تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!
گور باباى هرچى گیردادنه و هر كسى كه گیر میده به معنای واقعى كلمه سرویس شدم .


طبقه بندی: هیچی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1388 توسط حامد
نمیدونم چرا تقدیر عادت داره به بازیم بگیره !
وقتی فكر میكنی مردی !!!‌وقتی فكر میكنی میتونی از سرجات بلند شی !!
وقتی فكر میكنی داری ! وقتی فكر میكنی حالا وقتشه ! وقتی فكر میكنی دفعه ی پیش بار آخر بود !
وقتی فكر میكنی اینجوری هم میشه !‌وقتی فكر میكنی عادت كردی ! وقتی فكر میكنی نیاز به پشتوانه نداری !
وقتی فكر میكنی راحتی !‌وقتی فكر میكنی میتونی دیگه گم نمیشی !
خلاصه وقتی فكر میكنی دیگه چیزی حریفت نیست ...

زمونه یه نیشخند تلخ میزنه و با طعنه بهت میگه نه حامد هنوز بچه ای !!!

تازه میفهمی كه نه حاجی از این خبرا نیست !!‌ هنوز بلد نیستی بجنگی !! هنوز ضعیفی !‌
وقتی به یه جا میرسه كه پاهام میلرزه ! میخوام گریه كنم !‌ كسی نیست بهش بگم !‌ و همش خلاصه میشه تو فشار دادن دندونام !‌ اون موقع میفهمی كه مونده برسی به اونجا !
مهم نیست !‌بلند شدم دوباره !‌ منتظر بعدی هستم !‌
میرم و كاری میكنم كه وقتی برمیگردم پیشش بتونم بهش بگم دیدی انتقامتو گرفتم !!‌ بتونم بهش بگم كه همش به خاطر تو بود !‌بتونم بهش بگم فراموشت نكردم و تا آخرش باهات بودم !‌ هوامو داشته باش !‌




طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: سینا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1388 توسط حامد
میگم عجب دور و زمونه ای شده ها !! اومدم یه آی دی تو یاهو واسه داداشم درست کنیم بچتیم با هم گفت برو ننه باباتو بیار !! یاد دوران ابتدایی افتادم دعوامون میشد باید با بزرگترمون میومدیم ! این خودش خبر نداره این بچه داشت واسه من یاد میداد چطور مخ بزنم !؟
نخواستیم آقا یا ICQ چت میکنیم منط هم نداره .



طبقه بندی: هیچی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 25 مرداد 1388 توسط حامد
دیشب فهمیدم بابای سالار تو یه تصادف فوت کرده ! واقعا ناراحتم براش زنگ میزنم جواب نمیده پیداش هم نمیتونم بکنم یه چیزایی یاد گرفتم ازش که کسی نمیتونست یادم بده والبته ضربه هایی بهم زده که حالا حالا نمیتونم پر کنم جاشو !
حداقل الان میتونه به آرزوی جاودانش که میخواست پولش بیشتر از باباش بشه برسه !! کله شقه و میدونم درسشو ول میکنه یعنی کسی نیست که مجبور به درس خوندنش کنه ! به یاد کارهاش تا جایی که میتونم کمکش میکنم !


اینم واسه اونی که خودش میدونه :

من با تو فهمیدم دل بستگی بد نیست
گاهی به یک آغوش ، وابستگی بد نیست




طبقه بندی: خاطرات،
ارسال در تاریخ شنبه 24 مرداد 1388 توسط حامد
عشق من عاشق من باش تو دنیایی که پر رنگ و ریاست

 سر بزار رو شونم بزار برات بگم تو دنیا فقط تو داری چشمای ناز

پ.ن:هر دفعه کامل تر میشه



طبقه بندی: هیچی، خاطرات،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 22 مرداد 1388 توسط حامد
خیلی سال پیش ! وقتی مثل الان بودم , واقعا مثل الانم بودم !! پس زیاد تازه نیست برام ! فکر کردم و انتخابش کردم ! با این که دیگه فرق نخواهم داشت ! با این که بازم منزوی میشم ! با این که دوستان کمتر میشن ! با این که یه چیزایی رو باید زیر پا بزارم !
آدامس
فندک مونستر
نت
درس
عطر بلو جین
شیر کاکائو
بارسا
کولر
موزیک
کسی که کمکم کنه
پی ای اس
اسپایرو
اکس لایو
مارشال لاو
پرنسس کیتانا
همشونو دارم ! به علاوه ی دوستایی که میخوامشون ! فعلا بفیه ی چیز ها مهم نیست واسم درست مثل گذشته !! خیلی شبیهشه ! به خاطر همین دوست دارم !
چیزی که بارم روشن بود و شما بهم نگفتید !! اینه که برای این که بخوام تنهایی به راهم ادامه بدم مجبورم این شکلی بشم ! یه آدم انرژیک و سرخوش و عجیب غریب و سوژه میتونه واسه خیلی ها جالب باشه اما برای خودش اصلا جالب نیست ! هرچقدر هم خز میشی بشو ولی آدم شو !
نزدیک 2 هفتست جواب تلفن نمیدم دارم یه چیزایی رو از دست میدم که بدست آوردنشون سخته اما دارم یه چیزی رو بدست میارم که جز الان وقت دیگه ای نمیتونم برم سراغش !




طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: در ادامه راه آدم شدن، آدم شدم،
ارسال در تاریخ شنبه 17 مرداد 1388 توسط حامد
گفتی که من از طایفه سنگ‌دلانم، به خدا نه
یا عاشق این هستم و یا عاشق آنم، به خدا نه
هر جا که تو رفتی و به هر کس که رسیدی
گفتی که من از قوم جدایی‌طلبانم، به خدا نه
چون اهل سکوتم نه اهل هیاهو
تو تشنۀ تعریفی و من بسته‌دهانم
پنهان شده در زیر سکوتم، هیجانم
تقصیر ز من نیست
دیوانۀ تو اهل سخن نیست
هر بار دلم خواست تا یک‌دله باشم
هر بار دلم خواست حرفی زده‌باشم
دیدم که همان لحظۀ گفتن نگرانم
تو تشنۀ تعریفی و من بسته‌ دهانم
لحظۀ سوختنم، سینه افروختنم، عاشقی آموختنم، همه تقدیم تو باد
هی نگو حرف بزن، یک جهان شعر و سخن، قصه‌های دل من، همه تقدیم تو باد
شور و حال سازم، گرمی آوازم، شعر عاشق‌سازم، همه تقدیم تو باد


طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: فولاد قلم،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1388 توسط حامد
این خبر رو دیدم از صبح اعصابم خورده

کودک ۴ ساله‌ای که به‌علت تعجیل اعضای خانواده‌اش برای تماشای سریال «جومونگ»، در بیرون شهر به فراموشی سپرده شده بود، در تنهایی و تاریکی شب جان خود را از دست داد.

هفته گذشته دو خانواده که برای تفریح به اطراف شهر آباده در استان فارس، رفته بودند، عصرگاه حوالی پخش سریال «جومونگ» با عجله خود را آماده بازگشت کردند. آنها سوار خودروهایشان شده و برای رسیدن به پخش سریال با دستپاچگی صحرا را ترک و به منزل مراجعه می‌کنند.

خانواده‌ها هر کدام به خانه خود رفته و سریال را می‌بینند. چند ساعت بعد در آخرین ساعات شب، یکی از خانواده‌ها باخانواده دیگر تماس گرفته و می‌گوید که تصمیم دارند برای برگرداندن دخترکشان به منزل آنها بروند.

اما خانواده دیگر اعلام می‌دارد که کودک با خودروی آن‌ها نیامده و می‌پرسند که «مگر خودتان او را نیاورد‌ه‌اید»؟! در نهایت معلوم می‌شود که دختر بچه‌ ۴ ساله‌ را از هول نرسیدن به پخش سریال جومونگ در بیابان جا گذاشته‌اند.

دو خانواده با دستپاچگی به بیرون شهر رفته و منطقه‌ای را که از آن مراجعت کرده بودند جستجو می‌نمایند و دخترک بیچاره را پشت یک تخته سنگ در حالی‌که به‌خود پیچیده شده و جان باخته بود، می‌یابند


آخه چی میشه به اینا گفت ؟! بدبخت یه سریال کذایی رو به بچت ترجیح میدی ؟! اصلا از وقتی این سریال رو میده مملکت عقب افتاده از خیلی چیزا ! جوون های احمقون عاشق این بی ریخت ها شدن ! شب کره صب کره !
تا حالا یه قسمت از این رو ندیدم ولی نمیدونم چیه که این همه ملت رو به خودش جذب کرده !!
و البته دلم به حال خودمون میسوزه !
اون کره ای های مورچه خوار یه چیزی ساختن که این ور دنیا هر روز داری تو راهش شهید میدیم اما مای بی غیرت و عرضه ی ساختن یه سریال درست حسابی از تاریخ کشور خودمون رو نداریم !! هرچی هم فیلم هست فقط در رابطه با خل و چل بودن شاه های سابق مملکته !! آخه کسی که با گذشته ی خودش اینطور برخورد میکنه موفق میشه ؟! همش باید بدی های خودمون رو به رخمون بکشیم بس کنید بابا ...!! همین بابایی که بهش برچسب عقب افتادگی ذهنی رو میزنن انقدر خدمت کرده که الانم نوشنو میخوریم !
خیلی حال میکنم میاد جلوی تلویزیون میگه ما تو قله های پیشرفتیم ! دیگه خفو شو هیچکس حوصلتو نداره !
تا وقتی که سطح فکریمون این همه باشه همین آشه و همین کاسه !! الان از کره و کره ای متنفرم چون داره بهش حسودیم میشه !!




طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی، یه لحظه فکر،
برچسب ها: ارزشمون همینه، میسازمت ایران،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1388 توسط حامد
سر بزار رو شونم تا بت بگم تو دنیا تو داری فقط چشمای ناز



طبقه بندی: خاطرات،
ارسال در تاریخ شنبه 10 مرداد 1388 توسط حامد
سلام این چند روزه سفر بودم و اینا همش الافی و دربه دری شد ولی خوب چند روزی کنار مامانم بودم بد نشد !!

تغییراتی که تو خودم ایجاد کردم تو این چند وقته رو میگم حالشو ببرید
حامد آدم میشود چون:(علامت تعجب ها نشانگر خیلی چیزاست )

صدای موزیکش رو دیگه رو آخر نمیزاره که علاوه بر کر شدن خودش باعث بشه در و همسایه اشکشون در بیاد !
وقتی باباش بهش زنگ میزنه به جای این که رد تماس کنه تو زنگ دوم گوشی رو برمیداره میگه "بله عزیزم" !!!!!!!
دیگه با دوست های خلافش نمیگرده و ترجیح میده تو خونه بشینه و فیلم مورد علاقش رو ببینه !!!
به جای سر کردن وقت با ارزشش تو قهوه خونه ها یکی از پایه های اصلی کتابخونه میشه !!!!
دوستاش وقتی میبیننش میگن حامد خودتی ؟؟!!
دیگه صفر های فیش تلفنش سر به فلک نمیکشه !!!
با هرکسی دیگه گرم نمیگیره !!
وقتی آشنایی رو تو خیابون میبینه به جای این که خیابون رو بزاره رو سرش با یه لبخند ملیح سرشو به نشانه ی سلام و احترام میاره پایین و رد میشه !!!
سایت لست.اف ام دیگه بهش میل نمیزنه که سرورمون رو پوکوندی بچه !!
به جای این که بشینه واسه ملت اس ام اس سرکاری بفرسته با کسایی که دوستشون داره رتباط برقرار میکنه !!!
جای این که کلکسیون آدامسشو تکمیل کنه تست دیفرانسیل و گسسته میزنه !!
عوض این که شهریور ماه بره جای دوستاش امتحان بده باهاشون میشینه درسایی که نتونستن پاس کنن رو کار میکنه !!
مامانش بهش میگه حامد تو خودت نیستی !!!
هر روز وقت میزاره واسه خوندن درس های سال بعدش !!
واسه اسباب کشی همسایه میره کمکشون !!
و کلی اعمال دیگه ...

خودمم باورم نمیشه ولی خوب همشو مدیون دوستایی هستم که خیلی ازم دورن اما همیشه تو فکرشونم
اینجاست که شاعر میگه :
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش به فنا پیوست ...حامد که جزو اشرار بود یه بار پی خوبان گرفت و حس کرد داره آدم میشه

از اون طرف هم یکی میگه Impossible is nothing که دمش گرم جمله ی قشنگیه الان باورش کردم

البته یه بابا دیگه هم میگه بلاگر شدن چه آسان آدم شدن محال است !! که خوب نظر هرکس واسه خودش محترمه


طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: حامد آدم میشود، شاد آدم شدم،
ارسال در تاریخ جمعه 9 مرداد 1388 توسط حامد
با من بمون
با من بخون
با تو میمونم تا که هستم
پیشم بمون و اینو بدون
 بدون که عاشقت هستم
برای من یدونه ای تو خود عاشقونه ای
تو نباشی یا ازم جدا شی عاشقتم بی بهونه ای
بیا با من من و تو ما شیم از غم های دنیا جداشیم
نگو دیره قلبم میمیره
میدونم بازم عاشق تر میشی
دوست دارم تنهام نزار سرت رو رو شونه هام بزار
واسه با هم بودنمون تورو خدا بهونه نیار
دستتو بزار تو دست من بدون که عاشقت من
تو همیشه اینو بدون
بدون ازت دل نمیکنم



