در زیر باران گلوله های داغ
پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
آنان که بی پروا جان را فدا کردند
در شوره زار عجز جنگل به پا کردند
در بستر تاریخ از خون این یاران
حماسه می جوشد از چشمه ی عصیان
آن لحظه که دژخیم فرمان آتش داد
سیلاب آزادی ، با خون به راه افتاد
در لحظه ی اعدام معراج این یاران
فریادشان این بود پاینده باد ایران
برادری این سو در جوخه آتش
آن سو رفیق خلق بالاتر از آتش
در زیر باران گلوله های داغ
پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
برادر سرباز ، آنکه کنون با ماست
ای کاش پیش از این از خواب بر می خواست
اگر تفکر خلق چون آن برادر بود
تاریخ ما امروز به شکل دیگر بود
برچسب ها: ابی،
به این خبری که میذارم یه کم دقت کنید !
خبرگزاری فارس: در تماس تلفنی دبیركل سازمان كنفرانس اسلامی با منوچهر متكی وزیر امورخارجه كشورمان تحولات چین و كشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مسلمانان این كشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در این گفتوگوی تلفنی طرفین ابراز نگرانی از شرایط پیشآمده بر ضرورت ارتباط با مسئولان دولت چین به منظور پیگیری موضوع حمایت از حقوق مسلمانان چین تأكید نمودند.
وزیر امور خارجه كشورمان در نظر دارد در این خصوص با همتای چینی خود گفتوگو بكند.
همچنین در مكالمه تلفنی جداگانه وزیر امور خارجه تركیه و متكی تحولات چین مورد بررسی قرار گرفت و طرفین در این تماس جنایت فجیع كشته شدگان خانم مروه شروینی در آلمان را به شدت محكوم كرده و این حادثه را نشانگر بیتوجهی غرب به حقوق اقلیتها و بویژه مسلمانان دانسته و از مقامات آلمانی قویاً خواستار پیگیری و مجازات عامل یا عاملین این جنایت شدند.
اما جریان این چینیا چیه ...
http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=284383
http://www.hammihannews.com/news/4997
http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=161904
ندای مظلومیت رو تو ونزوئلا (!!) میشنون اما در مورد مسلمونایه چینی هیچی ...
البته این قومِ ظالم وقتی به هموطنایی که به خاک و خون کشیدنشون انگِ آمریکایی و انگلیسی و خرابکار میزنن دیگه چه انتظاری میشه ازشون داشت ...
برچسب ها: شینهوای چین، مسلمانان، متکی،
آوردهاند که
روزی، شخص «بد بوی» ِ«بد روی» ِ«بد زبانی»
نزد پریروی ثروتمندی برفت.
بگفت که:
« ای زن اغتشاش گر فلانکاره!
من پولی ندارم که به تو بدهم.
خانهای هم ندارم.
ولی اگر با من تا نوک آن قله بیایی،
حاضرم در میان خس و خاشاک،
با شما روابط نامشروعی برقرار بکنم!»
آن پری صورت به خنده آمد و گفت:
«به هوای این صورت زیبایت بیایم؟
یا به هوای بوی خوش ات؟
یا زبان شیرین ات؟
یا پول فراوان ات؟
یا راه نزدیک ات؟
یا مکان دنج و راحت ات؟
یا ادب و حجب و حیای آشکارت؟
یا ایمان و تدین ات؟ »
***
دردسرت ندهم!
این؛ از شرایط خوب اقتصادی که برای مردم درست کردهایم.
این؛ از سفرههای نفتآگینمان.
این؛ از اوضاع آزادیهای مدنیمان.
این؛ از آزادیهای اجتماعی و گشت ارشادمان.
این؛ از شخصیت و پرستیژ و ادب حاکمان محبوبمان!
این؛ از اوضاع سیاست خارجیمان!
این؛ از احترامی که به حقوق اولیهی شهروندانمان میگذاریم!
این؛ از زبان خوشی که با مردم داریم!
این؛ از انتخابات آزاد و شفافی که برگزار میکنیم!
این؛ از صداقت و دروغنگویی و پردهندری و رعایت اخلاق اسلامی(؟) مان،
پیش چشم میلیونها بیننده!
این؛ از «ترتیب اثر دادن» به تذکر رهبر، در سخنرانیهای بعدیمان!
این؛ از رسانهی ملی حقگو و حامی ملتمان!
....
***
حقا که مردم کور و پرتوقع و نمکنشناسی داریم!
این همه حُسن عالمگیر داریم!
دیگر چه میخواهند؟ !
البته، ملت که بیدار است.
مشتی خس و ...
از وبلاگ دغدغه هایم (Din.persianblog.ir)
یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد
یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد
یه دشت بود که کوه پیشش زانو زد
یه مرد به شکل اسطوره ای هر درد
خط بطلانی بود روی تز سقوط عشق
اون تموم واژها رو دوباره تعبیر کرد
پر گرفت رو اوج قصه مرثیه نخوند
اون آب و آتشو تو شعر بغل هم نشوند
وقتی هر کی از سایه ی خودش دیگه می ترسه
پشت هر دیوار یک کسی داره می لرزه
وقتی برادرمون یا رو داره یا تو بنده
وقتی به هر زن سرکش و یاغی می گن ج ...
فروغ شعرو تو زندگیمون تکثیر کرد
فریدون قصه رو دوباره تصویر کرد
گم نشد ! چشاشو رو مرگ اقاقی ها نبست
نشست ! اما وقتی که پاشو زدن نشست
اون خم نشد ! تو اوج و ایستاده مرد
از خورش درگاه ضحاکی نخورد
پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای
پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای
پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته
پدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته
وقتی دجال عشقو کشت و از معنی افتاد
تا از گلوی قناری آوازی در نیاد
شبی که حتی جلاد پای جوخه گریه کرد
نعره ی کاوه مرد و تکبیر سرد
پیچیده توی کوچه پس کوچه ها ی شهر
ننه دریا ? پسرای عمو صحرا رو حد زد
روزی که حافظو تو خیابونا چرخوندن
واسه خیام بی خدا حبس تعزیری بریدن
روزی که صادقو به جرم خود کشی کشتن
هرچی سگ ولگرده شده بود تهمتن
ستاره دیگه تو آسمون نبود تو اوین بود
زیر پای تک تک بچه هامون مین بود
تموم پنجره ها بسته شد ! سیاه شد
امید یه نفس راحت کشیدن تباه شد
برادر برادرو فروخت و پدر مادرو
به لجن کشیدن هرچی اعتقاد و باورو
خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد
ابلیس از غصه مست کرد ! هر چی خورد پس داد
کلمه ها رو که از تو کتابا دیگه شستن
هرچی واژه بود نشوندن و گردن زدن
مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت
و گردن یه عده کلفت شد ! مفت از پول نفت
زنو دستمال پیچوندن و صیغه کردن
زبون سرخ اعتراضو زیر تیغه کردن
ولی من یه نسلم که از اصلم نیفتادم
یه بغض شکسته ام و یه حنجره فریادم
یه صورت سیلی خورده و یه کفن دردم
تو هر شکل و لباسیم و زنم یا مردم
این روزاهم می گذره ! من با این امید زنده ام
این وضعیت عوض می شه !
عوض می شه ! می دونم !
این وضعیت عوض می شه !
عوض می شه ! می دونم !
پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای
پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای
پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته
تو شاعر نسلی هستی که پشتته
دانلود آهنگ :
http://www.rapsong.ir/arshiv/fullalbum/Tapesh2012/Shahin%20Najafi%20&%20Tapesh2012%20-%20Bamdad%28IR2rap.com%29%28wWw.IR2rap.US%29.mp3
اینم آهنگ جدیدش به نام ندا
http://www.rap-moon.com/dl/Shahin%20Najafi/Shahin%20Najafi%20-%20Neda.mp3
برچسب ها: شاهین نجفی، پدر، ندا،
داشتم امروز فکر میکردم ... بهتر بگم داشتم میگفتم که شاید دیدمون نسبت به دولت بدبینانه باشه . شاید واقعا دارن راست میگن . شاید واقعا خدمت کردن . یه کم منطقی به قضایا نگاه کنم ببینم اوضاع از چه قراره
گفتم از جاهایی که خودم خبر دارم شروع کنم ببینم دولت در جاهایی که روم به دیوار یه کوچولو در موردشون تخصص دارم ببینم دولتِ خدمت گذار چی کار کرده !
از ورزش شروع میکنم
رئیس دولتی که با افتخار از پیشرفت در زمینه ی ورزش و افتتاح کلی ورزشگاه و اینه که تو این دولت بیشترین مدال رو گرفتیم و اینکه تو بازی های آسیایی خوب نتیجه گرفتیم و اینا
اما اینا نیمه ی پر لیوانه . بهتر بگم ته مانده ی آخرِ این لیوان که به سختی به نظر من و خیلیایه دیگه دیده میشه
تو دولت ایشون ورزشگاه های زیادی افتتاح شد درست ... اما چه طوری . ورزشگاه اهواز با اون وضعِ اصف بار که برای افتتاح زودتر حتی یه تیکه ای از زمین رو به جای کاشت چمن رنگ زده بودن و ورزشگاه نقش جهان که معلوم نیست اصلا اونجا چه خبره و هر دفعه قول داده میشه که به زودی به بهره برداری میرسه اما عملا هیچ خبری نیست اونجا یا ورزشگاه بزرگ درست کردن تو سیستان و بلوچستان در حالی که تیم همچین بزرگی نداره و اگه واقعا هدف پیشرفت ورزش بود به جای یه ورزشگاه بزرگ درست کردن میتونستن 10 تا ورزشگاه کوچیک درست کنن
همه ی اینها به کنار ذلت بیشتر از این که بعد از اینهمه سالی که از ساخت ورزشگاه آزادی گذشته هنوزم که هنوزه یه ورزشگاه حتی نزدیک این ورزشگاه نداریم که بعضی بازیهامونو توش برگزار کنیم ! حالا بگذریم که همین ورزشگاه آزادی چقد مشکل داره و چه بدبختی ای ملت میکشن برای دیدنِ دربی . ورزشگاه تختی اهواز هست اما همونم کلی خرج داره تا به یه ورزشگاه بین امللی تبدیل شه
در مورد مدال ها و بازی های آسیایی هم , کیه که حاضر نباشه به جای 500 تا مدال گرفتن تو همه ی ورزشها مثلا 10 تا مدال تو المپیک نگیره ؟! واقعا به نظرشون اون گندی که تو المپیک زدیم قابل چشم پوشیه ؟! تو بازی های آسیایی هم که اگه اون روزایه آخر کاراته ای ها نبودن الله اعلم که چندم میشدیم . خلاصه دری به تخته ای خورد و چهارم شدیم . جناب آقای علی آبادی , به اصطلاح پدر ورزش ایران قولِ این رو داد که چهار سال بعد بین سه تیم اولیم !!! یعنی به نظر ایشون اونقد کارشون درسته که میتونیم از چین و ژاپن و کره جلو بزنیم !!!
