تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!
از تیم تحقیقاتی زمین به کنفدراسیون راه شیرى! (تاریخ : 20 و خورده ای / 4 / 88)
گزارش شماره ی 1
در ادامه ی تحقیقاتمان ما امروز به کشوری به نام ایران آمدیم . میگویند این کشور در نقشه شباهت زیادی به حیوانی به نام گربه دارد . . مردم این کشور موجودات عجیب و غیر قابل پیش بینی ای هستند . میگویند که سالها پیش انتخاباتی در این کشور برگزار شده و رایی گرفته اند و جمهوری اسلامی نود و خورده ای % رای آورده و نظام آن اسلامی است . حالا شاید برای شما یک سوالی پیش بیاید که کلا این اسلام چیست . آنطور که 61 در اینترنت سرچ کرد اسلام دینی است که در آن خدا از مردم خواسته دروغ نگویند تهمت نزنند به کسی ظلم نکنند و خیلی حرفهای قشنگ قشنگ دیگر
اما ما وقتی به این کشور پا گذاشتیم همچین چیزی رو مشاهده نکردیم . ما مردانی را دیدیم که تعدادی مو روی چانه ی آن ها روئیده و یونیفرم به تن دارند و به وسیله ی تعدادی سلاح سرد که به آن ها باتوم میگویند به سر و کله ی مردمی که عمدتا رنگ سبز پوشیده اند میکوبند . آن ها رو میکشند یا چلاق میکنند و بعد به زور با خود میبرند
اول رفتیم و از آن عده که یونیفرم پوشیده بودند پرسیدیم که چرا اینها رو میزنید . یکیشان فکر کرد ما هم از مردمِ معترضیم و هر بلایی که دلش خواسته میتواند سر ما بیاورد که ما زدیم  او را تبخیر کردیم . کلی حال داد . رفتیم تا بالاخره یکی از آن ها رو پیدا کردیم که به ظاهر کمی مدار خشونتش کمتر بود . از او پرسیدیم چرا این ها رو میزنید . گفتند این ها آشوب میکنند . این ها محارب با خدا و پیغمبر هستند . این ها اصلا آدم نیستند . ایرانی نیستند . ما هر چه نگاه کردیم دیدیم این ها واقعا آدم هستند . سر و چشم و دست و پا دارند . از یکیشان شناسنامه خواستیم دیدیم نوشته است ایرانی . از تعجب دیگر نمیدانستیم چه کنیم . تا بالاخره یکی از مردم برای ما تعریف کرد چرا میزنندشان
گفت این ریشوها (منظورش همان هایی که روی چانه ی شان مو داشتند را میگفت) را آخوندی به نام خامنه ای فرستاده به خیابان ها تا مردمِ کشورش را بزنند و بکشیند . پرسیدیم چرا . گفت برای رئیس جمهور کردن یارویی به نام احمدی نژاد در انتخابات تقلب کردند و مردم به آنها اعتراض کردند . آن ها هم که جنبه ی اعتراض نداشتند این ریشوها را به خیابان ها ریختند و مردم را زدند و کشتند و گرفتند
پرسیدیم مگر تقلب یکی از جنبه های دروغ نیست ؟ (این را 61 به ما گفت) مگر کشور شما اسمش اسلامی نیست ؟ آن بابا به شکل عجیبی لبخند زد (بعدا فهمیدیم به آن میگوند پوزخند) . گفت که اسم این کشور فقط اسلامی است . رئیس جمهورش دروغ میگوید هلو ! در دینش نوشته زندانی رو شکنجه نکنید اما اینها به اسم همان اسلام هر بلایی که دلشان میخواهد (!) سر زندانی جماعت میاورند و ککشان هم نمیگزد ! اینجا بود که چنتا از IC های 61 سوخت و از آن صداها داد . حقیقتش خودمان هم سر در نیاوردیم . آخر اگه اسم کشورتان اسلام است چرا هیچ شباهتی با آنچه در دینتان میگوید ندارد .  این آدم ها چه موجودات عجیب و غریبی هستند
یک گربه و یک ریشو و یک هلو را پیوست نامه کردیم و از طریق سیاهچاله برای شما ارسال میکنیم
تماس فرت

 To Be Continued
پ.ن:کاملا کار خودمه اما ایده ی اینطور نوشتن از اینجا بهم منتقل شد



طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی، طنز،
برچسب ها: کنفدراسیون راه شیری، ایران، ریشو، گربه، آخوند، اسلام،
ارسال در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1388 توسط جی بی اچ

فاطمه حقیقت جو نماینده مجلس ششم شورای اسلامی در گفت وگو با روز با تشریح ویژگی‌های معرفی سه وزیر زن توسط محموداحمدی نژاد به مجلس گفت که با توجه به عملکرد دولت وی در طی چهارسال گذشته ،این اقدام تنها فریبکاری است.

