تبلیغات
خاطرات نسل سوخته ! - پست های جی بی اچ
دوشنبه 7 دی 1388

بدون عنوان ...

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،

اگر بتوانی شاهد نابودی آنچه در تمام زندگی ساخته ای باشی،و بی آنکه کلمه ای بر زبان آری به بنای مجدد آن بپردازی.یا در یک دست بازی برده های هزار دستت را ببازی ،بی هیچ حرکتی و بی هیچ افسوسی.اگر بتوانی عاشق باشی بدونه اینکه از عشق دیوانه شوی.اگر بتوانی نیرومند باشی بدونه اینکه مهربانی خودت را از دست بدهی.و هنگامی که احساس کنی از تو نفرت دارند به نوبه ی خود نفرت به دل راه ندهی ،اما با این حال بجنگی و از خود دفاع کنی.اگر بتوانی شنیدن سخنان خودت را تحمل کنی که از سوی بی سرو پا ها برای برانگیختن ابلهان،تغییر شکل یافته،و بشنوی که دهان های بی چاک و بند آنان درباره ی تو دروغ می گویند بدونه اینکه تو نیز دروغ بر زبان جاری کنی.اگر بتوانی همه ی دوستانت را برادرانه دوست بداری،بدونه اینکه یکی از آنها برای تو همه چیز باشد.اگر اندیشه کردن،نگاه کردن و شناخت را بلد باشی،بدونه اینکه هرگز بدبین یا نابود شده بمانی.فکر کنی ولی یک متفکر توخالی نباشی،خشن باشی ولی هرگز خشم نگیری،شجاع باشی ولی هرگز احتیاط را فراموش نکنی،بتوانی نیک باشی بدونه اینکه معلم اخلاق و عالم نما شوی،بتوانی پیروزی را بعد از شکست بازیابی،و هر دوی این دروغ ها را با یک چشم نگاه کنی،و عقل و شهامت خودت را حفظ کنی در زمانیکه تمام مردم عقل و شهامت خود را از دست داده اند،آنگاه پادشاهان ،خدایان و اقبال و پیروزی برای ابد مطیع تو خواهند بود و آنچه را که به پادشاهان و افتخارات برتری دارد،خواهی یافت و یعنی تو مرد خواهی شد پسرم...(رودیارد کیپلینگ).


جمعه 6 آذر 1388

مساوی تر ها !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :هیچی ،

همه آدم ها با هم مساویند اما پولدارها محترم ترند، دخترها پر طرفدارترند، بچه ها واجب ترند، سیاهها بدبخت ترند و سفیدها برترند. البته تبعیضی در میان نیست. اما در کل همه آدم ها با هم مساویند ولی بعضی ها مساوی ترند


چهارشنبه 27 آبان 1388

گوشی مجانی !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :هیچی ،

پا شین به زبونِ خوش برین تو این لینکی که بهتون میدم عضو شین وگرنه دهن مَهَنتون آسفالته
کار خاصی نیاز نیست انجام بدید . عضو میشید و Gift مورد نظرتون رو انتخاب میکنین و اگه به تعداد زیر مجموعه ی خاصی رسیدید براتون ارسال میشه . اگه هم میپرسید که آخه بیکارن که به خاطر چنتا (گرونترین Gift فقط 45 نفر) زیر مجموعه گوشی و HDTV و اینا بفرستن باید عرض کنم که این کار به مراتب از تبلیغات تلویزیونی ارزون تره !
حالا زیادم به این چیزا اعتقاد ندارین اشکال نداره ! فقط عضو شین که این W960iبیاد دست من


برچسب ها: گوشی ، مجانی ،

دوشنبه 18 آبان 1388

وقتی نمیتوان هیچ حرفی برای گفتن داشت ...