البته از این قولها زیاد شنیدیم از این خدمتگذاران ملت . نمونه ی بارزشم اون حرفایه جناب پرزیدنت که تو 2010 جز 4 تیم برتر جام جهانی ایم !!! این اتفاق هم میفتاد اگه حذف نمیشدیم تو گروهی که عربستان یکی از ضعیف ترین تیماشو داشت و کره ی شمالی بعده 50 سال واسه ما شاخ شد !
در مورد تیم ملی و فوتبال اما صحبتها زیاده مثله اینکه رکورد تعویض مربی رو به زودی و به حول و قوه ی الهی از عربستان می رباییم به زودی . خلاصه کلیه که تو یه زمینه ای در جهان اول باشم ! حالا فرق نمیکنه که بیشتر اخراج مربی باشه یا بیشترین اعدام !
یا اینکه یه مربیه تیم ملی به دستور مستقیم رئیس جمهور اخراج میشه یا اینکه یه مربیه دیگه دون بازی اخراج میشه . یا جالب تر از اون اینکه یکی از بهترین روسای فدراسیون فوتبال رو به شکلی که بعید میدونم کسی فراموش کنه اخراجش میکنیم و تعلیق میشیم و بعد جناب دبیر کل با سیاسته کثیف فرش و پسته قصد عدم تعلیق داره و آخر اگه نبود مردانگی ــه دادکان معلوم نبود تا کی تعلیق میموندیم ! همین دادکان کسی بود که اونقد در آمد زایی کرد که حتی به وزارت تربیت بدنی کمک مالی میکرد اما حالا با اسطوره ای مثله جناب آقای کفاشیان کاسه ی گدایی واسه یه لحظشونه !
اما 90 . داستان غم انگیز ــه 90 . اینکه کسی که به نظرم یکی از تنها خدمت گذاران ــه این ورزش هست و کیه که قبولش نداشته باشه رو اونطوری امثال همین علی آبادی و اون آخوندی ــه جوجه زیر سوال میبرن . برنامشو تا سر حد پایین کشیدن کرکرش پیش میبرن . شبی که قرار بود بترکونن ملت تعداد اس ام اس رو با وقاحت تمام اس ام اسا رو تعطیل میکنن و هیچ جوابیم در قبالش نمیدن . تمام آیتمهاشو از قبل باید تایید کنن برای پخش . تاب نمیارن اون بخش ــه فیلمهایِ ارسالیه مردم در مورد مشکلات ورزشگاهها و اینا رو تو آخرین برنامه و بعد از حذف از جام جهانی هیچ خبری از عادل در دسترس نیست !
در مورد حکایاتِ شاه حسینی و مافیایه وحشتناک تو فوتبال هم که سر درازی داره بهتری صحبتی نشه
حکایتِ ورزش همچنان باقیست اما ازش میگذریم و به اینترنت و دنیای مجازی میرسیم .
چی بگم وقتی میانگین سرعت ایننترنتمون از افغانستان هم پایین رفت . خط ها هر وقت که دولت حال کنه مختل میشه و ارتباط ها قطع میشه . وقتی نیاز باشه مسنجر ها تعطیل میشن . هر سایتی که حال کنن فیلتر میکنن . در حالی که وقتی در دوره ی خاتمی قرار شد فیلترینگی صورت بگیره صریحا اشره شد به این نکته که فقط سایتهای غیر اخلاقی فیلتر میشن . فیس بوک و youtube و بی بی سی فارسی و صد ها هزار سایت دیگه ای که فیلتر شدن هم لابد غیر اخلاقی بودن !
کم کم آپدیت کردنِ نرم افزارها داره به یه آرزو برامون تبدیل میشه . همه ی دنیا دارن تحریممنو میکنن و جناب پرزیدنت کماکان میفرمایند ما میتوانیم . آره واقعا شما میتوانید طوری تو این کشور ... که سالها باید زحمت کشید تا از در و دیوار این کشور آثارشو جمع کرد
اینا زمینه هایی بود که من ازشون خبر داشتم . حالا من در زمینه ی اقتصاد و فرهنگ و ... دیگه هیچ نظری ندارم و خدا میداند که در اون زمینه های چه گندی زده این دولت
برای ساختن کشور به یه مستخدم نیاز نداریم . کشور رو یک مهندسِ معمار میتونه بسازه...
در آخر هم یاد و راه ــه ندا و همه شهدا گرامی باد
برچسب ها: ورزش، اینترنت، فیس بوک، فیلتر، تو روحتون، 90، عادل، ندا،
اینو نوشتم چون نمیتونم خیلی چیزها رو ببینم و دم نزنم !
اون بالاییه دیروز در مورد اون جوانان مومن و بسیجی ای (!) که توی کوی دانشگاه کشته شدن حرف میزد . جالبه که پریروز رئیس دانشگاه میگفت هیشکی نمرده تو کوی دانشگاه و ما روحمون (که ای تو همون روحت) از این جریانات خبر نداره !
لااقل کاش از قبل با هم هماهنگ میکردن که اینطوری گاف ندن ! ما موندیم که دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس !
یه حرفایی هم در مورد آزادی بیان زد که جنبه ی فان داشت . آزادی بیان یعنی صدای مخالف باید خفه بشه ! هر کی که باشه
یا اینکه میگه رئیس جمهور نباید در مورد کسایی که در ادامه گفت هیچی از این انقلاب به جیب نزدن میزد و من اینا رو میشناسم و آدمایه پاکین ! پس یعنی نظر شما اینه که یه رئیس جمهوری که جلویه چشم ده ها میلیون نفر با عوام فریبی و تهمت های بی اساس زدن داره واسه خودش رای جم میکنه (طبق آماری که یه بابایی چن روز پیش بر اساس نظر سنجی ها تو تی وی ه خودشون داد گفت بعد از مناظره ی موسوی و احمدی نژاد رای احمدی نژاد 10% زیاد شد و 10% از رای موسوی کم شد . که بیشتر اون 10% ی که برای احمدی نژاد زیاد شدن به خاطر همین حرفاش علیه هاشمی و ناطق بود + اون اتفاقاتی که تو مصاحبه ی مخملباف هست و تو پستایه قبلی گذاشتمش) بیشتر به نظرهاتون و عقایدتون نزدیکه ؟!
ماشاالله از این همه ایمان راسخ و تمام تلاش برای خوشحال کردن امام زمان (عج) و اینا !
البته مشخصه که احمدی نژاد بیشتر به سیاستهاتون نزدیکه . آخه امثال هاشمی اونقد کوچیک نیستن که صب تا شب پاچه خواریتونو بکنن !
یه پاچه خوار میخواستی که احتمالا از تو لپ لپ گیر آوردی !
اَه اَه یادم نبود به نظر اینا لپ لپ حرومه !
در مورد اینکه تقلب چند هزار چند صد هزار یکی دو میلیون دیگه آخرش اما 11 میلیون که تقلب نمیشه . عرضم به خدمتتون که از اول اگه قرار بود تقلبی شه (با فرض اینکه من از همه چیز بی خبرم) به این فکر میفتادین و همچین ترفندی میزدین !
در این مورد که به رئیس جمهور تهمت میزنن که دروغ میگه هم که ... درسته ! اصلا دروغ نمیگه . بیخیال ...
راستی در مورد کشوری به نام جمهوری اسلامی هم حرف میزد که من دقیقا نمیدونم این کشور کجای این جهان قرار داره ! اسم کشور من ایرانه نه جمهوری اسلامی ! البته داره کم کم کنام پلنگان و شیران میشه ...
وطن یعنی دویدن در پی نان
وطن یعنی کمک کردن به لبنان
وطن یعنی عرب را چاق کردن
وطن یعنی خرید تاید و شامپو
وطن یعنی رئیس جمهور هالو
وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همش درگیرِ درگیر
وطن یعنی همین بنزین همین نفت
همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی اصطلاحات چینی
وطن یعنی که روی خوش نبینی
وطن یعنی همین آیینه ی دق
وطن یعنی خلایق هرچه لایق
به یه نتیجه ای رسیدم و اون اینه که سیاست یعنی هنر دروغ گفتن !
... در آخر هم به قول مرحوم آغاسی : ما اسیر دست قومی جاهلیم
پ.ن:جالبش اینه که قسمت شکلکهاشم فیلتر مونده چون آخرش .com داره و نه ir
برچسب ها: آغاسی، هاشمی، اون بالایی، وطن، لپ لپ،
پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
صاحب این خاک منم

داشتم به این که شورای مثلا نگهبان چه جوابی به میرحسین میده فکر میکردم و آخر سر یه تیکه ای از آهنگ زندگی سگی از شاهین نجفی تنها چیزی بود که به ذهنم رسید
به میرحسین میگن
ببند دهنتو شرایطو قبول کن
برچسب ها: شاهین نجفی، پست تر از خاک تویی، رئیس جمهور متوهم !،
این همه تاسف رو باید با خودمون کجا ببریم ؟!
از چند روز قبل از انتخابات و مناظره ی احمدی نژاد و موسوی شروع میکنم :
این حرفایه مخملباف در مورد اون مناظرست :
محسن مخلمباف كارگردان برجسته ایرانی
مخملباف همچنین در بخش دیگری با اشاره به تخصص یك كارگردان كه بایستی قضاوت كند چه كسی خوب بازی میكند، گفت: «انصافا باید مهارت آقای احمدینژاد در امر بازیگری را ستایش كرد، درحالی كه سایر كاندیداها با كمال صداقت به ارائه دیدگاههای خود پرداختند ایشان با ارائه یك سناریو و توانایی بازیگری خود توانستند یك فیلم مستند را اجرا كنند كه بسیار شبیه به فیلم انتخاباتی "هیتلر" بود».
این كارگردان شهیر ایرانی در ادامه به عدم رعایت انصاف در مناظرههای تلویزیونی اشاره كرد و گفت: «این امر كاملا برای من كه متخصص هستم مشهود است، در مناظرهها زاویه تصویر آقای احمدینژاد به نحوی انتخاب میشد كه ایشان را مقتدر نشان دهند و سایر كاندیداها را از بالا تصویربرداری میكردند تا مثلا آنها تحقیر شوند همچنین تصاویر بسته از احمدینژاد و تصاویر بسیار باز و دوری كه از سایر كاندیداها نشان داده میشد بخش دیگری از این بیانصافی بود».
وی افزود: «علاوه بر تصویر در نوع صدابرداری هم این بی عدالتی آشكار بود، مثلا در سینما وقتی میخواهیم قهرمان فیلم را مقتدر نشان دهیم، صدای او را به اندازه دو فریم یعنی كسری از یك ثانیه زودتر پخش میكنیم و كسی را كه میخواهیم تحقیر كنیم بالعكس عمل میكنیم كه همین مساله در مورد مناظرهها به نفع احمدینژاد وجود داشت و یا این مساله با نوع فیلترگذاری بر روی صدای هنرپیشهها نیز انجام میشود».
مخملباف در پایان با اشاره به اظهارات احمدینژاد در وقت اضافه كه از مردم پرسید آیا من دروغ گو هستم؟ خطاب به وی گفت: «بله آقای احمدینژاد از نظر من شما دروغگو هستید
خیلی ها طبق اتفاقات این مناظره و اینکه احمدی نژاد رو خیلی باصلابت دیدن و موسوی رو با لرزش صدا به احمدی نژاد رای دادن ...
