به سلام به بهترین رفیقای مجازی دنیا حال شما خوبه بدون ما خوش میگذره؟
غرض از مزاحمت این بود که بیاییم یه احوالی بپرسیم و بعد از مدتی یه پستی بدیم این مدت که دیگه جواد ترین و مسخره ترین کار دنیا هم نصیب ما شد یعنی درس... اه اه که خدا نمیدونم این ضد حالو واسه چی به بنده هاش داد
خلاصه که زدیم تو کار خر خونی گوش شیطون کر روزی 4ساعت درس جدی خیلی زیاده ها خلاصه که درس بالاخره تا یه مرحله ای رفت این از لحاظ درسی از لحاظ فوتبالی هم که پرسپولیس روز و شب ازمون گرفته با اون ملعون نامرد مرتیکه دو زاری روز و شب نبود که تا یه روزنامه میخوندی ضد حال بت نمیخورد جادوگرو هم که فراری داد نامرد میخواد ستاره هارو بیرون کنه تا حاشیه ها مثلا کم شه آخه مرتیکه ئئئتیم پرسپولیسو داری میبندی روغن نباتی که نیست ای تو روحت مرتیکه نامرد سرمربی هم که معلون نیست با این نیمچه شهرتش چرا اومده ایران؟!!! اصلا بیخیالش هر چی بیشتر فکر کنی بیشتر میسوزی به قولی من و تو رو عشق است
جا داره یادی هم از برادر زاده معنوی خودم یعنی جناب حامد رد(سرپرست دیگه رنگش شده قرمز)
کنیم که جاش خالیه باز این دماغ زد بیرون
خوب بود یه خورده بش میخندیدیم حالا بیخیال خب حالا چه خبرا خانوم بچه ها خوبن؟
بی معرفتترین تزریقاتی دنیا کوچولو چه طوره خوبه؟
میبینم که مثه همیشه کلا دیگه نیستیم هرکی طرف خودشه یادش بخیر همیشه هرروز وبلاگ آپدیت میشد دیگه همه رفتن سر خونه زندگی خودشون در کل باز اومدم نت و خوشحالم اقلا از درس راحت شدیم یه چیز دیگه هم بگم واقعا ما قشر مستضعفیما خیر سرمون یه تیم فوتسال مارو انتخاب کرد تو زمان بیکاری تمرین بدیم تیمو حالا قراردادو حال کنید واسه 2سال 4ملیون فقط
ای تو روحتون خیر سرشون وضعشونم خوبه همینه دیگه اینجا میخوایی بخواه نمیخواییم بازم باید بخوایی!!!!ای روزگار گفتم اقلا این مرتیکه انصاریفرد زنگ میزنه بیاییم سر تمرین که نشد
خب بهترین دوستان مجازی دنیا ساعت 2هستش کم کم دیگه بریم میبینمتون
فعلا
طبقه بندی: عمومی،
گفتم پدرِ من , مادرِ من ! 30 سال پیش موجی راه افتاد و شورِش شمارو گرفت و افتادین تو مسیر و کم کم شعورتون به خدمت شورِتون دراومد و جریانِ حاکم هرچی که دلش میخواست ازتون ساخت و حالا هرکی هرچی ضد این نظام بگه به نظرتون میشه آمریکایی و شستشوی مغزی داده شده و ...
نه ! مشکل اینه که من و ما برعکس شما هیچوقت شعورمون در خدمت شورمون نیست و نخواهد بود . ما شورِمون در خدمتِ شعورمونه ! ما به بله قربان گفتن و اطاعت بی چون و چرا عادت نداریم . امری که شما اونقدی بهش اعتقاد داشتین که به خاطرش مثلا به قانون اساسیتون رای دادین . چون یه بندی تو همون قانون اساسی هست که میگه در این حکومت هیچ کس رو برای اینکه ازش حرف بکشن نباید شکنجه بدین اما حالا براساس همون شکنجه هایی که شدن میاین میگین مثلا نهضت سبز به آمریکا وصله و ...
از من گفتن و از اون ها انکار و دلایل واهی ...
تا رسید به امروز . عروسی یکی از فامیلامون بود . باباهه یه سپاهیه بازنشسته و جانباز با یک دوجین ریش و پشم و یه متحجر به مفهموم کلمه (سید این برچسب نیست . عین حقیقته) . کسی که از خاطرات زیر آب زنی هاش با دوستاشون میگن و میخندن . کسی که سالهای سال با یه سری مثه خودش میرفتن و عروسی بهم میزدن ! شاید توضیح درست اینکه این بهم زدن یعنی چی یه کم برام سخت باشه و شاید واقعا تا حالا با این پدیده ی نادر روبرو نشده باشین . اینکه عروسی خودتون یا عزیزانتون رو یه عده ریشو بیان و بهم بزنن . کار به جایی رسیده بود که یه اُرکستره چنان زده بودن که داشت میمرد ! اما خوب چون جریانِ حاکم طرفدارشون بود کسی نمیتونست چیزی بهشون بگه . حتی یه بار یه گروهِ موسیقی با چنتا بچه مچه اومده بودن اینجا که ییه کنسرت بدن که اینا رفتن بهمِش زدن . اینارو میگم تا پی به عمق فاجعه ببرین !
اما دست تقدیر واقعا بعضی وقتا آدمو انگشت به دهان میذاره . امروز دقیقا همین اتفاق افتاد . عروسی دخترش بود که رفتم و با ضایع ترین عروسی که تا حالا دیده بوده روبرو شدم . یادِ اون آیه ی قرآن افتادم که میگه "و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین" این آیه برام تعبیر شد امروز . البته سوء برداشت نشه . من با هیچ رقمه عروسی ای مشکل ندارم اما این جور عروسی برای چنین آدمی اونقد قدرت داشت که فَکَم کلی باز بمونه !
حالا حق نداشتم که بگم اون کارا از رو شور بود و نه شعور ؟
برچسب ها: شور و شعور، متحجر، عروسی،
یه زوج 60 ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:
! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .
مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:
… این خیلی رمانتیكه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه 30 سال از من كوچیكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.
فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! مرد 90 سالش شد !!!

نتیجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!

درس دوم :
یه مرد 80 ساله میره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر 30 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده.. یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل!
همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش شكارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!

نتیجه اخلاقی: هیچوقت در مورد چیزی كه مطمئن نیستی نتیجه كار خودته ادعا نداشته نباش

درس سوم :
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه…
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان 1000 دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!
بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و 1000 دلار به زن پیتر میده و میره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت
پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود…
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد 1000 دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!

نکته ی اخلاقی : اینکه اینجور چیزا رو به صورت راز برای خودتون نگه ندارین
برچسب ها: طنز، پیرمرد، مرگ بر دیکتاتور، حوله !، 1000 دلار !، پلنگ، تفنگ، چتر،
سلام بر دوستان عزیز حالتون که خوبه انشالله
به قول علی منم یه مطلبی یه جا خوندم گفتم شاید واستون جالب باشده که اگرم نباشه به من چه به درک
تفاوت عشق و دوست داشتن
بین كسی كه عاشق شده است و كسی كه تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی است .نكات زیر به شما كمك خواهد كرد تا این تفاوت را درك كنید .
1ـ هنگام دیدن كسی كه عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهیدشد اما هنگامی كه كسی را می بیند كه آنرا دوست داریداحساس سرور و خوشحالی می كنید.
2ـ هنگامی كه عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیكن هنگامیكه كسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا ) است .
3ـ وقتی كسی كه عاشقش هستید نگاه می كنید خجالت می كشید و لیكن هنگامی كه به كسی كه دوستش دارید می نگرید لبخندخواهید زد .
4ـ وقتی كه در كنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه را در ذهن دارید بیانكنید اما در مورد كسی كه دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید .
5ـ در مواجه شدن با كسی كه عاشقش هستید خجالت میكشید و یا حتی دست و پای خودرا گم میكنید اما در مورد فردی كه دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجودخواهید داشت .
6ـ شما نمی توانید به چشمان كسی كه عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه كنید (زل بزنید ) اما می توانید در حالیكه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی كه دوستش دارید نگاه كنید .
7ـ وقتی معشوقه ی شما گریه می كند شما نیز گریه خواهید كرد و اما در مورد كسی كه دوستش دارید سعی بر آرام كردن او می كنید .
8ـ احساس عاشق بودن و درك آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما در درك دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه به صورت كلامی )
9ـ شما می توانید یك رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتوانید چشمانخود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا كه حتی اگر اینكار را بكنید عشق همچنان قطرهای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.
نه خدایی مطلب و داشتی برین این چیزارو بخونیین یه چیزی یاد بگیرین نه اینکه که بیشتر عمر میکنه
اینم تهش شعر خوشگل شادمهر جیگر
آغوش تو به غیر من بروی هیچکی وانکن
من و از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت ، تو بگو به هر کجا پر میکشم
من و تو آغوشت بگیر ، آغوش تو مقدسه
بوسیدنت برا من تولد یک نفسه
چشمای مهربون تو من و به آتیش میکشه
نوازشه دستای تو عادت ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغده ها تو جا بزار
بپای عشق من بمون، هیچکس و جای من نیار
مهر لبا تو رو تن و روی لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن به روی جسم و تن من
تا بعد.......

چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم:
-اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید.
-اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید

-اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید

-اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
-اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
-اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
-اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
-اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده

-اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
-اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

-اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
-اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید

-اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
-اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است
-اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
-اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

-اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
-اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند

-اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
-اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید
-اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
-اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
-اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید

-اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید
-اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
-اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید
-اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
-اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

-اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
-اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند! !
باز اومدم و باز با حرفام
بخدا جایی رو واسه درد و دل ندارم سید بخدا میدونم با این حرفام حالتو بد میکنم
ولی اگه اینجا نگم مطمئنم که دق میکنم
فردی
با یک دفترچه ی راهنما
برای ساختن آینده اش
به این جهان پا می گذارد
چه بسیار آنانی که
به یاد نمی اورند
آن را
کجا نهاده اند
زندگیم داره ته میکشه خدایا بهم نگاه کن خواهش میکنم
فقط واسم دعا کنین........
طبقه بندی: هیچی،
========================
1.مقایسه ی خدا و یه پزشک کارِ کاملا اشتباهیه .پزشک اومده فقط برای دست گیری از مریض ها تا حد توانش اما خدا به قول تو میگه من شما رو در سختی و رنج آفریدم و ...
---
1- این مقایسه رو من نکردم یک حدیث بود از پیامبر اسلام (ص) حالا اینکه حرفو قبول نداری یه بحث دیگست اما حدیث پیامبره مبنی بر اینکه :
<< ای بندگان خدا! شما چون بیمارانید و پروردگار جهانیان، طبیب، صلاح و سامانیابی بیماران در دانستههای طبیب و چارهاندیشیهای اوست، نه در آنچه كه دل بیماران، آرزو میكند و آن را میطلبد. آگاه باشید. تسلیم خداوند و پیرو فرمان او باشید تا به گروه رستگاران بپیوندید. >>
========
2- ببین حرف من اینه که اون بچه ای که مثلا تو یه کشور فقیر و یه خانواده ی فقیر به دنیا اومده و در تمام عمرش جز سختی و رنج نمیبینه چه گناهی کرده بود که این سرنوشتشه و به قول تو حتی حق اعتراض نداره حتی وقتی میبینه یکی به سن خودش در یه کشور متمولی تو یه خانواده ی متمول به دنیا میاد و از زندگی لذت میبره . هرچند انسان هیچ وقت از چیزهایی که داره راضی نیست
---
2- خب حالا این حرف تو دو قسمت میشه جوابش یک جواب میشه برای کسانی که با قیامتی اعتقاد دارند و جهان بی پایانی رو بعد این جهان پذیرفتند و گروهی هم میشند که این جهان رو جهان رو تنها جای زندگی می دونند.
اول بگم که من قصد روضه خوندن و منبر رفتن رو اصلا و ابدا ندارم و اتفاقا از این مسئله بدم هم میاد
حالا با این مقدمه ای که گفتم جواب این قسمت از این حرفی که تو زدی رو و گناه اون فرد رو اینطوری می دم که وقتی که آیه قرآن میاد که ما به راستی که انسان را در مشقت و سختی آفریدیم علت این کار خدا این نیست که چون خداست و آفریننده ما عشقش رسیده که ما رو اذیت کنه و بیازاره نه اصلا اینطور نیست.خدا خودش از اولی که ما رو خلق کرد و تو قرآنش هم گفته که ما این جهان را آفریدیم و نوع بشر رو در اون قرار دادیم که تا اونو و رفتار اونو نسبت به خودمون بسنجیم و هر کسی رو با هر میزان رفتاری که در مقابل ما داشته بهش پاداششو بده