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،طنز ،

انشای دانش آموز کلاس دوم دبستان: حیوانات

ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد
حیوانات حرف می‌زنیم ، بابایمان هم همینطور.بابایمان همیشه وقتی‌ با ما
حرف میزند از حیوانات هم یاد می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما
گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول
میخواهیم میگوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پیشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خونه عمه زهرا
اینا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش
آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته
یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی‌ زن دایی, بابایمان هم گفت;
برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی‌
گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان
گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟
فامیلهای ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر
پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که
ما با آنها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را
برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت
می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان
را ببرد، حتما دردشان نیامد.ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده .
ما نتیجه میگیریم که خیلی‌ خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا
بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها
را در تلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکس‌های آنها را به دیوار
بچسبانیم و به آنها مهرورزی کنیم و نمیدانیم اگر در ایران به دنیا نیامد
بودیم چه غلطی باید میکردیم.


برچسب ها: یچه ، انشا ، حیوانات ، اسب ، الاغ ، خروس ، کرم ، محمود ، کرگدن ، دایناسور ، بزمجه ،

شنبه 16 آبان 1388

خود کرده را تدبیر نیست !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،

امروز صب داشتم دس دس میکردم که ساعت 9 شه که برم دانشگا . تی وی رو روشن کردم . شبکه ی دو . یه برنامه ای که اسمشو دقیقا نمیدونم . فک کنم قبلا اسمش با شبنم بود . مهمان برنامه کامران دانشجو . وزیر علوم و تحقیقاتِ دولت ملعون ...
بحث ستاره دار شدن پیش اومد و یه سری چرت و پرت گفت
بحثو به اون سمت کشوند که کسایی که ستاره دار شدن قصد بر اندازی دارن و هیچ نظامی تو جهان اینو بر نمیتابه و اینا . گفت وقتی یه عده ی قلیلی (گفت از 1000 دانشجو مثلا 30-40 تا !)دانشجو وسط امتحان میان ورق از زیر دست دانشجوهای دیگه میکشن و امتحان رو بهم میزنن باید ستاره دار شن و این حرکت تو هیچ نظامی مورد قبول نیست . کاملا غیر اخلاقیه و دور از شعوره و ...
مجری یه سوال کرد که به نظرم نظر واقعیش بود اما بعد به هر وسیله ای که نمیدونم اشاره ی تهیه کننده یا هرچی بود ماس مالی کرد حرفشو
گفت آقای دانشجو قبل از انقلاب شما تو ایران دانشجو بودید ؟ دانشجو گفت نه خیر . من همه ی دوره ی آموزش عالی مو تو اروپا گذروندم (نا گفته نماند که اخراجش کردن از دانشگاه به قول خودش به دلیل اینکه تو جریان سلمان رشدی عقیده داشت حق با امام (!) خمینیه که اونو محکوم به اعدام دونست !)
مجری گفت من تو اون دوره دانشجو بودم . تو اون دوره هم خیلی از کسایی که امروز تو ایران مقام های بسیار بالایی دارن و مثلا وزیر و وکیلن تو اون زمانی که من دانشجو بودم برای مبارزه با رژیم دقیقا همین کارو میکردن ...
میدونید جواب دانشجو چی بود ؟! گفت اصلا رژیم طاقوت چه ربطی به این جمهوری اسلامی (یه جمهوری اسلامی میگفت 10 تا جمهوری اسلامی از دهنش بیرون می اومد !) داره . اون حکومت طاقوت بود و اصلا از حمایت مردم برخوردار نبود . ولی به حول و قوه ی الهی تو انتخابات اخیر دیدیم که 85% مردم رای دادن و این مهر تاییدی میزنه که مردم به نظامشون علاقه دارن و اینا
خودم کردم که لعنت بر خودم باد ....