وی با تقبیح دلایلی که توسط احمدی نژاد برای حضور  زنان درکابینه مطرح کرد واز جمله اینکه حضور زنان باعث می شود مردان کابینه رفتارخود وکلماتی که می گویند را کنترل کنند گفت: "چنین اظهار نظر هایی جای تاسف دارد. این نشان می دهد کابینه ای که آقای احمدی نژاد انتخاب کرده آنقدر کابینه ضعیف، سطحی و بی فرهنگی است که باید سه تا زن به کابینه بیاورد که  حضور این زنان باعث بشود که آن مردان جوکِ ... نگویند. این نشان می دهد که چقدر وضع این مردان عضو کابینه احمدی نژاد خراب است."حقیقت جو اقدام احمدی نژاد را از روی فریب کاری وی دانست وافزود: "همان طور که اساس دولت احمدی نژاد برپایه دروغ وفریب مردم است، این تصمیم نیزاز روی خلوص نیت و برای بهبود وضعیت و افزایش مشارکت زنان در سیاستگذاری ها وتصمیم گیری ها نیست. هدف احمدی نژاد از این تصمیم خرید زنان بوده است. چون که زنان در این جنبش سبز در خط مقدم هستند. در مواقع می خواهد بگوید که من سهم شما را داده ام و من را به عنوان رییس جمهور بپذیرید. او از روی فقدان مشروعیت می خواهد با معرفی چند زن به کسب مشروعیت در بین زنان بپردازد. همان طور که با دادن پول به بازنشستگان می خواهد به کسب مشروعیت درمیان آنها اقدام کند این هم اقدامی است برای کسب مشروعیت درمیان بخش دیگری از جامعه. خوشبختانه جنبش زنان خیلی اگاه تر وروشن تر از این است که این گونه اعمال تظاهر آمیز احمدی نژاد را بخورد. چون در پی عدم مشروعیت داخلی این دولت مشروعیت خارجی هم ندارد، می خواهد بگوید که دولت او به مساله زنان توجه دارد."


این نماینده مجلس ششم در خصوص دلایل خود برای فریب آمیز خواندن تصمیم احمدی نژاد را عملکردچهارسال گذشته دولت  در حوزه زنان دانست واضافه کرد: "بیشترین توهین ها و تحقیرها در طی این چهار سال به زنان روا شده است. برخوردهایی که نیروی انتظامی در خیابان ها به نام حجاب وارشاد واین موضوعات صورت داده، بازداشت های صورت گرفته زنان ومساپلی از این است نقطه سیاهی در کارنامه احمدی نژاد ایجاد کرده است. نکته دوم نحوه برخوردی است که درخصوص ساعات کاری زنان شاغل داشته است. نکته سوم آنکه  آقای شاهرودی در مورد لایحه تنظیم خانواده مطرح کرد که این دولت بوده که بحث تعدد زوجات را به لایحه حمایت از خانواده اضافه کرده است. این موضوع با واکنش گسترده زنان مواجه شد. نکته دیگر انتصاب یک زن بسیار سنتی درچهارسال گذشته به عنوان مسوول امور زنان که او  هم دادن فرصت های شغلی به زنان را کاری عبث می دانست و معتقد بود نقش زن در خانه وبچه داری تجلی پیدا می کند. نکته بعدی برخورد با زنان معترض در طی دو ماه گذشته است. گزارش های منتشر شده  درخصوص شکنجه وحتی آزار جنسی به این زنان صورت گرفته  هنوز پیش چشم ماست که آقای احمدی نژاد حالا آمده سه زن برای کابینه معرفی کرده است. نکته آخر از منظر جنبش این است که هدف این جنبش از درخواست معرفی وزیر در پست های سیاست گذاری بهبود وضعیت زنان است نه صرف نمایش ودکور این زنانی که آقای احمدی نژاد معرفی کرده کارنامه مثبتی از این نظر ندارند. البته من خانم کشاورز را نمی شناسم اما از همین خانم کشاورز هم ما در اعتراض به مشکلات زنان در طی چهار سال گذشته چیزی ندیده ایم  ونمی دانیم به صورت کلی مواضع و کارنامه اش در حوزه زنان چیست. اما آن دونفر دیگر یعنی خانم آجرلو و خانم مرضیه وحیددستجردی که هر دو نماینده مجلس بوده و هستند از لوایح ضدزن حمایت کرده اند."