باراد - بیا با من



Download Video Server 1
Download Video Server 2
Download video Server 3
Download Video Server 4
Download Video Server 5
Download Video Server 6
Download Video Server 7
Download MP3

پ.ن:چه میکنه این باراد.
پ.ن2:گیر ندین قدیمیه چیه خوب دوست دارم.
پ.ن3:اگه گل های فوتبالی تو این همه سرور آپلود میشدن الان من تو بهشj سیر میکردم
پ.ن4:مهدی طلوعی هم قشنگ میخونه ها .
پ.ن5:پی نوشت هم خز شد.



طبقه بندی: موزیک،
برچسب ها: باراد،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 1 مرداد 1388 توسط حامد
تو این آشفته بازار افکار چه حالی میده حسنی !!
وقتی میخونمش فراموش میکنم همه چی رو !! تو هم فراموش کن !
خسته شدم از بس حرفای همیشگی رو زدم ! تا آخرش هم همینا رو میتونم بگم !


یه جـــــــای خـــــوب و با صفا

 

تـــــوی دهـــــی اون دور  دورا

بازی می كرد تو دشت و دمن

 

 یه پسری بود اسمش حسن

بازی  می كـــرد با بچــــــه ها

 

همه اش ولو تو كــــــــوچه ها

 

چه بچــــــــه ای آه و آه و آه  

صبح می خوابید تا ســـاعت ده

همه كارش بد و ناتـــــــــموم   تنبلی می كرد نمی رفت حموم

از صبح تا شب بخور  و بخواب

 

تــوی خونـــــــــه یا كـــــــنار آب

 

سرو صدا به پا می كــــــرد


 با بچــــه ها دعوا می كــــــــرد

كنار ننه ، بنشین همین جا

 

ننه اش می گفــت : حسنی بیا

این  قدر ، تو كوچه ها نمون

 

مشقهامو بنویس ، درساتو بخون

 




ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: حسنی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 1 مرداد 1388 توسط حامد
الان فقط دلم میخواد با دیوار حرف بزنم شاید آروم بشم...
گوش کن دیوار تو بهم اعتماد کردی
گوش کن دیوار بیشتر از همه بهت اعتماد کردم
گوش کن دیوار بیشتر از هرچی دوست داشتم
گوش کن دیوار با حرفات منو شکستی
گوش کن دیوار تو رو دوست دارن
گوش کن دیوار تو فقط برای خودت نیستی
گوش کن دیوار هر جا بری هستم
گوش کن دیوار قبولت دارم
گوش کن دیوار هیچوقت حرفامون رو فراموش نمیکنم
گوش کن دیوار حرفامو بفهم و باور کن
گوش کن دیوار من دلم خوش نیست
گوش کن دیوار من حرف مفت نمیزنم
گوش کن دیوار من دوست دارم
گوش کن دیوار باز هم بهم اعتماد کن
گوش کن دیوار فقط به خاطر کسی که دوستش داری
گوش کن دیوار برای آینده
گوش کن دیوار برای فردات
گوش کن دیوار برای فهمیدن زندگی
گوش کن دیوار برای فراموش کردن مشکلات
گوش کن دیوار و یه دنده نباش
دیوار من بدون که الان انقدر حالم بده که با 2 نفر همینجوری دعوا کردم .
هیچی رو بدون دیوار نیمخوام . دنیا رو بدون یه دیوار خوشحال نمیخوام . دیوار تو باید مثل همیشه از سرجات پاشی و ادامه بدی ! دیوار بفهم بفهم
دیوار فقط امید داشته باش اما بدون اگه بخوای ادامش ندی منم تمومش میکنم فهمیدی دیوارر ؟؟



برچسب ها: گوش کن دیوار،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 31 تیر 1388 توسط حامد
سلام عید همتون مبارک عیدی من به شما فول آلبوم حامد هاکان که همشون کار میکنن و فوق العادست (به جز تک اهنگ های جهنم سرد همش هستند )!
ادامه مطلب !!





ادامه مطلب
طبقه بندی: موزیک،
برچسب ها: حامد هاکان، دی جی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 29 تیر 1388 توسط حامد
آخه من کجا برم ؟ هرجا برم بازم تویی


طبقه بندی: یه لحظه فکر،
برچسب ها: سینا، بزرگترین تصمیم زندگی، نمیرم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1388 توسط حامد
(تعداد کل صفحات:5) 1 2 3 4 5

قالب وبلاگ