دنبالک ها: دانشجوی قلابی ،

یکشنبه 10 آبان 1388

سادیسم !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،

همیشه برای همه چیز یه سری حد و مرزهایی وجود داره اما حماقت تنها چیزیه که حد و مرز نداره . اینو شنیدین لابد . این جمله یه جورایی کلیشه ایه . چون واقعا بعضی وقتا (هر 10000 سال یکبار ممکنه ) به مواردی برخورد کنیم که اون حد و مرزهایی که در نقطه ای نزدیک بی نهایت قرار دارند رو هم میشکونن
و اینکه چقد ما خوشبخیتم که تو اون 9000 و خورده ای سالی که از دیدن چنین پدیده ی شگرفی بی نصیب بودن زندگی نمیکردیم ...
بله بله ! درست حدس زدید . همین ا.ن رو میگم
دو جمله فقط میتونه نشون بده که چرا من اینارو در موردش گفتم ...
  1. احمدی نژاد: من دوره‌های مختلف سازندگی کشور را بررسی کرده ام اما برهه کنونی در تاریخ ایران بی‌نظیر است !
  2.  نخبه کسی است که از فرصت‌ها به بهترین شکل ممکن استفاده کند !
... و دیگر هیچ


برچسب ها: حماقت ، محمو از کورش هم بیشتر خدمت کرد ، بر منکرش هم لعنت ، دلشون خوشه این بابا ، من و این همه خوشبختی محاله محاله ... ، جنبش سبز ، 13 آبان را سبز کنید ، یه حقارت ، توهم ، حس کمال ! ،

یکشنبه 3 آبان 1388

اوون

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

اوون ...
یادش بخیر چه خاطراتی با این پسر داشتیم
همه چیز از اینجا شروع شد . اوون اوون اوون گللللللل , چه گلی میزنه این پسره ...





کم کم ازش خوشم اومد و کم کم به تیمی رسیدم به اسم لیورپول ...
تمام زندگیم شد اوون ! البته واقعا اوایل فقط دنبال بازی اوون بودم . بازیکنای دیگه خیلی برام مهم نبودن . هر چند این ذهنیت خیلی دووم نیاورد
تقریبا بهترین بازیکن تیم رویایی ای بود که 5 جام برامون آورد


5 تا جام تو یه فصل . حداقل برای لیورپوله 20 سال اخیر این اتفاق باور نکردنی بود حتی با وجود اینکه بعضی حسودها اسمشونو جام های میکی ماوس گذاشتن . هیچوقت برای ما مهم نبود اونا چی میگن ...
...
پایان همون فصل اتفاقی رو برامون رقم زدی که حتی تو اون تاریخ بی نظیرمون هم برای هیچ بازیکنمون اتفاق نیفتاده بود .

البته این به هیچ وجه به این معنی نبود که تو بهترین بازیکن تاریخمون بودی ....
چند سال گذشت و بعد از اومدن رافا , اینکه میدونستیم یه مربی بزرگ شده مربیمون و چشم امیدمون به تو بود و جرارد ی که روز به روز داشت فوق العاده تر میشد اما تو گذاشتی و رفتی ....

آخه لعنتی تو رئال میخواستی به چی برسی ؟
اگه میدونستی اشک چند نفر تو جهان رو جاری کردی
میدونم خیلی برات دردناکه از وقتی که از لیورپول رفتی هیچ جامی نبردی . هیچ جامی . شاید حداقل اگه یک سال دیگه تو آنفیلد میموندی میتونستی این افتخار رو داشته باشی که با استیوی دو تایی جام رو بالا ببرین . تو مایه های یوفای 2001 . اما خودت مسیر اشتباه رو انتخاب کردی ...
حتی وقتی به رئال رفتی هنوزم دوسِت داشتم . دوست داشتم گل بزنی . وقتی گل میزدی خوشحال میشدم اما کم کم به این نتیجه رسیدم که باید فراموشت کنم . بی تفاوت بودم بهت تا همین چند ماه پیشو اون روزی که با بهت عکستو دیدم که با شال منچستر عکس انداختی...