فاطمه حقیقت جو با اشاره به کاربرد لفظ هلو و خوردن آن توسط محمود احمدی نژاد درتوصیف دکترلنکرانی وزیر بهداشت با توجه به ویژگی هایی که به کاربردن این کلمه در فرهنگ عامه دارد گفت:  "من به عنوان یک روانشناس معتقدم که آقای احمدی نژاد از مشخصات یک بیمار روانی برخورداراست.  اصلا ادم سالمی نیست. کارهای او را ما طی چهارسال گذشته دیده ایم. ایشان فرافکنی هم می کند. یعنی آنچه درضمیرش می گذرد را بیان می کند. معلوم است که خود ایشان هم به لحاظ جنسی دچار مشکلاتی است که از واژه هلو که مفهوم جنسی دارد استفاده می کند. این نشان می دهد که وی بیمار است."


پ.ن:خدا پدرتو بیامرزه حاج خانوم . شیر زن به شما میگن .  . مام همینو میگیم دیگه




طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: محمود روانی، هلو، لنکرانی، حاج خانومِ مبارز :دی، جوکِ بی تربیتی، زنان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1388 توسط جی بی اچ
ساعت ها رو بگو بخوابند ...
بیهوده زیستن را نیاز به شمارش نیست...
(احمد شاملو)

پ.ن:این اس ام اسی بود از یکی از دوستام


طبقه بندی: یه لحظه فکر،
برچسب ها: احمد شاملو، بیهوده زیستن،
ارسال در تاریخ جمعه 30 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
قبل از بازی استیل آذین و ذوب آهن داشتم فیلم حضرت عیسی رو میدیدم از شبکه ی یک که یه سکانسش واقعا برم جالب بود
اینطور بود که یکی از اون روحانی های معبد سلیمان در حالی که چیزی زیر بغلش و زیر عَباش قایم کرده بود (به نظرم یه صندوقچه از سکه بود) با عجله داشت به سمت داخل معبد میرفت که با تعدادی آدمِ به ظاهر فقیر روبرو شد
بهشون چیزی تو این مایه ها که برین گم شین گداها و اینا گفت
بزرگِ اون عده گفت که ما گدا نیستیم , ما کشاورزان روستایی هستیم که با آفت روبرو شدیم و محصولاتمون رو از دست دادیم
اون مرد بهش گفت خوب از من چه کاری بر میاد .
مرد روستایی گفت که از شما درخواست کمک داریم
بهش گفت ما معبدیان کارهای مذهبی و اینا انجام میدیم , نمیتونیم که بیایم با  آفت های شما بجنگیم که
مرد روستایی گفت پس چطوره که زمانی که محصول داریم باید درصد زیادیشو بهتون بدیم
گفت شما حتما معصیتی مرتکب شدین که این بلا سرتون اومده . برید و طلب عفو کنید
که بعد اونا رفتن پیش عیسی و اون هم بهشون گفت که باید 20 روز روزه بگیرین تا محصولتون رو بدست بیارید دوباره . یعنی حضرت عیسی هم در واقع بهشون گفت شما معصیت کردید . اما معصیتِ اون عده اعتماد به اون معبد نشین ها بود !!!

واقعا خیلی از اتفاقاتی که تو این فیلم میفته رو به چشم میشه تو جامعه ی امروز ما دید . کسانی که از دین برای خودشون کلاه دوختن و به اسم دین مردم تلَکه میکنن ! مردمی که دارن چوبِ رایی رو که 30 سال پیش دادن یا ندادن رو میخورن ...