اما این تمام اتفاقات اون مناظره نبود !
در پشت صحنه ی اون مناظره اتفاقات دیگه ای هم افتاد ...
به گزارش هم میهن، از آن طرف و پشت دوربین ها حوادث دیگری پیش آمد كه مرور
آنها می تواند گوشه های تاریك این مناظره روشن كند، حوادثی كه به روشنی
نشان می دهد كه اقتدارگرایان در آن شب از هیچ ترفندی فروگزار نكردند، گویا
نظرسنجی های مخفیانه ای كه اطلاعات آن تنها در اختیار سران بلند پایه نظام
قرار می گیرد برای آنان مسجل كرده بود كه آرای آنان سیر نزولی دارد و
مقبولیت آخرین نخست وزیر ایران رو به فزونی دارد. اما پشت دوربینها چه
گذشت؟
دو نامزد ریاست جمهوری دهم به تنهایی وارد استودیوی شبكه سوم نشدند، موسوی
همراه با مجید مجیدی، عرب مازار، بهزادیان نژاد، حیدریان، بهشتی، فاتح و
زنگنه به صدا و سیما وارد شد و از آن طرف احمدی نژاد را كسانی مانند رحیم
مشائی، زاهدی وفا، كلهر، بهمنی و محرابیان همراهی می كردند.
بلافاصله پس از آغاز مناظره یكی از همراهان موسوی پیامكی دریافت كرد كه
بخشی از استراتژی آن شب اقتدارگرایان را برملا می كرد: صدابردار برنامه با
زیركی صدای میرحسین موسوی را زیر می كند و در مقابل به صدای احمدی نژاد
اكو می دهد، در این حالت مختصر لرزش صدا بسیار برجسته می شود و در ذهن
مخاطب این طور تداعی می شود كه میرحسین موسوی بر خود مسلط نیست و تحت
تأثیر فضای مناظره قرار گرفته است.
در ده دقیقه سوم برنامه همراهان احمدی نژاد از جمله كلهر و هاشمی ثمره
انگار مسابقه فوتبال تماشا می كردند، صدای هلهه و دست زدن آنان پس از هر
اظهار نظر احمدی نژاد به هوا می رفت. در این ده دقیقه رئیس دولت نهم به
استقبال از وی در كشورهای دیگر و نیز آزادی ملوانهای انگلیسی اشاره می كرد.
زمانی كه احمدی نژاد موضوع مدرك زهرا رهنورد را مورد تشكیك قرار می داد
بار دیگر صدای شادی همراهان رئیس دولت به آسمان رفت، یكی از آنان هیجان
زده فریاد كشید: "كارش تمام شد!"
ده دقیقه پایانی صحبت های محمود احمدی نژاد آغاز شد و او این بار اتهاماتی
را متوجه سران نظام كرد، علاوه بر آن به كاغذهایی كه در دست داشت اشاره
كرد كه به گفته وی مدارك خانمی است كه همه جا كنار موسوی قرار دارد. در
این لحظه وقت احمدی نژاد به پایان رسید و نوبت بار دیگر به موسوی رسید.
آخرین دقایق برنامه كه از سر قرعه نصیب میر حسین موسوی شده بود در حقیقت
بهترین دقایق حضور او بود. پاسخ وی به اتهامات احمدی نژاد لبخند رضایت را
رفته رفته از لبان همراهان رئیس دولت نهم كمرنگ و كمرنگ كرد. رئیس جمهور
در حالی كه وقت وی به پایان رسیده بود به میان صحبت های موسوی آمد و با
قطع گفته های وی خواست پاسخ دهد، حال آن كه مطابق قوانین مصوب مناظره های
تلویزیونی وی حق چنین كاری نداشت.
همراهان رئیس جمهور كه شكست را به چشم می دیدند به هر دری می زدند، آنان
شاید مناظره را با برنامه هایی نظیر نود اشتباه گرفته بودند كه گمان می
كردند می توانند از تهیه كننده برنامه خواستار وقت بیشتری شوند، حال آن كه
مطابق قوانین مناظره های تلویزیونی هر طرف مناظره تنها چهل و پنج دقیقه
فرصت سخن گفتن دارد. یكی از این همراهان كه از شدت خشم عنان اختیار از كف
داده بود به سوی تهیه كننده آمد و فریاد كشید: "مگر نمی بینی كه رئیس
جمهور وقت می خواهد؟! به مجری بگو به ایشان وقت بدهد!" سپس وی را به كناری
می كشد و از او می خواهد تا با دفتر مقامات ارشد صدا و سیما تماس بگیرد.
روشن است كه تماس های شان بی اثر بود و با این درخواست غیرقانونی موافقت
نشد. همراهان رئیس جمهور كه اختیار خود را كاملا از دست داده بود ناگهان
به تهیه كننده برنامه حمله كردند.
این مناظره ها تموم شد و ملت رفتن رای دادن و کلی اتفاقات جالب دیگه رخ داد ...
مثلا اینکه :
نمایندگان کاندیداها در زمان بازبینی و پلمپ صندوقها حضور نداشتند !!!
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر محتشمیپور ظهر شنبه در یک کنفرانس خبری در محل ستاد مرکزی مهندس موسوی ابراز عقیده کرد: از نظر من این انتخابات عملا انتخاباتی که نماد دموکراسی، مردمسالاری و در شان ملت ما باشد نیست و معتقدم شورای نگهبان بر اساس تخلفات صورت گرفته باید انتخابات را باطل و انتخابات دیگری برگزار کند.
وی درباره ی برخی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات روز گذشته گفت: یکی از مشکلات کمیته ی صیانت از آرا قطع سیستم sms بود و در حالی که مسوولان وزارت ارتباطات و فنآوری اطلاعات قول داده بودند که این اتفاق نیافتد ولی افتاد و سیستم sms قطع شد.
محتشمیپور افزود: بر اساس قانون شورای نگهبان، در زمان بازبینی و پلمپ صندوقهای اخذ رای، نمایندگان نامزدها باید حضور داشته باشند ولی متاسفانه آنان را بیرون کردند و ما در 50 درصد از حوزهها نمایندهای نداشتیم. در بسیاری از حوزهها برای نمایندگان ما کارت صادر نشده بود و یا اسامی و عکس آنان جابهجا در کارت درج شده بود. نمایندگان ما از 18 خرداد باید در هیاتهای اجرایی حاضر میشدند ولی متاسفانه اجازه حضور به آنان ندادند.
رییس کمیته ی صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی با انتقاد از تمام شدن مکرر تعرفهها در روز رایگیری اظهار کرد: 45 میلیون و 400 هزار نفر تعداد واجدین شرایط رای دهندگی در کشور بودند و با توجه به این که بسیار بیشتر از این میزان یعنی 57 میلیون تعرفه از سوی وزارت کشور چاپ شده بود، نباید تعرفهها در شعبه ی اخذ رای کم میآمد ولی متاسفانه این اتفاق افتاد تا مردم خسته شوند و رای ندهند. در کنار اینها با وجود آن که اعلام شده بود شعب اخذ رای موظف هستند که از تمامی کسانی که در آنجا حضور دارند رایگیری کنند ولی متاسفانه چنین اتفاقی رخ نداد و حتی برخی از حوزهها را از ساعت 9 شب بستند.
محتشمیپور در پایان گفت: متاسفانه در زمان تجمیع آرا اجازه ی حضور ناظران ما را ندادند و ما نمیدانیم که شمارش آرا به چه صورتی انجام شده است. بر اساس قانون باید نرمافزار وزارت کشور مربوط به انتخابات را به ناظران ما نشان میدادند ولی از این کار امتناع کردند و اجازه ی بازدید از سایت را نیز تا ساعت 11 جمعه شب به نمایندگان ما ندادند و پس از آن نیز که برخی از نمایندگان ما موفق به ورود به سایت وزارت کشور شدند با این صحنه مواجه شدند که دیگر کاری از دستشان بر نمیآید و بدین ترتیب نمایندگان آقایان موسوی، کروبی و رضایی به وزیر کشور نامه نوشتند و در آن اعلام کردند که حضور ما بیمعنا بوده است.
اما باز ادامه پیدا کرد و :
خبرگزاری فارس دیشب ساعت 11 اعلام كنه احمدی نژاد با 24 میلیون رای رئیس جمهور شد واقعاً شوكه كنندست
یا اینکه :
10) آخرین گزارش از ستاد انتخابات کشور از مجموع تعداد 37420 صندوق شمارش شده (81.85 درصد كل صندوقها)، 30 میلیون و 506 هزار و 422 رای شمارش شده که نتایج آن به این شرح است:
محمود احمدی نژاد: 19,761,433 رای، 64.77 درصد
محسن رضایی: 633,048 رای، 2.07 درصد
مهدی كروبی: 270,885 رای، 0.88 درصد
میرحسین موسوی: 9,841,056 رای، 32.25 درصد
11) آخرین گزارش از ستاد انتخابات کشور: تعداد كل آرای شمارش شده تا ساعت 13:34 برابر است با
34,377,493 رای
محمود احمدی نژاد: 21,781,391 رای
محسن رضایی: 587,913 رای
مهدی كروبی: 298,798 رای
مهندس میرحسین موسوی: 11,709,391 رای
*** نکته جالب در آخرین گزارش رسیده از ستاد انتخابات کشور که بر خروجی سایت شبکه خبر و جام جم آنلاین قرار گرفت، آن است که با وجود شمارش حدود 5 میلیون رای جدید، آراء دکتر محسن رضایی از 633,048 رایبه587,913 رای تقلیل یافته است!!!
واقعا احمقانه به نظر میاد این حرکات . چیو میخوان ثابت کنن ؟
شاید اینو که جناب مصباح یزدی فتوا داده که :
او گفته است:« اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزشهای اسلامی که اکنون در لبنان ، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند ، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است ؛ هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند ، ولا غیر . بر شما مسئولین انتخابات ، هر امری واجب است. کسانی که اصلا صلاحیت اخلاقی و قانونی ندارند ، بریزید دور. بالاترین وظیفه آن است که آنچه را درحال از دست دادن هستید برگردانید
خدای من از کی تا حالا تو ونزوئلا ارزش های اسلامی منتشر (!) میشده ؟!
کیه که اون رئیس جمهور حرم سرا دار شو نشناسه ؟!