به این نتیجه رسیدم که اشتباه میکردم که ازت خوشم میومد . تو هیچوقت هیچوت هیچوقت هیچوقت هیچوت هیچوقت لیورپولی نبودی .
ممنونم ازت که باعث شدی لیورپولی شم اما حالا ازت متنفرم

راستی دقت کردی که وقتی تو لیورپول بودی چقد قیافت دوست داشتنی تر بود ؟


برچسب ها: اوون ، لیورپول ، رافا ،

سه شنبه 28 مهر 1388

اسلام ما و مسلمانی آنها !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،سیاسی - اجتماعی ،منبر ! ،

یه جمله ی معروف هست که حتما شنیدید حتی اگه ندونید سید جمال الدین اسد آبادی اون رو گفته . گفته اسلام رو در ایران دیدم و مسلمانی رو در غرب !
این جمله خیلی حرفه . حرفیه که دیگه یه آخوندِ شجاع مثل اون پیدا نمیشه که تو این عصر بزنه . نیست که همه چی دستشونه و این اعتراف خیلی براشون گرون تموم میشه ... هرچند کروبی نشون داد که این که فکر میکردیم نسلِ آخوند شجاع منقرض شده اشتباه بود !
حالا ; فیلم Prison Break رو حتما دیدید یا می بینید یا حداقل خبر دارید جریانش چی به چی ه . اگه نمیدونید تعریف میکنم شمای کلی این فیلم رو . جریان برادریه که به جرم کشتن برادر معاون رئیس جمهور به زندان افتاده و قراره اعدام شه که برادرش وقتی میفهمه برادرش مرتکب قتل نشده برای آزاد کردن برادرش میره و ...
صراحتا تو این فیلم نشون داده میشه که سیاست مدارهای آمریکایی از اون بالا تا پایین و همه ی اف بی آی و ... تو کثافت دارن دست و پا میزنن و معاون رئیس جمهور به خاطر این که خرج انتخاباتشو در بیاره برادرشو یه جایی قایم میکنه و به یه بنده خدایی که پدرش سالها براشون کار میکرده و حالا نمیکنه این تهمت رو میزنن و طوری صحنه سازی میکنن که اون این کارو کرده و ...
بگذریم . برای هر کسی که تو یه کشور پر از خفقانی زندگی میکنه این سوال پیش میاد که چطور کسی میتونه سریال به این پرخرجی رو تو کشوری درست کنه و از شبکه های معروف پخش کنه و دولتی که تو فیلم بارها و بارها بهش توهین میشه کاری نمیکنه ؟
تو کشور ما برای آلبوم موسیقی که سیاسی نیست و فقط آقایون ازش خوششون نمیاد مجوز صادر نمیشه و تو ینگه ی دنیا ...
فقط میشه آه کشید

حالا داشته باشین مسلمانی ما چی میگه :
حتی به نظرم بعید نیست این حرفا و این به هیئت دولت آوردن زن ها و اون خواست راه دادن زنها به ورزشگاهه یه جریان از پیش تعیین شده برای موج سواری بود اما این حرفایی که این یارو (مکارم) زده رو هیچ عقل سلیم و حتی نا سلیمی قبول نمیکنه جز 4 تا احمقِ عقب افتاده مثه خودش ...


برچسب ها: فرار از زندان ، مایکل ، لینکولن بارُز ، تی بگ ، اسد آبادی ، ینگه ،

دوشنبه 20 مهر 1388

تفاوتِ اینور و اونور !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،

در داخل وطن:

اعتراض ممنوع ، ازادی ممنوع ؛ شادی ممنوع ، همصدایی ممنوع ، اورکات ممنوع، دانشجو ممنوع، عشق ممنوع ، سایت خبری ممنوع ، سرزمین آفتاب ممنوع، یاد رفته ها آزاد ، برقراری امنیت اجتماعی آزاد !!ا
ا
مانتو کوتاه ممنوع ، جلب توجه نامحرم با چکمه بلند ممنوع ، چکمه بلند هم ممنوع ، زیبایی ممنوع ،حرف ممنوع ، دموکراسی ممنوع ، قلیان ممنوع ،خودکشی آزاد ، عقده آزاد !!!ا
ا
آزادی بیان ممنوع ، حقوق شهروندی ممنوع ، اعتراض کارگری ممنوع ، مهرورزی آزاد ،ایست بازرسی هم آزاد

در خارج از وطن: ا

ا
نگرانی ازنسل جدید بی ریشه ، دلتنگی برای خانواده ، هراس از تنهایی ، غربت ، تنهایی ، ولی آزادی همه ممنوع ها ...