برچسب ها: عیسی، معبد، سلیمان،
ارسال در تاریخ جمعه 30 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
گفتم حرفایه اون شریعتمداریِ   گوسفند رو برای من تکرار نکنا !
گفت مگه شریعتمداری چشه
گفتم همونی که چن روز پیش مطلب زده بود با این محتوا که کرباسچی چون "کودن" نبود به کروبی رای نداد ! یعنی رسما به اون 300 هزار نفری (به قول وزیر کشور) به کروبی رای دادن توهین به این بزرگی میکنه و ...
گفت راست گفته دیگه ! هرکی به کروبی رای داده کودنه !
گفتم طرفدارایه کروبی ای میشناسم که 100 برابر بیشتر از تو سواد دارن و یک دقیقه هم در هیچ موردی نمیتونی باهاشون بحث کنی و اینا
گفت سواد اصلا مهم نیست که . مهم اینه که ولایت رو قبول ندرن و به یه ضد انتقلاب رای دادن
.
.
.
و باز هم همون حقیقت تلخ تو این جامعه که تعهد مهم تر از تخصص و ایناست .



طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
ارسال در تاریخ جمعه 30 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
کلا این بانوان (اعم از اون نوزادشون تا کهنسالیشون) موجودات عجیب و مرموز (منظور همون پر از رمز و راز بودنه) و غیر قابل پیش بینی و به شدت حساسین !
چیه ؟ چپ چپ نیگا نکنا
تورو خدا یه خاطره تعریف میکنم (برای اولین بار => با ریتم بخونینش ) گوش کنین
یه معلمی تو هنرستان سال سوم داشتیم  آآآآآآآآآآآه (یعنی خیلی گنده بود x ش 1 متر و y ش 2 متر ) . این کلا عادت داشت که خیلی دس رو بروبچ بلند میکرد . مثلا چنتا پسر بودن که خیلی شر بودن . اینارو هر جلسه میوورد جلو و 8-10 تا کشیده میزدشون . البته خیلی محکم میزدا اما نه از جنس خشنش (دخترا عمرا اینجاشو نمیفهمن چی میگم) . ولی خیلی سعی میکرد که وقتی داره میزنه و کلا تو کلاس نخنده اما یه بار که چنتایی محکم یکی از اون همون چنتا پسرایه شر رو زد و اونم نیشش باز بود یهو خودشم خندش گرفت . مام خنده . اونم بیخیال شد و رفت نشست . گفت من تو مدرسه ی دخترونم معلمم . گفت همین چند روز پیش تو کلاس دخترونه به یه دختره گفتم "تو" فرداییش رفت باباشو آورد که چرا تو به دختر من گفتی "تو" ؟! تو جلو دوستاش شخصیتشو خورد کردی
گفت خداییش حیفِ این پسرا نیست چیَن این دخترایه تیتیش مامانی

بعد باز برین دانشگاهارو پر کنین باز برین ادعایِ تساویِ حقوق مردا و زنا رو داشته باشین . بالا بریم پایین بیاین مردا و مخصوصا اینجانب و اینجانبان کلا خیلی کارمون درسته و اینا و کلا جنس برتر میباشیم .
اصلا همون دانشگاهارو فتح کردین خوشحالین ؟ یه چن وقتی حال نکردن برن دانشگاه یه سری پسرا و فرستادنش تو بایکوت اگه بخوایم که میبینین هرچی رتبه های اول کنکورن همه پسرا تازه بعضی پسرا 2 تا 2 تا رشته ها رو رتبه ی اولشو میارن
پ.ن:فراررررررررر


برچسب ها: آنتی فمنیست :دی، بابا حساس :دی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 28 مرداد 1388 توسط جی بی اچ

سیاوش قمیشی
آلبوم فرنگیس - 56
ترانه : غرقابه درد

كی مهربونیتو گرفت
از منه غرقابه ی درد
كی دستای عزیزتو
تبر برای ساقه كرد
كینه رو كی یاده تو داد
تو هم شدی مثل همه
از تنه گرم عاشقت
كی ساخته یك مجسمه
نمیشه باورم تویی
نه اینكه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو
ببینی با چشمای خیس
قد تمومه درد من
تو داشتی كهنه مرهمی
دیروز بودی مرگ غمم
امروز تولد غمی
از لب قصه سازه تو
مونده صدای دشمنی
سخته كه باورم بشه
تو همون عاشق منی
نمیشه باورم تویی
نه اینكه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو
ببینی با چشمای خیس



برچسب ها: سیاوش، غرقابه ی درد،
ارسال در تاریخ یکشنبه 25 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
اخراج خانم نرگس فتحی سردبیر شجاع رادیو جوان به‌خاطر...