منظور مصباح از« آنچه در حال از دست دادن آن هستید»، اتمام دورهی ریاست جمهوری احمدینژاد به دلیل ریزش آرای او در نظرسنجیهای معتبر است که بنا بر سخن ایشان که « هر امری واجب است» این هر امر، محدودهای بسیار بیشتر از تقلّب را هم در برمیگیرد و شامل تمام تهمتها و دروغهای احمدینژاد و حامیانش و ایجاد فضای رعب و وحشت و خریدن رأی و استخدام تمام و کمال صداوسیما و « هر امر» دیگری هم میشود
آیهی ۲۴۹ سورهی بقره دربارهی مهیّا شدن لشکر طالوت برای جنگ با جالوت است
نکتهی این آیه- ظاهراً از دید مصباح- این برتری« کم» بر« زیاد» است. او بارها مخالفت خود را با دموکراسی و حکومت اکثریّت بیان کرده بود . خزعلی هم رأی به غیر احمدی نژاد را رأی به منافقان دانسته است. از نگاه مصباح« کم»ی که با ایمان باشند ( یعنی طرفداران احمدینژاد) بر بسیاری که بیایمان باشند (یعنی طرفداران سه نفر دیگر) برترند و اشکال ندارد- بلکه واجب است- که آرا به گونهای تغییر کند که حرف «کم»ها به کرسی بنشیند نه« زیاد»ها. و این چیزی فراتر از تفسیر به رأی قرآن است، این تحریف آشکار قرآن و حکم به پایان«
اگر به هنگام صدور فتوای قتل دگراندیشان با او برخورد میشد، اگر به هنگام بیان لزوم برخورد با هتک در تریبون نماز جمعه آن هم بدون حکم قضایی جلو او گرفته میشد( البتّه سیّد علی خامنهای مخالفت خود را با او به طور ضمنی اعلام کرد) کار به اینجا نمیکشید. اگر هنگامی که در شیراز چند بسیجی، جوانانی را که فکر میکردند از دین خارج شدهاند تحت تأثیر سخنان او کشتند و اتوموبیلشان را آتش زدند، وی مؤاخذه و محدود میشد حالا شاهد تمسخر قرآن و اسلام و قانون اساسی به وسیلهی او نبودیم
متاسفم که نماد دین شدن این آخوندا !
یا اینکه چطوریه که روند بالا رفتنِ این رای هایی که معلوم نیست از کجا اومده که مثلا توشون نوشته محمود احمدی نژاد از کجا اومده !
این نمودار نشان می دهد که نسبت آرای احمدی نژاد به مهندس موسوی از یک نسبت خطی تبعییت می کند.
به گزارش خبرنگار سرویس علمی خبرگزاری انتخاب، در یک نمودار کاملا خطیR2=1 است. این فرمول و نسبت بدین معناست که نموداری کاملا خطی است یا خیر.
نمودار فوق نشان می دهد به طرز کودکانه ای در طول شمارش آرا بدون توجه به جغرافیای منطقه ای، بدون هیچ گونه توجهی به شهرهای کوچک یا بزرگ، همیشه نسبت فوق بین این دو نامزد حفظ شده که نشان دهنده ی تقلبی کودکانه است.
در
این نمودار، r2=0.9985 است، یعنی اینکه با تقریب فوق العاده ای نتیجه خطی
است که دانشجویان در آزمایشگاه و بحث های آماری از r2=0.95 به بالا را خطی
دانسته و این یکی، r2= 0.9985 کاملا خطی و تقریبا 1 است.
چنین نموداری تنها نشان دهنده کار از پیش طراحی شده و با پایه گرفتن جغرافیایی یک شهر یا استان برای دیگر شهرها و استان هاست بدون در نظر گرفتن بزرگی و کوچیکی آنها.
ببینید چقدر اعداد اعلام شده همبستگی شدیدی دارند. انتظار می رفت در ابتدای اعلام آرا نسبت به نفع احمدی نژاد باشد ولی با اعلام آرای شهرهای بزرگتر این نسبت به سمت موسوی متمایل شود. ولی تابع خطی خیلی خوبی بین این دو عدد برقرار است که نشان دهنده تقلب است
برای مشاهده ی این نمودار با ابعاد بزرگتر اینجا کلیک کنید
مردم ریختن تو خیابونا و شعار دادن و پلیس ضد شورش میاد و گاز اشک آور و باتوم و ...
فیلمش اینجا هست http://www.youtube.com/watch?v=bZTYGHnj4e4
و http://www.youtube.com/watch?v=O-8b1ADWiUY
و در ادامه :
قلم - مهندس میگفت من هیچگاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی میشود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم، اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پیگیری امانتشان حساس هستند و من نمیتوانم کوتاه بیایم.
بسمه تعالی
قلمنیوز، جمعه و شنبه 22 و 23 خردادماه 1388
روز پنجشنبه جلسات مکرر و پیوستهای با حضور جناب آقای موسوی برگزار شد. بحث اصلی، پیرامون تمهیداتی بود که باید برای انتخابات اندیشیده میشد. گزارشهای مکرری به دوستان رسیده بود که نگرانیهایی را از روند برگزاری انتخابات دامن میزد. موضوع نظارت بر صندوقها از موضوعات بسیار جدی بود که دغدغهی کمیتهی صیانت از آرا شده بود.
مهندس موسوی جمعی از دوستان را انتخاب کرد که به شکل مجزا و متمرکز مسایل حساس روز انتخابات را دنبال کنند. سیستم پیامک از سوی مخابرات قطع شده بود.
قرار شد مهندس موسوی در یکی از مساجد جنوب شهر رای خود را به صندوق بریزد. این مسجد، مسجد جامع ارشاد در شهر ری بود. حدود 11 شب خبر زمان و مکان رایریزی مهندس موسوی بر روی سایت قلم قرار گرفت.
صبح که به مسجد جامع ارشاد رفتم، جمع بسیار زیادی از خبرنگاران در این مسجد اجتماع کرده بودند. آقای مهندس موسوی به اتفاق خانم رهنورد رای خود را به صندوق انداختند و برای صحبت کوتاهی، پشت تریبون مسجد قرار گرفت. داشت میگفت که ما امشب بیداریم که میکروفن قطع شد.
بلافاصله به ستاد برگشتیم. مهندس موسوی از نزدیک روند رایگیری را دنبال میکرد. گزارشهای پیدر پی از صندوقهای اخذ رای در سراسر کشور، حاکی از استقبال کمنظیر مردم بود. عمدهی گزارشها جهت رایگیری را به سمت مهندس موسوی نشان میداد.
هنوز ساعتی از رایگیری نگذشته بود که خبرگزاریها و رسانههای طرفدار دولت، پیروزی آقای احمدینژاد را اعلام کردند اما گزارشها به ما اطمینان میداد که ما با فاصلهی زیاد، رتبهی نخست را در اختیار خواهیم داشت.
خوشحالی زایدالوصفی بر دوستان حاکم شده بود. گزارشی از کمیتهی صیانت از آراء ارائه شد. بسیاری از حوزهها از کندی اخذ رای، کمبود تعرفه و مانعتراشی در مسیر ناظران شکایت داشتند، با این همه ترکیب آرای اعلامی قویا به نفع مهندس بود.
مهندس موسوی در تماس مکرر با سران دو قوهی مقننه و قضاییه، دادستان، دفتر مقام معظم رهبری، نگرانیهای مطروحه پیرامون روند اخذ آراء را منتقل کرد.
لحظه به لحظه شکایتها بیشتر میشد. در بسیاری از حوزهها تعرفهها پایان یافته بود. اما اصلاح جدی صورت نمیگرفت. همه به نتیجه رسیده بودیم که این یک اقدام برنامهریزی شده از سوی برگزار کنندگان است. آنها به وضوح تمایلی برای رساندن تعرفه، تمدید وقت و تسریع در اخذ آراء نشان نمیداد. گفته میشد که بعضی از شعبهها از ساعت 4 بعداز ظهر تعطیل شده است. گرچه ساعت به ساعت انتخابات تا 10 شب تمدید شد اما پیش از آن بسیاری از شعبهها تعطیل شده بود و حتی برخی از مردم که در صف حاضر بودند، بدون دادن رای بازگشته بودند.
حدود 4 بعداز ظهر کسی به مهندس موسوی گفته بود که عدهای به این جمعبندی رسیدهاند که انتخابات را 19 به 14 به نفع احمدینژاد اعلام نمایند. مهندس این موضوع را به مسوولین منتقل کرد.
حدود ساعت 6 بعدازظهر مهندس موسوی نامهای به مقام معظم رهبری نوشت و مداخلهی ایشان را برای تصحیح روند انتخابات، تقاضا کرد.
حدود ساعت 10 شب خبرهای رسید که عدهای میخواهند انتخابات را به نفع آقای احمدینژاد به پایان برسانند، حال آنکه هنوز شمارش آراء به شکل سراسری آغاز نشده بود.
مهندس موسوی یک مصاحبه مطبوعاتی فوری برگزار کرد و با اشاره به تخلفات انتخاباتی صورت گرفته نسبت به روند شمارش آراء به شدت هشدار داد.
حدود 11 شب مهندس موسوی نامهای سری به مقام معظم رهبری نوشت، این نامه را به صورت دستی به بیت مقام معظم رهبری بردم و آن را تحویل آقای وحید دادم. چند دقیقهای هم با هم صحبت کردیم از محتوای صحبتهای ایشان دریافتم که باید انتخابات را تمام شده تلقی کنم. او میگفت برای چگونگی اعلام شمارش آراء به وزارت کشور تذکر داده است اما ترکیب نهایی آراء را یک مرحلهای به نفع آقای احمدینژاد میدانست. به ایشان گفتم تمام گزارشات، مشاهدات عینی و ارزیابیهای منطقی و علمی ما کاملا عکس آن چیزی است که دارد اعلام میشود.
پس از تحویل نامه به محل استقرار مهندس موسوی برگشتم همهی دوستان جمع بودند. مهندس موضوع را با یکایک دوستان در میان گذاشت و طلب مشورت کرد. همه بهتزده بودند. هیچکس چنان نتیجهای را باور نداشت، هیچ گزارشی هم بر آن مبنا از سوی بازرسان ستاد دریافت نشده بود. مهندس موسوی پس از جمعبندی دیدگاهها گفت: انتخابات حق مردم است، من نمیتوانم از حق مردم بگذرم و تا آخر خواهم ایستاد و تا تصحیح این دروغ، مسایل را با مردم در میان خواهم گذاشت.
به روزنامهها دستور داده شده بود که هیچ یک حق ندارند که تیتری مبنی بر پیشبینی آراء بزنند. کلمه سبز که تیتری در این راستا را پیشبینی کرده بود در چاپخانه متوقف و مجبور به تغییر تیتر شد. با این حال خبر میرسید که روزنامههای ایران و کیهان میخواهند تیتر پیروزی آقای احمدینژاد را بزنند. ایرنا و فارس هم اعلام پیروزی آقای احمدینژاد را کرده بودند.
حدود 2 نیمه شب بود که مهندس جلسه را ترک کرد. دوستان با هم مشورت میکردند و هر کدام در جستوجوی راه حلی بودند اما فاصله و نسبت آراء مطروحه وزارت کشور از چنان شکافی برخوردار بود که به روشنی فریاد میزد آنها نخواستهاند هیچ جایی برای تجدید نظر و اعتراض باقی بگذارند.
حدود 4 صبح با خبر شدم که تنشهای پراکندهای حول ستاد مرکزی شکل گرفته است و به جلوی ستاد گاز اشکآور انداخته بودند.
نزدیک صبح در خیابان کسانی بوق میزدند و شادمانی خود را از نتایج آراء ابراز میداشتند.