حالا این حرفای من شاید الان بخاطر این مکرراتی که این آقایون به ظاهر علمای ما هی گفتند و گفتند و گفتند و هیچ کدوم هم به حرفاشون ایمان نداشتند شاید برای خیلی ها منبر و استحمار و اینا طلقی بشه اما یکسری از مسائل هست که واقعا وجود داره و جزو دین ماست و اگر دینو قبول کردی و به خدا ایمان آوردی باید بپذیری که حالا کاری هم به این مسئله ندارم
من این توضیح بالا رو دادم برای اینکه دلیل این همه رنج و مشقت رو از جانب خدا به بندگانش بگم و البته اینو بگم که میشه هم توی این دنیا رو داشت و هم اون دنیا و هیچ مسئله ای هم نداره و اگر دنبالش باشی خیلی راحت بهش دست میابی اما اون مشیتی که خدا مقدر کرده و خودش هم گفته اونه و علتشم توضیح دادم.
اما یک جمله من در باره این سطر بگم و برم سراغ جواب دادن جمله بعدی و اونم اینه که اون جملات بالا همش برای کسی بود و می تونست کسی رو قانع کنه- که حسرت چیزهای نداشته خودشو نخوره و در مقابل مشیت خدا اعتراض نکنه- که به یه آخرتی که توش وعده تقسیم پاداش های این دنیا - چه خوبی و چه بدی - اعتقاد و ایمان داشته باشه .
اما من می خوام یه چیزی هم در مورد اینکه حسرت خوردن چیز های نداشته و نا امیدی به زندگی و در آرزوی همیشگی و یا به تعبیر قرآن آرزو های دور و دراز برای کسی هم که قیامت رو قبول نداره و به پاداش و جزایی هم بیرون از این دنیا اعتقادی نداره و یا میگه که چرا نباید هم این دنیا رو در خوشی و نعمت و ناز بود و هم آخرت رو ، باید گفت حتی اگر کسی همچین تفکری هم داشته باشه و بایدم به تفکرش احترام گذاشت ولی با نا امیدی و حسرت خوردن همیشگی به نداشته هاش و و و و ... جز اینکه همین دنیایی هم که توش هست رو برای خودش زهر کنه و از همینایی هم که داره توی این مدت کوتاه عمرش که ممکنه یکی مثل ندا 20 و اندی ساله باشه و یا یکی مثل جمال زاده (داستان نویس) 106 ساله باشه هیچ فایده ای نداره.
این به این معنا نیست که انسان بیخیال کار دنیا بشه و اجازه بده که هر کسی و هر چیزی که خواست حقش رو بخوره و این هم به خاطر اینکه به قیامتی اعتقاد داره ، نه این اصلا درست نیست منظور از این این بود که با غصه خوردن و نا امید بودن و نا شکری کردن و حسرت خوردن جز اینکه دنیایی که الان توش هستیم رو از اینی که هست خراب تر کنیم و تازه اونورم اگر بهش اعتقادی داریم خراب کنیم.
==========================
3- منکر معاد و اینکه در اون دنیا (شاید) اولی به خاطر زجری که کشیده بیشتر مثلا به بهشت بره و اینا نمیشم اما حالا اگه فرض کنیم اون آدم فقیر و تا همیشه فقیر مثلا آدم خوبی هم نباشه و یعنی مسلمان نباشه و مثلا تو کارهای ناپسندیده (بگیر منظورمو) یا هرچی باشه . این یعنی نه تو این دنیا زندگی راحت میینه و نه اونور ؟!
-----------
اول باید بگم که با اون شایدی که گفتی که یعنی اعتقادت و البته باید در اصل بگم اعتقاد هممون به خاطر رفتار های بعضی آقایون که دارند این مسائل رو برای ما بیان و تبلیغ می کنند یکم ضعیف شده و حقم با شماست ولی مسئله ای که هست اینه که مشکلی که هست اینه که ما داریم دین رو با آدماش میشناسیم نه با خودش و همینم باعث شده با دیدن اون افراد مذکور اعتقادمون به دین کاهش پیدا کنه و از اونور هم اعتقادمون به معاد کاهش پیدا کنه و همینی بشه که دنبال این باشیم که تمام حقمون رو تو دنیا از خدا بگیریم و بقول معروف بگیم آخرت رو کی دیده همین دنیا رو عشقه :D
اما در جواب این سطر از جملت باید بگم که همونطور که 2 ساعت بالای منبر میهن بلاگ گفتم هدف از آفرینش انسان و قرار دادن انسان در جایی به نام زمین جز به آزمایش و محکش در مورد رفتار با خدا و دستورات خدا نبوده و حالا شاید اعتقادمون به قرآن هم کم شده باشه اما خدا تو خود قرآن که کلام خودشه می فرماید : (( و ما خلقنا الجن و الانس الا لیعبدون ))
البته من مخصوصا عربیش رو نوشتم چون اگر مستقیما فارسیش رو می گفتم برداشت دیگه ای میشد اما معنی تحت اللفظی این آیه میشه اینکه ما انسان ها و جن رو جز برای عبادت نیافردیم .
اما این گه گفته میشه جز برای عبادت منظور از عبادت این نیست که 24 ساعته مشغول نماز باشند و زندگی نکنند که اگر اینطور بود اول از همه امامان ما که ما میگیم که سر لوحه زندگی ما هستند باید اینکارو می کردند که جز اما سجاد که شرایط خاص داشتند هیج امامی هم اینطوری نبودند
در این آیه منظور از عبادت همون آزمایشه هست یعنی خدا میگه ما انسان و جن رو نیافریدیم و در این جهان قرار ندادیم جز برای این که اورا بیازماییم
حالا در جواب تو بگم که با توجه به این آیه دلیلی برای این نیست که هر کسی فقیر هست اینور باید اونور دنیای خوبی داشته باشه و دلیل هم نیست که هر کس ثروتمنده اونور نباید بهشت بره نه اصلا این نه عدالته و نه با عق جور در میاد