به گزارش خبرنگار آینده، احمدی مدیر شبکه رادیویی جوان در اقدامی عجیب نرگس فتحی، سردبیر برنامه صبح‌گاهی "یک صبح، یک سلام" را به‌خاطر پخش زنده گفتگوی هانیه جوادی‌منش، گزارش‌گر سطح شهر این برنامه با یک سرهنگ نظامی اخراج کرده است.

.

در میان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، برخورد غیرحرفه ای و متداول یک درجه‌دار نظامی با گزارش‌گر زنده برنامه رادیویی واکنش‌های متفاوتی به‌همراه داشت، ولی مدیر این شبکه در راستای اقدامات عجیب خود، حمایت جالبی از نیروهای این شبکه انجام داد.


به گزارش خبرنگار آینده، احمدی مدیر شبکه رادیویی جوان در اقدامی عجیب نرگس فتحی، سردبیر برنامه صبح‌گاهی "یک صبح، یک سلام" را به‌خاطر پخش زنده گفتگوی هانیه جوادی‌منش، گزارش‌گر سطح شهر این برنامه با یک سرهنگ نظامی اخراج کرده است.


جالب است که در صدای پخش شده از رادیو و پس از آن فایل صدایی که در سایت ایران صدا منتشر شد، گزارش‌گر این برنامه نه تنها موضوع غیرمتعارف و عجیبی را مطرح نکرده بود، بلکه در هنگام برخورد زشت سرهنگ نظامی، با متانت به تمامی سوال‌های وی پاسخ داد و حتی دلایل غیرمنطقی او را نیز پذیرفت!


البته باید هنر گزارش‌گر و جسارت سردبیر برای عدم قطع ارتباط زنده را به حساب هشیاری رسانه‌ای هر دو نفر دانست که با ظرافت جالبی دخالت این فرد در امور غیرمرتبط با خودش و ناامن بودن فضای رسانه‌ای جامعه حتی برای نمایندگان رادیویی و تلویزیونی صداوسیما را برای مردم روشن کردند.


سرهنگ مورد اشاره پس از برخورد زشت کلامی با گزارش‌گر مزبور، حتی زمانی که خانم جوادی‌منش وی را تا ماشین صداوسیما هدایت کرده و آنجا کارت خود را به وی نشان می‌دهد، قدرت شناسایی کارت خدمت گزارش‌گر رادیو را نداشته و با درخواست حکم مأموریت برای گزارش سطح شهر از وی شروع به بهانه‌گیری می‌‌کند، که البته در پایان گزارش با انصراف از بازداشت او همراه شد و وی حتی حاضر به پاسخ‌گویی در مورد برخورد بد خودش به این گزارش‌گر نشد. 


اما نکته جالب زمانی است که مدیر رادیو جوان به‌‌جای حمایت از مجموعه‌ی خود و تلاش برای پی‌گیری چنین حرکت غیرمتعارف و غیرحرفه ای، در راستای سیاست بر هم زدن تعادل و ابتکارهای نوین در رادیو جوان، این سردبیر شجاع را اخراج کرده است.


اخراج نرگس فتحی تنها نمونه پاکسازی نیروهای توانمند این رادیو پس از برکناری دکتر گیل‌آبادی نیست، پیش از این با ایجاد شرایط سخت در این رادیو، چهره‌هایی مانند آرزو جعفرپور، بنفشه رافعی، امین نبی‌اللهی و مهران دوستی مجبور به ترک این شبکه رادیویی شدند.


به نظر می‌رسد مدیر توانای رادیو جوان که پرشنونده‌ترین شبکه رادیویی داخلی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به سطح یک رادیوی استانی کم‌شنونده ارتقا! داده، در تلاش زیادی برای تعدیل گسترده نیروهای خودساخته این شبکه رادیویی می‌باشد. 

میتونی از اینجا دانلود کنید کل جریان رو




طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: رادیو، سرهنگ پیزوری،
ارسال در تاریخ جمعه 16 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
بانویِ Land Rover سوار هم در نوع خودش جالبه ! حداقل برایِ من 


طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: حاج خانوم، Land Rover،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1388 توسط جی بی اچ

یه دستگاه پیکان جوانان مدل 57 هدیه داده میشه به کسی که کشف کنه چند تا دروغ تو این متن وجود داره

بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم. من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.