با آقای حمید رسایی صحبت میکنم. 4 ماه پیش به من گفته بود آقای احمدینژاد 23 میلیون رای خواهد آورد، رای 22 میلیونی آقای خاتمی وتو خواهد شد و موسوی نیز حدود 10 میلیون رای خواهد داشت. من هوش و ذکاوت او را نداشتم. دیشب به خاطر این پیشگویی حیرت انگیزش به وی تبریک گفتم!
صبح مجددا جلسهی دوستان تشکیل شد و تحلیلی از شرایط ارائه شد. به نزد مهندس موسوی رفتیم. با همان آرامش و نجابت همیشگی نشسته بود. انسانهای بزرگ با این مصائب خم نمیشوند. او میگفت حالا بیشتر از همیشه مطمئن شدم که چرا باید میآمدم. بیانیهای را که نوشته بود برای دوستان قرائت کرد. مهندس میگفت من هیچگاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی میشود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پیگیری امانتشان حساس هستند و من نمیتوانم کوتاه بیایم.
آقای ناطق نوری پیغام داده که مراقب خشونت های احتمالی باشیم.
حضور عوامل امنیتی و انتظامی در خیابان ها به خصوص اطراف ستاد چشمگیر است. بعضی افراد شعارهایی می دهند. در مواردی ضرب و شتم دیده می شود. لحظاتی پیش خبر دادند که ستاد مرکزی به دستور عوامل انتظامی پلمپ شده است. ستاد بیانیه ی دعوت به خویشتنداری و آرامش صادر کرده و می خواهد کسی بهانه به بهانه جویان و نامحرمان ندهد.
تلفن پیوسته زنگ میخورد. هیچکس نیست که حیرتزده نباشد، بعضی گریه میکنند، بعضی فریاد میزنند، بعضی افسرده شدند، بعضی نگرانند. خودم هم که به چهرهی مهندس نگاه میکنم، شرمم میآید و بعضی وقتها گریهام میگیرد. نمیتوانم بپذیرم، توجیه نمیشوم. بعضی وقتها آدم زنده به گور میشود. من هرگز تصویر موسوی را از لوح دلم محو نخواهم کرد. به خدا پناه میبرم و شما عزیزان را به حضرتش میسپارم. آمده بودم تا در این ایام سرنوشت ساز در کنار مردم عزیز میهن باشم. هرگز پشیمان نیستم. با شما بودن و با شما سخن گفتن گوهری گران بها است که به عالم نمی دهم. حیف که دفتر خاطراتم اینگونه ناگهان پایان یافت. امیدوارم که لغزش هایم را ببخشایید.
تاسف تاسف و باز هم تاسف به حال این نظام !
به گزارش قلم نیوز، دکتر شکوری راد در یادداشتی نتیجه انتخابات دهم را نتیجه ای ار مبنای دو دوتا ده تا عنوان کرد و نوشت: آنچه به عنوان نتیجۀ شمارش آراء از جانب وزارت کشوراعلام شده و می شود ربطی به انتخابات و آرائی که مردم به صندوق ها ریخته اند ندارد. مردم ظرف روزهای گذشته شاهد رقابت های انتخاباتی و غلبۀ خواستاران تغییر بر طرفداران وضع موجود بوده اند و حضور گستردۀ آنان در پای صندوق های اخذ رأی جز برای تغییر نبوده است. کسانی که برای حفظ قدرت، در مناظره ها دروغ های آشکار و مکرر تحویل مردم داده اند معلوم است امانت رأی مردم را پاس نمی دارند و باز به دروغ پناه برده و نتایجی غیر واقعی اعلام کرده اند. بنظر می رسد آراء موسوی و احمدی نژاد جابجا اعلام شده و آراء رضایی و کروبی به نحو شگفت آوری نادیده گرفته شده است. جز آمار تعداد کل شرکت کنندگان، هیچ چیز نتایج اعلام شده قابل باور نیست مگر اینکه باور کنیم دو دو تا ده تا می شود. اگر این نتیجه به تایید شورای نگهبان رسیده و رهبری نظام آن را بپذیرد، باید این انتخابات را آخرین بار دانست که مردم در آن حضور گسترده داشته اند و پس از آن ما دیگر شاهد انتخابات مردمی نخواهیم بود. به شورای نگهبان هیچ امیدی ندارم اما هنوز نمی توانم بپذیرم که ممکن است رهبری نظام مهر تأیید خود را پای نتایج اعلام شده بزنند. دولت بازی باختۀ خود را سه بر هیچ به نفع خود اعلام کرده است. اگر بنا باشد مردم در بازی انتخابات شرکت بکنند ولی در هر صورت سه برهیچ بازنده معرفی شوند از این پس ترجیح خواهند داد در بازی شرکت نکنند چرا که نتیجه ای بد تر از این برای آنها نخواهد داشت. این را همه باید بدانند. به هر حال همه منتظر واکنش و اقدام مهندس موسوی هستند تا با هدایت او اعتراض خود را پیگیری کنند
یه نکته ی دیگه هم این که ساعت 1 و نیم گفت 35% درصد آرا رو شمردن که در مجموع شده 10 میلیون و یهو نمیدونم 38-39 میلیون رو از کجاشون در آوردن !
دیگه نمیدونم چی بگم . دارم بالا میارم از این وضع
باز هم فقط میتونم از اعماق وجودم فریاد بزنم مرگ بر این دولت مردم فریب...
همه ی شبکه های رسانه ی احمدی نژاد (و نه ملی) هم در حال جر دادن خودشون هستن
اما این نیز بگذرد...
برچسب ها: مرگ بر این دولت مردم فریب، مافیا، دست های پشت پرده،
فکر نکنید خداوند شما را فراموش کرده ... شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد ٫ اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است ٬ اینقدر به فکر راههای دَررو نباشید ٬ خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست ٬ خدا ... خدای آدمهای خلافکار هم هست ... و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد ...او Endِ لطافت ... Endِ بخشش ... Endِ بی خیال شدن ... Endِ چشم پوشی و رفاقت است ... رفیق خوب و با مرام ٫ همه چیزش را پای رفاقت میدهد... اگر آدمها مرام داشتن هیچوقت دزدی نمی کردند...
این سکانس از فیلم مارمولک از پرویز پرستویی رو حتما شمام مثه من و همه ی اونایی که این فیلم رو دیدند هیچ وقت یادتون نمیره...
کاش همه اینو مفهمیدن که خدا , فقط خدای آدمای خوب (با هر برداشتی که از خوب بودن دارن) نیست . خدا , خدای من و امثال من و خدای اون دخترایی که لباس سبز میپوشن این روزا هم هست...
متحجرهایی که میگن طرفدارایه موسوی این جور آدمان پس خودش بدرد نمیخوره .
یادتون رفته اون امامی که هرجا صرف میکنه حرفاشو قبول دارین مگه نگفته بود "میزان رای ملت است"
تا قبل از انتخابات همه ی بدبختی هامونو از اونجایی میدونستم که همین امام بود و حرفاش باعث شد این نسل این طور بهمون سخت بگیرن اما حالا میفهمم که اگه به همون حرفا عمل مبشد وضعمون خیلی خیلی بهتر از این مزخرفستانی بود که الان هست .
به موسوی فحش میدن بدون اینکه جنبه ی گوش دادن به حرفاشو داشته باشت . طرفداراشو بی دین و کافر میدونن در حالی که خودشون دارن بدتر میشن
هیچ وقت فراموش نمیکنیم اون چیزایی که در مورد امام حسین شنیدیم ...
میگن وقتی امام حسین میمود برای شامی ها حرف بزنه یه سری بودن حرفایه امام رو هو میکردن و جو رو بهم میزدن تا کسی به اون حرفا گوش نده !
میترسم از عاقبتِ تعداد کثیری از این نسلی که چون انقلاب کردن و خون دادن (کار بقیه رو هم بعضیا به اسمه خودشون مینویسن !) کشور مال اوناست و هیچ وقت اشتباه نمیکنن !
تا میتونن تهمت میزنن و دروغ میگن و توهین میکنن و .... اما باز خودشون مسلمون میدونن !
ای هوار که دین فقط اون نمازی که شما میخونین نیست و خدا فقط خدایه متحجرین و حجتی ها و اطلاعاتی ها نیست ...
برچسب ها: میرحسین، سبز، لیورپول سرور منچستر،
خیلی فکر کردم که از کجا شرو کنم ....
به 4 سال پیش رسیدم . سال 1384 .
با پس زمینه ی یه خانواده ی مذهبی و صدا سیما و حرفایه بابا و مامان در کافر بودن و صد جور تهمت زدنِ دیگه به خاتمی که منبع اطلاعاتم بودن ...
اول دبیرستان بودم . تمام خانوادمون طرفدار هاشمی بودن اما من میگفتن من به احمدی نژاد رای میدم . هاشمی امتحانشو پس داده بود و به نظرم دیگه نمیتونست حرف زیادی برای گفتن داشته باشه . اونقد رو مخه مامانم کار کردم تا اونم تو دور اول به احمدی نژاد رای بده . خوب از یه بچه ی 16 ساله با اون شرایط انتظار دیگه ای هم نمیرفت !
داداشم همیشه بهم میگفت رای نده . این رایِ تو هیچ ارزشی نداره . خر عوض نمیشه فقط پالونش عوض میشه !
مسخرش میکردم که زیادی نا امیدی . این یارو قبلا ال کرده و بل کرده ...
وقتی رفتم رایمو بدم با افتخار (حقیقتا داشتم کُلی حال میکردم!) روی برگه نوشتم "دکتر محمود احمدی نژاد"
اما اون به این رای خیانت کرد ...
سفرهای استانی رو شروع کرد و حرفایه صد من یه غاز و ...
از همون اولی که اومد رامسر قرار گذاشت که فرودگاه رو بین المللی کنه که هنوز کار خاصی صورت نگرفته . فقط چند درصد کار پیش رفته در هد اینکه یه ساختمونه ریاست جمهوری تو مسیر بود که اونو در اختیار این طرح گذاشت و چنتا از زمینایه دیگه رو خریدن و یه کلنگی هم زدن !
از دانشجوها حرف زد اما ...
از بنگاههای زودبازده و نمیدونم چی چی و وام و اینا حرف زد اما نمیدونم چرا من کسیو نمیبینم که اینطوری سر کار رفته باشه .
از اینکه برای استخدام به ضابطه ها توجه میکنه و نه رابطه ها . (داخل پرانتز بگم که این جناب مشایی همشهریه ماست متاسفانه و چند نفری رو با ظابطه (!) برده سرِ کار از جمله شهردار سابقه شهر که فک کنم 5 تا کلاس سواد داشت رو گذاشت رئیسِ نمیدونم چی چی ه نظارت بر هتل ها و اینا...)
از اینکه وزیرایی انتخاب میکنه زاده زیست باشن و درد قشرهای ضعیف جامعه رو کشیده باشن . همین کار رو هم کرد با وزیر کشور کردنه جنابِ محصولی !
از اینکه دُمِ خیلی از کله گنده های مافیا تو کشور قیچی میکنه . آخریش فک کنم همون 3 سال پیش بود !
هنوزم به حماقتم در رای دادن بهش و اون شعارایی که اونجا دادیم فکر میکنم نمیدونم بخندم یا گریه کنم !