وقتی که من اون آیه رو گذاشتم که ما به راستی که انسان رو در رنج و سختی آفریدیم ، بعدش تو پراتز در مورد علتش که از خود قرآن برداشت شده گفتم که (تا اونرا بیازماییم و ببینیم که آیا شکر می کند و یا کفر می ورزد ) و البته بگم این سختی هم فقط فقر نیست این سختی هر چیزی می تونه باشه. این سختی می تونه برای من و تو مثلا نداشتن امکانات اولیه رفاهی و نداشتن سرگرمی و نداشتن یک حاکم خوب باشه ، برای یکی فقر باشه و برای یکی که ثروت داره مریضی بچه اش باشه.
کلا هدف از این سختی ها فقط و فقط آزمایش انسان های آفریده شدست و دلیلی هم نداره که هر کس در این دنیا آزمایش سخت تری باشه اونور بره بهشت ، این اصلا تفکر کاملا غلطیه.
چون خدا ما رو توی سختی قرار میده که آزمایشمون کنه اگر قرار باشه که یکی رو آزمایش کنه و مثلا سختی فقر رو بهش بده بعد این آدم بره دزدی و یا معذرت می خوام بره تن فروشی ! و بعدش هم بره بهشت که این چه عدالتی می تونه باشه ؟
در جمع بندی این حرف باید بگم که تمام سختی ها بگفته آیه صریح قرآن یک آزمایشه و هدف از قرار دادن بشر روی زمین هم آزمایش بشره و دلیلی هم بر این نیست که هر کسی که آزمایش سختی میشه حتما پاداش داشته باشه نه ، فقط این نکته رو باید بگم که هر کسی به اندازه آزمایشی که میشه و نوع آزمایشی که پس میده به پاداش میرسه یعنی اگر کسی در ناز و نعمت در دنیا بود و خوب باقی موند و بدی نکرد هیچ وقت یه اندازه کسی که در فقر قرار گرفت و خوب باقی موند پاداش نداره و اینه فرق عدالت خدا با عدالت ما و عدالت خدا اینه که از هر کسی هر چقدر که میده همونقدر انتظار داره و اینطور نیست که از همه بشر یه انتظار داشته باشه !
==========================
به نظر من این عدالت نیست . امیدوارم بهم برچسب کافر بودن زده نشه . نظرم اینه که این دنیا که به شکل بی رحمانه ای برای درصد زیادی از آدمها ساخته شه کاش ساخته نمیشد ! یا حداقل حق این که ازمون پرسیده بشه میخوای بری تو این دنیا یا نه رو داشته باشیم (منظورم آدم و حوا نیست . هر شخص منظورمه که دوست داری متولد شی یا نه)
---------
اولا که ما تو جامعه ای زندگی می کنیم که خیلی راحت اسم روی هم گذاشته میشه و برچسب زده میشه و انسان اگر می خواد که بتونه جواب سوالایی رو که داره پیدا کنه و مثل آدم زندگی کنه و یک دینی مثل همون دینی که حضرت ابراهیم اونو مزمت کرده یعنی همون دینی که از پدران برای ما به ارث رسیده و بدون تفکر روش انجامش میدیم نباشه باید آماده شنیدن این برچسب ها باشه
خیلی جالبه که همین سوال هایی که تو الان داری پیش میاری سوالایی بوده که همشو من داشتم و یا به جواب رسیدم و یا نه و باید بگم که برای اینکه به جوابشون برسم و سوال رو بپرسم برچسب کافر و مرتد و غرب زده و مخ شستشو داده یکسری از متحجرین که خودشون نمی دونند دینشون چیه و چی میگه و فقط بلدند که پیشونی با ته استکان سیاه کردن رو شنیدم و الان هم هر جا که تا میام جوابی بدم که توش یک کلام از دین و خدا توش باشه بهم از متجر منبری تا بسیجی نمی دونم چی چی و عاشق رهبری و هزار کوفت و زهر مار دیگه میگن
کلا اگر واقعا می خوای درست زندگی کنی و بفهمی که چرا زندگی می کنی و مثل بعضیا اسلام تقلیدی نداشته باشی و مثل بعضی های دیگه که اسلام رو با آدماش سنجیدن کلا منکر و بیخیال دین نشی باید پی تمام این برچسب ها رو به تنت بمالی
بگذریم ...
یه نکته توی جمله دوم گفتی که این عدالت نیست که هر کسی که نمی خواد زاده نشه رو باید ازش بپرسند در مورد این من خودمم هنوز به طور کامل قانع نشدم (توی یک ضمینش البته ) که چرا انسان زاده شد در حالی که خیلی از این نوع مخلوق نمی خواستند زاده بشه و یا حداقل اونی که بعد تولد بهش رسیدند مجابشون کرده که اصلا زاده شدنشون جز درد و رنج چیزی نبوده خب اینو جوابش سه صورت میشه یکیش همون از حالت معاده که فکر می کنم این جوابی که بهش میشه داد اینه که شاید خیلی از مردم نمی خواستند اصلا زاده بشند چه برسه به بهشت و جهنم و یه صورت دیگه میشه که خدا چون صاحب همه چیز هست خواسته که انسان رو به این مسائل دچار کنه که خوب اگر اینو بپزیریم یکم حداقل با محک ما (چون محک و عدالت انسانی با محک و عدالت خدا خیلی فرق می کنه ) از عدالتی که به خدا نسبت میدیم بدور هست و اما یه دیدگاه سوم که میشه داشت دیدگاهیه که خدا بهش اشاره کرده و اونم اینه :
(( ما به آسمان ها و زمین و کوه ها ( توانمند ) عرض امانت کردیم و همه آنها از تحمل آن سر باز زندند و هراس داشتند تا اینکه انسان (ناتوان) آن را پذیرفت ، به راستی که انسان (به خود) نادان و ستمکار است )) سوره احزاب آیه 72.
خب همونطور که احتمالا فهمیدی خداوند توی این آیه اشاره می کنه که ما قبل از انسان خواستیم امانتی رو به کوهایی که توانمند بودند بپسریم که همه اونها از پذیرفتن این امانت سر باز زندند و انسان این امانت رو قبول کرد و البته اینجا خدا دوتا تیکه هم به انسان میندازه