:nocomment:  :nocomment:  :nocomment:




طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: دروغ، محموتِ بی خاصیت، رئیس جمهور قلابی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 13 مرداد 1388 توسط جی بی اچ

طاقت بیار رفیق، دنیا تو مشت ماست ... طاقت بیار رفیق، خورشید پشت ماست...

آهنگ به یاد ماندنی سیاوش قمیشی با نام رفیق


دانلود با کیفیت 320kb/sDownload 320 kb/s quality 
 دانلود با کیفیت 128kb/sDownload 128 kb/s quality 
 دانلود با کیفیت 64kb/sDownload 64 kb/s quality

از سایت : http://www.siavash-ghomayshi.ir/



طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: سیاوش، رفیق،
ارسال در تاریخ شنبه 10 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
چن روز پیش طبق معمول این اواخر داشتم با بابا و مامان بحث سیاسی میکردم که بالاخره اون چیزی که مدتها رو دلم عقده شده بود و نمیتونستم بهشون بگم رو گفتم
گفتم پدرِ من , مادرِ من ! 30 سال پیش موجی راه افتاد و شورِش شمارو گرفت و افتادین تو مسیر و کم کم شعورتون به خدمت شورِتون دراومد و جریانِ حاکم هرچی که دلش میخواست ازتون ساخت و حالا هرکی هرچی ضد این نظام بگه به نظرتون میشه آمریکایی و شستشوی مغزی داده شده و ...
نه ! مشکل اینه که من و ما برعکس شما هیچوقت شعورمون در خدمت شورمون نیست و نخواهد بود . ما شورِمون در خدمتِ شعورمونه ! ما به بله قربان گفتن و اطاعت بی چون و چرا عادت نداریم . امری که شما اونقدی بهش اعتقاد داشتین که به خاطرش مثلا به قانون اساسیتون رای دادین . چون یه بندی تو همون قانون اساسی هست که میگه در این حکومت هیچ کس رو برای اینکه ازش حرف بکشن نباید شکنجه بدین اما حالا براساس همون شکنجه هایی که شدن میاین میگین مثلا نهضت سبز به آمریکا وصله و ...
از من گفتن و از اون ها انکار و دلایل واهی ...
تا رسید به امروز . عروسی یکی از فامیلامون بود . باباهه یه سپاهیه بازنشسته و جانباز با یک دوجین ریش و پشم و یه متحجر به مفهموم کلمه (سید این برچسب نیست . عین حقیقته) . کسی که از خاطرات زیر آب زنی هاش با دوستاشون میگن و میخندن . کسی که سالهای سال با یه سری مثه خودش میرفتن و عروسی بهم میزدن ! شاید توضیح درست اینکه این بهم زدن یعنی چی یه کم برام سخت باشه و شاید واقعا تا حالا با این پدیده ی نادر روبرو نشده باشین . اینکه عروسی خودتون یا عزیزانتون رو یه عده ریشو بیان و بهم بزنن . کار به جایی رسیده بود که یه اُرکستره چنان زده بودن که داشت میمرد ! اما خوب چون جریانِ حاکم طرفدارشون بود کسی نمیتونست چیزی بهشون بگه . حتی یه بار یه گروهِ موسیقی با چنتا بچه مچه اومده بودن اینجا که ییه کنسرت بدن که اینا رفتن بهمِش زدن . اینارو میگم تا پی به عمق فاجعه ببرین !
اما دست تقدیر واقعا بعضی وقتا آدمو انگشت به دهان میذاره . امروز دقیقا همین اتفاق افتاد . عروسی دخترش بود که رفتم و با ضایع ترین عروسی که تا حالا دیده بوده روبرو شدم . یادِ اون آیه ی قرآن افتادم که میگه "و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین" این آیه برام تعبیر شد امروز . البته سوء برداشت نشه . من با هیچ رقمه عروسی ای مشکل ندارم اما این جور عروسی برای چنین آدمی اونقد قدرت داشت که فَکَم کلی باز بمونه !
حالا حق نداشتم که بگم اون کارا از رو شور بود و نه شعور ؟


برچسب ها: شور و شعور، متحجر، عروسی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
درس اول :

یه زوج 60 ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:
! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .
مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:
… این خیلی رمانتیكه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه 30 سال از من كوچیكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.
فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! مرد 90 سالش شد !!!
نتیجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!