برچسب ها: وطن ، آزادی ، چکمه ! ،

چهارشنبه 15 مهر 1388

از کجا آمده ام , آمدنم بهر چه بود

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :هیچی ،

واقعا آمدنم بهر چه بود ؟!


سه شنبه 14 مهر 1388

تولد

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :هیچی ،

تولد!! روزی که هیچگاه نفهمیدم برای چی باید خوشحال باشم!!!

پدر آن شب اگر خوش خلوتی پیدا نمی کردی
تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی
تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی کردی
کنون من هم به دنیا بی نشان بودم

پدر آن شب جنایت کرده ای شاید نمی دانی
به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی
از این بابت خیانت کرده ای شاید نمی دانی


من زاده ی شهوت شبی چركینم
در مذهب عشق ، كافری بی دینم
آثار شب زفاف كامی است پلید
خونی كه فسرده در دل خونینم
من اشك سكوت مرده در فریادم
داد ی سر و پاشكسته ، در بی دادم
اینها همه هیچ ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را كه برد از یادم ؟

کارو


چهارشنبه 8 مهر 1388

مهر آمد و بوی میر

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :عکس ،


سه شنبه 7 مهر 1388

آزادی

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،طنز ،

چن روز پیش تو تاکسی بودم و رادیوی تاکسیه داشت وز وز میکرد . بخشایی از وصیت نامه ی 8 ماده ای و قسمت های سیاسیش بود
نقلِ این بود که باید از ورود و نشر هرگونه مجلات و کتاب ها و ... که برخلاف دین اسلام و امنیت کشور هستند جلوگیری بشه و ... و اینکه برای آزادی باید حد و مرزی قائل بشه و هرگونه آزادی که مخرب برای جوانها تشخیص داده بشه باید جلوش گرفت و اینا !
حالا یه سوالی پیش اومد برام . چه کسی این تشخیص رو میده ؟!
آخوندا ؟  اینــــــــــا ؟ اینا که تو بالا کشیدنِ تمبونشون یکی باید کمکشون کنه


جمعه 3 مهر 1388

شطرنج

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،

این آهنگ از داریوش فوق العادست . بی نظیره ...

از پس پرده نگاه کن مثل شطرنج زمونه

هر کسی مثل یه مهره توی این بازی می مونه

یکی مثل ما پیاده یکی صد ساله سواره

یه نفر خونه بدوشه یکی دو تا قلعه داره

یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن

روبروی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن

اونا که اول بازی توی خونه ی تو و من

پیش پای اسب دشمن اون همه سربازو چیدن

ببین امروز تو بازی میون شاه و وزیرن

هنوزم بدون حرکت پیش ما سنگر میگیرن

تاج وتخت شاه دیروز در قلعشون نمی شه

به خیالشون که این تاج سرشون تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاج رو از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت

اون که ما رو بازی می ده ،اونه که مهره رو چیده

اون که نه شاه نه سرباز،نه سیاهه نه سفیده

از پس پرده نگاه کن...

دانلود


برچسب ها: شطرنج ، شاه و وزیر ، داریوش ، اقبالی ،

جمعه 3 مهر 1388

پرواز

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    نوع مطلب :سیاسی - اجتماعی ،

گیرم که در باورتان به خاک نشسته اید و ساقه های جوانم از ضربه تبرهاتان زخم دارد،با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته بر کمین پرنده ای ،پرواز را علامت ممنوع می زنید ،با جوجه های نشسته در اشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید،گیرم می برید ،گیرم که می کشید،با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟


برچسب ها: رویش ، پرواز ،

تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5