حالا اینطور که مفسرین قرآن و علما ( نه علمای این عصر که همه چیز رو دارند برای سیاست زیر پا می زارند ! ) می گند اینه که منظور از این امانت آزمایش های الهی برای مخلوقاتش بوده و خداوند خواسته که با رنج و سختی هایی که برای یکی از مخلوقاتش پیش میاره اونو بیازمایه و البته در پاداش این آزمایش (اگر سربلند بیرون بیاند ) بهشون پاداشی بده بسیار ارزشمند که آسمان و زمین و کوهها ( که البته من فکر می کنم که به عنوان تمثیل قدرت نام برده شده ازشون ) نپذیرفتند اما یه موجودی ابلهی به نام انسان قبول کرده و خداوند ازشون عهد گرفته که این آزمایش رو به موفقیت انجام بدن و اونام قبول کردند و حالا الان که وقته پس دادن آزمایشه و می بینند سخته میگن خدا چرا ما رو آفرید بدون نظر خواهی از ما .
خب تا اینجاش چیزیه که تو قرآن بود اما اون چیزی که گفتم منو هم هنوز قانع نکرده از اینجا شروع میشه که میگن این عهدی که خدا گرفته از تک تک انسانهاش توی عالمی به نام زر صورت گرفته که من اصلا وارد اون عالم نمیشم و بعد از گرفتن این عهد مهر فراموشی از اون عالم به ما زده و ا هیچی از اون عهدی که بستیم یادمون نمیاد ، و اون چیزی که منو قانع نمی کنه اینه که چرا این مهر فراموشی به ما زده شده که حالا ما بخوایم مدعی شیم که نه از ما چیزی پرسیده نشده !
حالا اینو من باید بیشتر از اینا روش تحقیق کنم

