسه به ابر بهار

من چو ابر بهار بی توئم بی قرار

میزنم نم نمك پل رنگین كمون

از تو دستای تو تا دل آسمون

پر شده تو خونه عطر گل گلدون

میخونه قناری نغمه ی  بهارون

گل نازم تویی نغمه ی سازم تویی

توی گلدون دل محرم رازم تویی

خوب گوش بده ببین چی میخوام بهت بگم

دنیا سه چیز بیشتر نیست

 LIFE    LAUGH    LOVE

 


دوشنبه 9 آذر 1388

ویرایش: هیچ چیز آروم نیست!

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

دیگه چیكار باید میكردم كه نكردم؟

یعنی انقدر تهوع آورم؟!!

هیچ چیز آروم نیست

تو در سراب آینه شبونه خنده میكنی

منه شكست  خورده را خودت برنده میكنی

نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم

بیا ببین كه بی تو من چه عاشقانه سوختم

دیگه باید چی میگفتم كه نگفتم؟ تو نگاهم باید چی باشه كه نیست؟ باید له شم تا باورم كنی؟

خوب  تو بگو چی  میخوای ! آهای آدما چرا دورتون دیوار كشیدین مگه از زندگی چی میخواین ، خوب من كه میگم حقمه  میدونم بیشترم حقمه ولی چطوری باید بگم ؟!!

یعنی انقدر سخته؟!

خدایا تو كه میدونی من چی میگم اره تو كه با منی مگه نه؟

تو كه نیستی غم غربت با منه

همیشه یه دنیا حسرت با منه

تو كه نیستی روزا با شب یكین

هردوشون تاریكن و تاریكین

بی تو این دنیا كه تو چنگ منه

دیگه چنگی بدلم نمیزنه

خوب تو كه این چیزارو میدونی خوب پس چطور میشه چیزی حس نكنی؟  خدایا من خیلی پرتوقعم؟ چرا وقتی داری با سرعت میری به اوج باید یكی از پشت بگیرتت و بگه وایسا هنوز بدبختیات تموم نشده؟ یعنی میشه یروزی بیام و اینجا بگم اره آقا حالم خوبه دیگه زندگی همون طوریه كه میخوام؟

غم و غصه شده حق دله من

به همینا مستحق دله من

دلی كه بی تو بتونه دل باشه

بخدا بهتره زیز گل باشه

دارم از درد غریبی آب میشم

رو سر خودم دارم خراب میشم

خوشبحالتون آدما آره اونایی كه میخندن از ته دل  بدبخت اون كسایی كه فقط بلدن از ته دل گریه كنن  آخ خدا بكی بگم چطوری بگم آخه بهم میگن دیوونه ای بخدا یروزی  حالت خوبه از خوشحالی داری میمیری  یه روزم میگی ...خوب راستم میگن اینقدر روزای خوب و بد ادشتم كه خودمم نمیتونم باور كنم.

چشات اگه پس نزنن چشمای سر سپردم و

میشه فراموش كنم خاطره های مردم و

وای آدما واقعا" خوشبحالتون!!

شب و نگاه خیس تردید پشت حصار لحظه هاست

بال و پرت اگر كه بستست شوق پریدنت كجاست

!!


جمعه 6 آذر 1388

مساوی تر ها !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :هیچی ،

همه آدم ها با هم مساویند اما پولدارها محترم ترند، دخترها پر طرفدارترند، بچه ها واجب ترند، سیاهها بدبخت ترند و سفیدها برترند. البته تبعیضی در میان نیست. اما در کل همه آدم ها با هم مساویند ولی بعضی ها مساوی ترند


چهارشنبه 4 آذر 1388

تولدت مباركـ

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :هیچی ،

سلام
یه مدتی همینجوری غیب بودم !
حسش نبود دیگه
رفته بودم پی دل خودم فقط نگید كه بی وفا بودم

خوب الان هم اومدم چون یه اتفاق مهم افتاده
امروز تفلد یكی از بچه هاس !‌ آره بچس پسر خوبیه ...این قسمت از نوشته به علت مشكلات اخلاقی ویرایش شد  آدمی كه خز بودن رو خز كرده كه الان افتخار این رو دارم كه بهش لقب خزِ خزان رو بدم از كمالاتش هرچی بگم كم گفتم اصلا

آره تفلد امیرحسینه !
تولدت مبارك جیــــــــــــــــــــــــــــــگر

http://www.bostonherald.com/blogs/sports/rap_sheet/wp-content/uploads/2009/08/happy_birthday_cake.jpg
یه شعری آماده كردم برات همه با هم بخونیم


تولد تولد تولدت مبارک
تولد تولدت مبارک
تولد تولدت مبارک

تولدت مبارک مبارک مبارک
تولدت مبارک

رو سقف این اتاقه
یه عالمه ستاره
میخوایم تولدت رو
جشن بگیریم دوباره

فشفشه های روشن
بادکنکای رنگی
همگی با هم بخونیم
آخه تو چقده قشنگی
آخه تو چقده قشنگی

چقدهقشنگی ا
از همه رنگی ا
لپتو بچشم ا
بچه قشنگم ا

هوشدورودو هوشدورودو
هوشدورودو هوشدورودو

حالا حرف منو گوش کن
فوت کن فوت کن فوت کن
شمعا رو خاموش کن
فوت کن فوت کن فوت کن
شمعا رو خاموش کن

تولد تولدت مبارک
تولد تولدت مبارک

تولدت مبارک مبارک مبارک
تولدت مبارک


برچسب ها: تولد ،

تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5