حرفایه گُنده گُندشو تو تی وی میدیدم و عملکرد رو میدیدم و میدیدم که تغییری صورت نمیگیره . کم کم برام خاکستری شد . جلوتر رفتیم و خیلی از عملکرداش رو برای رای جمع کردن و عوام فریبی رو دیدم و ....
بالاخره تیره شد !
برگشتم به عقب دیدم خاتمی ای که این همه داشت با مجلس و بسیجیا و رهبر و خیلیایه دیگه میجنگید و این همه تهمت بهش میزدن و تخریبش میکردن به مراتب بهتر از این بود . حداقل تو اقتصاد
واللا برای ما انرژی هسته ای آب و نون نمیشه . اقتصاد و کم شدنه بیکاری خیلی مهمتره همتره
به قول فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه:
- نتایج مطالعهای که در دوره زمانی تقریباً 30 ساله در ایران درباره پدیده خودکشی انجام شده است، نشان میدهد که ویژگی مشترک 60 درصد کسانی که اقدام به خودکشی کردهاند، بیکاری بوده است. مورد دیگری که حائز اهمیت است، این است که مطالعات نشان میدهد چه به صورت کشوری و چه به صورت بین کشوری، به ازای هر یک درصد افزایش بیکاری، 6/5 درصد افزایش در مرگ و میر ناشی از حملات قلبی وجود دارد، 1/3 درصد افزایش مرگ و میر ناشی از سکته مغزی، 7/6 درصد افزایش در قتل و 4/3 درصد رشد در افزایش جرائم خشونت بار وجود دارد. بنابراین باید گفت که مساله اشتغال یک مساله چند وجهی است که علیالاصول همه ساحتهای مختلف علوم انسانی با آن درگیر هستند، هرچند ما این درگیری را در ایران، در پایینترین سطحاش مشاهده میکنیم، چرا که به دلایل مربوط به ساختار اقتصادی ـ سیاسی ایران، مساله اشتغال یک مساله اصلی نیست.
باور کنید اگه انرژی هسته ای نداشته باشیم هیشکی خودکشی نمیکنه و هیشکی به پوچی نمیرسه . حالا با توجه به اینکه انرژی هسته ای و در آوردنه برق ازش یکی از گرانترین راهها و خطرناک ترین راهها (خطرناک از نظر زباله هاش) برای به دست آوردن برق و ایناست
مگه تو این کشور دریا و باد و انرژی خورشید نیستن که میشه ازشون با هزینه های خیلی پایین تر برق گرفت ؟!
به نظر من نباید چیزایی که در اولویت های پایین تر هستن رو فدای چیزهای مهمتر کرد .
اونقدی این انرژی هسته رو واسه مردم بزرگ کردن که حد نداره
به قول یکی از بچه ها عملکردایه دولته نهم اینا بوده :
- اصول دروغ گفتن و راست راست راه رفتن پایه گذاری شد.
- طرح مبارزه با بد حجابی شروع شد.
- تحریم های امریکا شدت گرفت.
- بنزین سهمیه بندی شد.
- قیمت پودر لباسشوئی 3 برابر شد.
- قیمت برنج هم كه دست نخورد!!
- قطعی برق و گاز افزایش یافت.
-
بدلیل مشكلات اقتصادی و ... سرانه مطالعه از 20 دقیقه به 10 دقیقه کاهش یافت
- وزیر محترم كشور از دانشگاه آكسفورد فارغ التحصیل شد!
- ثروت وزیر پیشنهادی جدید، صادق محصولی، به بیش از 160 میلیارد تومان رسید.
- فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را توی خانه عفاف گرفتند.
- استاد دانشگاه به شاگردش تجاوز کرد، شاگرد محکوم شد، استاد به پستی بالاتر منسوب شد.
- فیلم رئیس ستاد اقامه نماز تویسرکان با زن کارمندش در آمد.
- بد سابقه ترین مدیر کشور و همکار احمدی نژاد مدیر سایپا شد.
- دولت به جای مشاوره با اقتصاد دانان با قصابان و بقالان مشورت کرد.
- قیمت خانه در تهران از پاریس گرانتر شد.
- برداشت از ذخیره ارزی 12 برابر شد.
- تورم به 25 درصد رسید.
- مردم ایتالیا و فرانسه توی خیابون علیه دولت ایران و تروریست بودنش تظاهرات کردند.
- زمزمه خلیج عربی شدت شد.
- قیمت مسکن سه برابر شد.
- طرح توریستی سفرهای استانی رئیس جمهور و وزرا شروع شد.
- دانش آموزان ایرانی موفق شدند در زیر زمین خانه شان انرژی هسته ای درست کنند.
- استادان دانشگاه مخالف دولت اجبارا بازنشته شدند.
- تعداد زیادی صنایع و کارخانه های دولتی به کنسرسیوم ها و مافیای داخلی فروخته شد.
- ایران از نظر کسب و کار در رده صد و بیست و چهارم قرار گرفت.
- کشور ما از نظر تورم در خاور میانه اول شد.
- سیل مهاجرت مردم به اولین کشور ممکن روانه شد .
- رئیس جمهور کشور موفق به دیدن هاله نورانی هنکام مذاکرات هسته ای شد.
- طرح تقسیم عادلانه !!! دریای خزر که تاریخ دانان آن را برابربا قرارداد ترکمانچای می دانند اجرا شد..
- حتی روسیه و چین همبه قطعنامه های تحریم بر علیه ایران رای دادند.
- اعتیاد در کشور به بالاترین رقم در طی 50 سال اخیر رسید.
- کراک و انواع مواد مخدر به آسانی در دسترس مردم قرار گرفت.
- درصدی از مردم که زیر خط فقر قرار می گیرند به 40 درصد رسید.
- بدترین نتیجه در طول شركت در المپیك برای ایران رقم خورد.
- هرکول جهان به بازی در تبلیغات املاک روی آورد.
- نحوه صدور روادید برای شهروندان ایرانی توسط سفارتخانه های کشورهای یک لاقبا به بدترین و اهانت آمیزترین وضع خود در 30 سال گذشته رسید.
- طبق وعده وزیر محترم راه دیگه حتی یه چاله هم تو جاده ها پیدا نمیشه!عوضش هواپیماهامون زرت و زورت سقوط میكنند و مردم شهید میشن!
- تازه اگر هم شهید نشدی بهت میگن برو خدا رو شكر كن و صدقه بده! صدات هم در نیاد
- حق نداری چكمه بپوشی بری بیرون! حتی اگه از آسمون سنگ بباره! وگرنه به شدت ارشاد میشی
- شركتهای خارجی كه تا حالا میومدن تو مناقصات شركت میكردن تا بهشون پروژه بدیم، ترجیح میدن بیكار باشن ولی تو ایران كار نكنن حتی با وجود قیمت 3 برابر و پول نقدی بجای LC
- مدرك دانشگاه و قطعنامه شورای امنیت به كاغذ پاره تبدیل شد
- سكه 1 ریالی قدیم رو گرفتن 3 تا صفر گذاشتن جلوش دادن بیرون!
- خط فقر در تهران شد 850 هزار
- با اسكناس 500 هزار ریالی میریم میوه فروشی 4 كیلو میوه بخریم!
- سپاه بزرگترین شركتهای مملكت رو هاپولی كرد! (صدرا، آذرآب، تراكتورسازی، توسعه معادن روی، ....)
- پولهایی كه باید در جهت پیشرفت و بهبود وضع اقتصادی مملكت خرج میشد به اسم بنگاههای زود بازده به دست افراد نالایق و خودشونی داده شد
- صندوق ذخیره ارزی خالی شد.
- بهترین دوست و كشور رفیق ما ونزوئلا شد كه رئیس جمهور خانوم بازش هر جا پول باشه پاشو میذاره
- در بخش فرهنگی شدیدا پول خرج میشه چون كلی نیرو زن و مرد استخدام شده كه سر چهار راهها و خیابونها بایستن و با مردم كار فرهنگی انجام بدن
- ورود بی سابقه كالاهای چینی به مملكت طی 4 سال گذشته
- افزایش قیمت كالاهای اساسی مردم كه در چند دوره گذشته بی سابقه بود
- سقوط شدید بازار ارزی كه در تمام دنیا بی سابقه بود كه معلوم نشد این پولها كجا رفتن(صحبت احمدی نژاد در رابطه با افت شدید بازار بورس آمریكا)
- در عسلویه كه شركتها التماس جوشكار می كردند، حالا مهندس ها التماس چند شركت باقیمانده می كنند و دست غارتگران از عسلویه قطع شد!!!
- میزان بر داشت گاز ایران و قطر از حوزه مشترك پارس جنوبی كه طی هشت سال خاتمی به یك میزان شده بود، دوباره به سود قطر تعادل به هم خورد.
- فاز 9و 10 عسلویه كه قرار بود دو سال پیش توسط غارتگران خارجی با كمك مزدوران داخلی راه بیفتد، تاكنون به طور واقعی راه نیفتاده (گازی كه از فاز های قبلی برای تزریق به چاههای نفت استفاده می شد ، به پالایشگاه فاز 9 و10 ارسال می شود) و چون ما می توانیم (آقای رئیس جمهور و مدیران دو رو برشان) روزی 2.5 میلیون یورو ضرر می كنیم.
- برای ایجاد صلح فیمابین هند و پاكستان در قیمت گاز قرارداد بلند مدت تخفیف می دهیم ولی باز هم هند ناز می كند.
- با ایجاد دوستی با كشور 170 هزار نفری وینسنت با اهدا مبلغ ساخت یك فرودگاه مشت محكمی به دهان آمریكا واروپا و ژاپن و مابقی كشورهای بدبختی كه ما را در انزوا قرار داده اند ، زدیم.
- ملوانان انگلیسی را دستگیر می كنیم و اعلام می كنیم آنها متجاوز به كشورمان بودند ولی بعد از توپ نخست وزیر انگلیس ، این متجاوزان را با هدیه به كشورشان بازمی گردانیم.
- خانقاه درویشان را (این بی آزار ترین موجودات از نظر سیاسی) خراب می كنیم و ایران را بعنوان الگوی جهان در حقوق بشر اعلام می كنیم.
- اوین شده دانشگاه
- با مهرورزی تمام زنانی كه می گویند ما حقوق انسانی خود را می خواهیم، در خیابان كتك میزنیم.
- سرعت اینترنت كمتر از سرعت اینترنت در افغانستان است.
- كتابهای دارای مجوز از وزارت ارشاد كیهانی ،در نمایشگاه كتاب جمع می شوند.
- هنگام سخنرانی رئیس جمهور پر افتخارمان در ژنو، 40 دیپلمات كشورهای بی اهمیتی مثل فرانسه و آلمان،جهت احترام به ایشان ، سالن سخنرانی را ترك می كنند.
- غرفه موسسه اطلاعات(بی بخار ترین روزنامه كشور) در نمایشگاه بین المللی كتاب تخریب می گردد.
- نوابغی مثل الهام كشف می شوند كه در آن واحد قادر به انجام چندین كار با هم می باشند.