درس دوم :

یه مرد 80 ساله میره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر 30 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب  بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده.. یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل!
همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش شكارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت در مورد چیزی كه مطمئن نیستی نتیجه كار خودته ادعا نداشته نباش

درس سوم :


بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه…
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان 1000 دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!
بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و 1000 دلار به زن پیتر میده و میره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت
پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود…
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد 1000 دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!

نکته ی اخلاقی : اینکه اینجور چیزا رو به صورت راز برای خودتون نگه ندارین



برچسب ها: طنز، پیرمرد، مرگ بر دیکتاتور، حوله !، 1000 دلار !، پلنگ، تفنگ، چتر،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
این مطلبو جایی دیدم واقعا نتونستم جلوی خودمو بگیرم
چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟



این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم:

-اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید.
-اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید

-اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
-اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

-اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
-اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

-اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
-اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده

-اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
-اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

-اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
-اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید

-اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
-اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است

-اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
-اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

-اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
-اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند

-اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
-اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید

-اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
-اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

-اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
-اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید

-اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
-اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید

-اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
-اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

-اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
-اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است


در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند! !


ارسال در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
1.مقایسه ی خدا و یه پزشک کارِ کاملا اشتباهیه .پزشک اومده فقط برای دست گیری از مریض ها تا حد توانش اما خدا به قول تو میگه من شما رو در سختی و رنج آفریدم و ...
ببین حرف من اینه که اون بچه ای که مثلا تو یه کشور فقیر و یه خانواده ی فقیر به دنیا اومده و در تمام عمرش جز سختی و رنج نمیبینه چه گناهی کرده بود که این سرنوشتشه و به قول تو حتی حق اعتراض نداره حتی وقتی میبینه یکی به سن خودش در یه کشور متمولی تو یه خانواده ی متمول به دنیا میاد و از زندگی لذت میبره . هرچند انسان هیچ وقت از چیزهایی که داره راضی نیست
منکر معاد و اینکه در اون دنیا (شاید) اولی به خاطر زجری که کشیده بیشتر مثلا به بهشت بره و اینا نمیشم اما حالا اگه فرض کنیم اون آدم فقیر و تا همیشه فقیر مثلا آدم خوبی هم نباشه و یعنی مسلمان نباشه و مثلا تو کارهای ناپسندیده (بگیر منظورمو) یا هرچی باشه . این یعنی نه تو این دنیا زندگی راحت میینه و نه اونور ؟!
به نظر من این عدالت نیست . امیدوارم بهم برچسب کافر بودن زده نشه . نظرم اینه که این دنیا که به شکل بی رحمانه ای برای درصد زیادی از آدمها ساخته شه کاش ساخته نمیشد ! یا حداقل حق این که ازمون پرسیده بشه میخوای بری تو این دنیا یا نه رو داشته باشیم (منظورم آدم و حوا نیست . هر شخص منظورمه که دوست داری متولد شی یا نه)
2.امام حسین رفت به کربلا چون باید میرفت برای حفظ دین اسلام و از اونجایی که میدونست تا چن ساعت بعد اونا رو در بهترین قسمتِ برزخ (و شاید برای معصوم ها از همون اول بهشت) اعتراضی نمیکرد . معصوم بود خلاصه و میددونست اگه علی اصغرش زنده بمونه به مراتب رنج بیشتری رو در سفر به شام تحمل میکنه
3.ببین نمیدونم چرا اینو میگی اما من (من بودم مقایسه کردم راستی؟) مقایسه کردم این رو با افغانستان چون به عنوان بدترین کشور میشناختیمش . قبول نداری ؟ مثلا خودمون باید با کشورایه اروپایی مقایسه کنیم ؟! اونجا چه خبره و اینجا چی ؟


ارسال در تاریخ جمعه 2 مرداد 1388 توسط جی بی اچ
(تعداد کل صفحات:5) 1 2 3 4 5

قالب وبلاگ