- بخاطر تهدید رئیس جمهور كه كتابچه اسامی مافیا را در جیب دارد ولی تاكنون حتی اسم یك نفر را اعلام نكرده ، كشورمان پاكترین كشور دنیا از نظر اقتصادی اعلام شده ،می گویید نه از فاطی كماندو بپرسید.
- دومین كشور دنیا از نظر منابع گاز هستیم ولی در زمستان گازمان قطع می شود.
- تیمهای ملی كشورمون در المپیك با اون هزینه های گزافی كه خرجشون شد میرن و گندی میزنن كه در سالهای اخیر بی سابقه بود
- تیم ملی فوتبال كشورمون در مقابل 120 هزار تماشاگر و تبلیغات مذهبی تو ورزشگاه و در مقابل دیدگان رئیس جمهور محبوب از عربهای ... میبازه و ما باید دریوری های عربها رو از شبكه های عربی گوش كنیم و دق كنیم
- همین تیم در عرض یك ماه سه سرمربی و بیش از دوازده كمك مربی و بیش از سی نفر تداركات و ... را بالای سر خودش میبینه تا در كتاب ركوردهای گینتس دارای ركورد بی سابقه ای بشیم
- مشخص نیست به چه دلیلی تیمهای پر طرفدار باشگاهی ما به تیمهای در پیت عربی كه تا دیروز در آرزوی كسب یك نتیجه مساوی از ما بودند یكی یكی میبازند و اوت میشن
- در عرصه اقتصاد 170 میلیارد دلار پول نفت كه قرار بود سر سفره ما بیاد معلوم نیست سر سفره چه كسی رفت كه ما بوش حس نكردیم كه هیچ هر چی كه تو سفرمون بود هم ناپدید شد(به قول شاهین نجفی تو این 4 سال به جای نقت تو سفرمون چیز رفت )
- اولین اجماع جهانی در طول تاریخ بر علیه ایران و به مناسبت نابودی اسرائیل انجام میشه
- برای اولین بار در میادین میوه و تره بار دیگر میوه های ایرانی یافت نمی شود و حتی انگور و گوجه سبز مارك دار می خوریم فكر نكنم دیگه كشاورزی باقیمانده باشد تا بتواند میوه ای تولید كند
- از خودكفایی گندم در سال 83 به بزرگترین وارد كننده گندم در سال 87 تبدیل شدیم ( از کشورهای سوئیس، کانادا، فرانسه، آلمان، روسیه، اتریش و قزاقستان بیش از 7 میلیون تن گندم وارد شده است )
با اضافه کردن نکات مورد نظر خود و ارسال این لیست به دوستان ما را در رای آوردن مجدد احمدی نژاد یاری دهید.
ستاد هوشمند تبلیغات درست برای احمدی نژاد ( معجزه هزاره سوم و سایر هزاره ها)
اینا رو تا کی باید تحمل کنیم و دم نزنیم ؟
اینی که دارم میگم عینِ حقیقته :
رفتم جی پی آر اس گوشیمو وصل کردم تا بعضی وقتا برم باهاش اینترنت . تو این دوماه شاید در کل کمتر از 10 ساعت با گوشیم رفتم نت . در عین ناباوری با رقمِ 110 هزار تومن کنارِ قسمته جی پی آر اس تو قبض موبایلم روبرو شدم ! اونم با یه سرعتی بدتر از دیال آپ !
این فقط یه گلایه ی کوچیک بود و گرنه تنفرِ من از این شخص صرفا به خاطر یه مسئله ی شخصی نیست
خاتمی اومد اما نموند . میرحسن رو نماینده ی خودش دونست و یه جورایی گفت هر که را من مولایم میرحسین مولای اوست ...
تصمیم گرفتم که بهش رای بدم و دیدم تو خیلی از آمارها مثلا تورم و رشد اقتصادی و خیلی چیزهای دیگه حتی با وجود یه جنگ در دو جبهه ی داخلی و خارجی بهترین عملکرد رو داشته بین تمام رئیس جمهور ها (هر چند اون نخست وزیر بود و بعد از اون با تغییر تو قانون اساسی مسئولیتهای نخست وزیر به رئیس جمهور داده شد)
اما امان از دستِ طرفدارایه اون یارو
تهمت میزنن , دروغ میبندن , زیر سوال میبرن , دروغ میگن و حتی حاضر نیستن دلایلتو گوش بدن و فقط میگن احمدی نژاد چون واقعا کار کرده برای ملت !
اما دریغ از کارِ هوشمندانه
به قول محسن رضایی رئیس جمهور اگه تمام انرژیشو برای سفرهای استانی بذاره دیگه نیرویی براش و کابینش نمیمونه که به خیلی چیزا فکر کنن و خیلی از فرصتها رو از دست ندن و خیلی از اشتباها رو نکنن و جلوی خیلی از ضررها رو بگیرن
آخه من نمیفهمم پخش سیب زمینی هایی که با پول دولت خریده شدن بین مردم و رفتن به چنتا روستا و صدقه دادن به چنتا روستایی اگه برای جمع کردنه رای نیست پس برای چیه
سیب زمینی رو میگن که اگه میموند تو انبارها میگندید و اینا
یه سوال پیش میاد . جناب رئیس جمهور که ادعاشون میشه برن هر کشوری براش سر و دست میشکونن و همه دوسش دارن و میمیرن براش واقعا نمیتونه یه کشوری پیدا کنه تا این سیب زمینی هارو صادر کنه ؟!
یعنی تا این حد ایران بدبخته که میتونه برای کشورایه دیگه فرودگاه درست کنه و بهشون نفت ارزون بده و براشون پل درست کنه و .... اما نمیتونه سیب زمینیاشو صادر کنه به اون کشورا ؟!
یعنی ما داریم واسه چنین کشورایی مرام میذاریم ؟!
برای میرحسین که امیدوارم رای بیاره و به خیلیا نشون بده 4 سال راه رو اشتباهی رفتیم آرزوی موفقیت میکنم
میرحسین جان ! میدونم چقد بهت بد و بیراه میگن اما اشکال نداره . یه روزی به این نتیجه میرسن که اشتباه کردن . امیدوارم اون روز سرِ پل صراط نباشه
هرچند رئیس جمهورشون که حاله ی نور میبینه و نزدیکاش که فرشتگان رو در حال مراقب میبینن احتمالا میتونن شفاعتشون کنن...
اما کروبی . حرفاش تنها چیزی رو که به یاد من میاره وعده ی سر خرمنه ! آخه مگه تو میتونی رئیس صدا و سیما رو عوض کنی که میای میگی من کاری میکنم که دیگه تو تلویزیون سانسور نداشته باشیم ؟!
اصلا این کار مگه امکان پذیر هست ؟!
همین منی که هر فیلمی رو نیگا میکنم اگه یه فیلمی یه کم صحنه داشته باشه حتی جلو داداشم روم نمیشه نیگاش کنم چه برسه به بابا مامان !
یا مثلا همون 70 هزار تومنش که باید دید مجلس تصویب میکنه یا نه . احتمال تصویبش به نظرم خیلی کمه . چون نقدینگی زیاد میشه و بالطبع تورمی که همه دارن ازش مینالن بیشتر میشه . آخه این چه فایده ای داره ؟!
خیلی دیگه از حرفاشو تو این مناظره رو خودشم نفهمید چی گفت ! از اینکه تو طول 10 دقیقه وقتی که بهش دادن و ازش خواستن طرح هایه مهم ترشو بگه و فقط از خودش تعریف کرد میشه به این نتیجه رسید که چه بلایی سرمون میاد اگه کروبی رئیس جمهور شه !
اما محسن رضایی به نظرم عالی حرف زد و نشون داد با فکر نامزد شده و یه کارایی میتونه بکنه . واقعا خوشم اومد از حرفاش و طرح هاش . هرچند رای نمیاره اما امیدوارم تو دولتِ میرحسین به اون و طرحاش بها داده بشه . مگه غیر از اینه که همه تلاش میکنن برای پیشرفته کشور . البته بعضیا فرق میکنن !
نمیدونم . شاید آخرین باری باشه که رای میدم اگه باز هم شرایط همینطوری باقی بمونه .
شاید کم کم به حرفایه ابی که "ز آزادی اگر گفتند بــــِدان دریا سرابی ست" اعتقاد پیدا کردم !
اما امشب ; مناظره ای بود پر از نکاتی که قابل تامل بود .
حرفهایی رو احمدی نژاد زد که به نظرم براش گران تمام میشه . اون انگ هایی که به هاشمی و پسرایه کله گندش و ناطق زد بدونِ رو اگه نتونه ثابت کنه براش گران تمام میشه . مخصوصا اونجا که هاشمی به یکی از پادشاههای کشورهای عربی نامه داده که بعد از 6 ماه دولت سقوط میکنه ! این حرف میتونه در بدبینانه ترین حالت منجر به آشوب و حتی جگ داخلی بشه ! یادتون نره هاشمی چه آدمه کله گنده و پر نفوذ چه داخل و چه خارج از کشوره . از اون آدمایی که نمیشه دست کمش گرفت . باید منتظر موند و دید واکنش هاشمی و ناطق و حتی خاتمی به حرفهای احمدی نژاد چیه .
کلا به اقدامات نسنجیده ی احمدی نژاد عادت کردیم و این یکی دیگه از چشمه هاش بود
جالب بود حتی به کروبی و رضایی پرید و گفت که سه نفر به یه نفر ! واقعا این آدم چقدر مظلومه !
اما خوشحالم که موسوی هم حرفهاش رو زد و عقده هایی که رو دلمون مونده بود که تو رسانه ی نه چندان ملی زد بشه رو زد ! اون تیکه ای که انداخت در مورد اینکه رسانه ی ملی دربست در اختیار احمدی نژادیونه دلمو خنک کرد .
ادامه دارد (شاید چند روز دیگه شایدم بعد از انتخابات) ...
برچسب ها: دولت سیب زمینی، میرحسین موسوی، هاشمی، احمدی نژاد،
ما هرچی کپی/پیست نمیزنیم شمام مثه اینکه پست بده نیستید
اول. میرحسین موسوی مرد روزهای عسرت و تنگدستی است و فکر میکند مبلغ 300 میلیارد دلار رقم درشتی است. فلذا، راه و بیراه پاپیچ دیگران میشود که بداند این پولهای خُرد صرف چه اموراتی شده است. ما به کسی رأی میدهیم که طبع بلندی داشته باشد و سر این مسائل بی اهمیت اعصاب ملت را خراب نکند. فرض کنید این 300 میلیارد را بصورت تراول 50 هزاری بین ملت ستمکشیده تقسیم کرده باشند. به نظر شما ملت بزرگ ما با این تاریخ طولانی و فرهنگ کلان 300 میلیارد دلار نمیارزد؟
دوم. خانم فاطمه رجبی دلش میشکند و دل شکستن هنر نمیباشد.
سوم. میرحسین موسوی با اینکه مهندس است، فرق پرتقال اسراییلی و پرتقال چینی را نمیداند و فکر میکند که پرتقال چینی میتواند همان پرتقال اسراییلی باشد و بعید نیست در آینده سر همین مسئله کوچک، برای نظام یک بحران بزرگ درست کند. از این مهمتر، وی از خواص سیبزمینی بهکلی بیخبر میباشد.
چهارم. میر حسین موسوی مرعوب آداب دیپلماسی غرب است و بجای کاپشن که نماد مهرورزی است، کت میپوشد. ایضاً ایشان عکس با لباس ورزشی ندارد و بلد نیست به دروازهبان تیم ملی پنالتی بزند. با توجه به خودباختگی فرهنگی ممکن است در آینده با زنان غربی دست بدهد و آبروی این مملکت را به خطر بیندازد.
پنجم. بعید است در طول عمرش یکبار هم پایش را به مسجد جمکران گذاشته باشد.
ششم. نقاشیهای بی سرو تهش موجب وهن نظام است. بچهها به آنها میخندند و بزرگان از آنها سر در نمیآورند. غربیها ممکن است تحسینشان کنند، اما در شرق خریداری ندارند. کاغذ را حرام میکند و بدآموزی هم دارد. معلوم نیست این سوختگیهای روی تابلوهای نقاشی او نشأت گرفته از کدام مورد منکراتی است.
هفتم. ادای غربیها را در میآورد و زنش را که ناموس ملت ایران است همراه خودش به سخنرانیهایش میبرد. این چه جلوهگریهای خطرناکی است که براه افتاده و کجایند غیرتمندان که جلوی این نمایشهای توهینآمیز را بگیرند؟ بقول ژنرال هموسو، کسی که از عهده حفظ زن و بچه خودش بر نمیآید، چگونه میخواهد ناموس یک ملت را در صحنههای بین المللی نجات دهد؟
هشتم. ما حوصله ظهور مجدد گروههای فشار را نداریم. مگر درین چهار سال که گروه فشاری نبود، به ما بد گذشت؟
نهم. بسیاری از دلایل متقن دیگر که بعداً افشا خواهد شد.
برچسب ها: میرحسن موسوی،
دخترك ، دیوانه وار آقای فوتبالیست ملی پوش را دوست داشت. دیوارهای اتاق دخترك دیگر جایی برای پوستر ستاره ملی پوش نداشت . بزرگترین آرزویش این بود كه ستاره محبوبش را فقط یك بار از نزدیك ببیند
بالاخره انتظار به پایان رسید . دخترك ، ستاره محبوبش را در دو قدمی خود احساس كرد. هنوز از تب و تاب هیجان ستاره ملی پوش بیرون نیامده بود كه آن اتفاق افتاد .
انگار یه سطل آب یخ ریخته باشند روی صورت دخترك بیچاره كه مات و مبهوت به آن صحنه ی عجیب نگاه میكرد
از دهان آقای ملی پوش آنقدر فحش های ركیك بیرون می آمد كه دخترك فاصله فرودگاه تا خانه را یك نفس دوید
چند لحظه بعد مادر ، سطل زباله را از پوسترهای تكه پاره آقای فوتبالسیت پر كرد و سر كوچه گذاشت
نمای دوم
دیوید بكام در مراسم تولد فرزندانش، پیش چشم صدها مهمان صاحب نام به پای ویكتوریا آدامز افتاد و عاجزانه خواست تا اورا ببخشد و عفوش كند . ویكتوریا با گرفتن این قول كه دیوید به كانون گرم خانواده پایبند باشد ، دیوید را بخشید
یادمان باشد كه دیوید یكی از مشهورترین مردان جهان است
نمای سوم
هنوز به جایی نرسیده خودش را گم كرده تا چند سال پیش خواننده عروسی ها بود و حالا به خاطر گل آلود بودن آب موسیقی پاپ به ستاره ای مشهور مبدل شده است
آقای ((ن)) همین روزها سومین همسرش را طلاق می دهد تا با دختری 19 ساله ازدواج كند
آقای ((ن)) هنوز لهجه صمیمی ولایت را حفظ كرده است اما چیزی از هویت خود به یاد نمی آورد
نمای چهارم
آقای فوتبالیست یكی از تیم های رنگی پایتخت بعد از مصرف نوشابه الكلی با خودروی ... دخترك جوانی را تعقیب می كند . دخترك می ترسد و سعی می كند از مهلكه فرار كند اما آقای فلانی كه عنان اختیارش را از كف داده است به شدت با پژو 206 دخترك تصادف می كند. دخترك بیهوش می شود . فوتبالیست جوانمرد ! از صحنه تصادف می گریزد اما پلیس دنبالش می كند و آقای ... زیر پل وی به دام می افتد . بالاخره اقای فلانی كه حرفش ، حرف است و برای خود بروبیایی دارد. آقای فوتبالیست را خلاص می كند و از او می خواهد دیگر از این كارها نكند و مواظب باشد
نمای پنجم
مایك تایسون ، فوق ستاره بوكس جهان با شكایت یك زن به اتهام مزاحمت روانه ی زندان می شود و پا درمیانی هیچ كس هم فایده ندارد . مایك بعد از بازداشت ، سر به راه می شود و دیگر از این كارها نمی كند
حالا خودتان یكبار نمای 4و5 را مقایسه كنید!!!!!!!! 1
نمای ششم
اینجا ایران است . صدای ما را از تهران می شنوید . صدای مارا از كافی شاپ... می شنوید. اینجا پاتوق هنرمندان است . هر از گاهی تعطیل می شود و دوباره... بگذریم
نمای هفتم
جای رژلب پر رنگ روی صورت آقای ملی پوش مانده است . چند نفری می خندند و با هم پچ پچ می كنند . باور كنید اینجا تركیه نیست . جزایر هاوایی هم نیست . اینجا ایران است. پاییز 86 فرودگاه بین المللی امام خمینی
نمای هشتم
پارتی هنرمندان باز هم لو میرود و آقایان و خانوم های هنرمند دستگیر می شود من و خانوم علایی كه از طرف مجله برای تهیه ی گزارش اومدیم و من كه خیلی سمج هستم پا به پای انها راه می روم و فحش میخورم
((من كه زا همون اول گفتم این مملكت جای زندگی نیست))
((روزها توی كارهامون دخالت می كنن ، شب ها هم كه دست بردار نیستند))
((اون وقت میگن چرا هنرمندها مهاجرت می كنن))
((بچه ها نگران نباشین به آقای فلانی زنگ میزنم! می آد آزادمون میكنه))
((آخ اگه بدونم كیه كه ما رو می فروشه))
نمای نهم
خداوندا در كنار شهرت كمی هم جنبه و ظرفیت مرهما بفرما
نمای دهم
دختر هفده ساله یكی از بستگان را ... من اعتماد كرده بودم اما اون... وقتی برگشتم با صحنه ای ... كه حگایت از رابطه نامشروع... اما این كارگردان خیلی مشهوره كه شما ازش دفاع میكنیین پدر بچه ها ی منه و من با اون دختر ... توی...با
می زند زیرگریه و دیگر چیزی نمی گوید
فیلم سینمایی تمام شده و پرده ی دهم را بسته اند
نمای یازدهم
خواننده معروف پاپ به دوستان و آشنایان ((رو)) می اندازد تا قابله ای پیدا شود و ((بچه)) را بیندازد
یكی از دوستان خواننده محبوب پاپ به خبرنگار ما می گوید : ((فلانی ، سابقه دارد ، این بار اولش نیست))1
نمای دوازدهم
جنازه دخترك در پزشكی قانونی است . حكایت به همین تلخی است كه می نویسم حكایتی در سه پرده
(فریب،تجاور،خودكشی)
در این پرونده ، پای كارگردان معروف سینما ، گیر است
نمای سیزدهم
برشی از فیلم سلام سینما: ((یالا گریه كنین ! به حال این سینما))1
نمای چهاردهم
تماشاگران با هم كتك كاری می كنن سوژه دعوا، آرایش جدید زلف آقای ... فوتبالیست خوش تیپ پایتخت
نمای پانزدهم
امان از دست این گلادیاتورهای ژل زده
نمای شانزدهم
اكبرآقا باغبون می گفت :((اصغرشون خیلی خوب می خونه ، می خواد بیاد تهرون آهنگ بسازه))1
اصغر آقا تهران می آید ،آهنگ می سازد . معروف هم می شود، اما نمی دانم چرا چند ماه بعد در یك خانه فساد دستگیر می شود
نمای هفدهم
روزنامه مثلا ورزشی... تیتر یك خود را این طورانتخاب كرده است : علی انصاریان از هدیه تهرانی خواستگاری كرد!!!!!!1
((بدون شرح!))
نمای هجدهم
خداوندا در كنار شهرت و ظرفیت به ما انسانیت هم مرحما بفرما
نمای نوزدهم
آقای كاپیتان در هتل هما ، آقای خبرنگار را تا سر حد مرگ كتك می زند
نمای بیستم
قهرمان سابق كشتی در ژاپن، باند وحشت تشكیل می دهد
نمای بیست و یكم
قهرمان كاراته در همین مملكت خودمان زورگیر می شود
نمای بیست و دوم
خواننده معروف پاپ برای خرید چند گرم كوكائین مرغوب به این در و آن در می زند
نمای بیست و سوم
مادر ، دلسوزانه به دختركش می گوید این دلبستگی ها آخر و عاقبت ندارد (راست می گوید آدم عاقل كه عاشق پوستر نمی شود)1
نمای بیست و چهارم
هنرمندان در استخر پارتی، فوتبالیست ها در اكس پارتی و ...1
این گزارش غیرقابل چاپ است

دیروز حتما میدونین روز پرستار بود . روز یه قشری که میشه گفت کارشون سخت ترین کاره .
حالا منظور ؟
یه رفیقی دارم که همسایمونه و خواهرش همین چن سال پیش ازدواج کرده بود و الا دو تا بچه ی فسقلی داره
شورهرش هم معتاد و اینا . مرتیکه ی فلون فلون شده خمار بود .
هرچی به خانومش گفت پول بده من برم دوا بخرم خانومش بهش نداد
تیزی رو در آورد و زد تو قلب خانومش !

الان بنده خدا تو بیمارستان بستریه و اصلا معلوم نیست زنده میمونه یا نه . شوهره هم الان تو بازداشگاهه .
کار انسان (!) به کجا میرسه . یه کم فکر کنین . اسم تو رو میشه گذاشت مرد ؟ واسه زنت تیزی میکشی ؟ خیلی احساسِ مرد بودن بهت دست میده ؟
لعنت به این اعتیاد . لعنت به اونی که اولین بار اینو درست کرد . لعنت به اونی که باعث میشه این زهر ماری قاچاق شه تو کشور . لعنت به اونایی که .... لعنت به هرچی معتاد . مسعود فردمنش یه تیکه ی خیلی جالب داره تو یکی از آهنگاش که با سیاوش خوند . میگه "این بارِ گران تو مفت مفروش"
مفت فروختی . خیلی مفت
از صب که اینو شنیدم دارم دیوونه میشم . آخه اون دو تا بچه ی کوچیک چه گناهی کردن که شاید (زبونم لال) بی مادر بزرگ شن ؟
یه آهنگی شاهین نجفی خونده واسه داداشه معتادش که خیلی تاثیر گذاره . پیشنهاد میکنم حتما دانلودش کنین
خدایا نسل هرچی معتادِ از رو زمین ور دار
تبلیغات 