=========================================
.امام حسین رفت به کربلا چون باید میرفت برای حفظ دین اسلام و از اونجایی که میدونست تا چن ساعت بعد اونا رو در بهترین قسمتِ برزخ (و شاید برای معصوم ها از همون اول بهشت) اعتراضی نمیکرد . معصوم بود خلاصه و میددونست اگه علی اصغرش زنده بمونه به مراتب رنج بیشتری رو در سفر به شام تحمل میکنه
-----------------
این حرفت اصلا برای من قانع کننده نیست خب اگر امام حسین می دونست که الان که شهید میشه تا چند ساعت دیگه میره بهشت ، خب ما هم میدونیم که اگر اینجا بتونیم از این امتحانات سربلند بیایم بیرون میریم بهشت پس چطور امام حسین شکر می کرد و ما نمی کنیم و فقط گلایه می کنیم ؟ در ثانی تو امام حسین رو می تونی اینطوری بگی و معصومیتشو پیش بکشی اما حضرت زینب که نه مقام عصمت داشتند و نه تا چند ساعت دیگه میرفتند بهشت ! چطور میشه که حضرت زینب که برادراشو ، پسراشو ، برادر زاده هاشو جلو چشمش می کشند می تونه بگه من جز زیبایی چیزی ندیدم ؟ ایشون که نه عصمت به اون معنی 14 معصوم داشتند و نه میرفتند تا چند ساعت دیگه بهشت و ...
اگر بخوای امام حسین رو اون دلیل رو براش بیاری و بگی بخاطر جبر خدا بود اون احوالات و اون مسائل و معصومیتش و اختیار خودش نبود پس حضرت زینب رو چی میگی ؟ اون که اختیار خودش بود !!!!
===============================
3.ببین نمیدونم چرا اینو میگی اما من (من بودم مقایسه کردم راستی؟) مقایسه کردم این رو با افغانستان چون به عنوان بدترین کشور میشناختیمش . قبول نداری ؟ مثلا خودمون باید با کشورایه اروپایی مقایسه کنیم ؟! اونجا چه خبره و اینجا چی ؟
-------------
خب ببین حالا که اومدیم تو دنیا و از آخرت یکم دور شد بحثمون باید بهت بگم که نه من می گم چرا خودت رو با اروپا مقایسه می کنی و چرا اینترنت افغانستان رو می بینی و چرا بدی های ایران رو میگی. من همه حرفم دوتا مسئله هست:
1- اینکه آدم فقط بدی های کشور خودشو برای خودش بشموره و فقن حسن های کشور های دیگه رو ببینه (البته نه فقط کشور بلکه کلا زندگی خودشو تو مقایسه با زندگی دیگران همچین کاری رو کنه ) باعث دوتا اتفاق میشه اولیش اینه که از زندگی که داره انجام میشه نا امید میشه و نتیجه نا امیدی هم چیزی جز بدتر شدن روز به روز وضع زندگی نیست چون انسان نا امید برای پیشرفت زندگیش کاری نمی تونه بکنه و دومیش هم اینه که باعث نا شکری به نعمت هایی که داره میشه ، وقتی انسان فقط مشکلات زندگیشو ببینه و اونا رو بعضی جاها بزرگ هم کنه باعث میشه که همش از وضع کنونی که داره بناله بدون اینکه سعی خودش برای بهتر شدنش کنه و فقط تنهای چیزی که بلد باشه اعتراض به این و اونه حالا این این و اون می تونه حکومتش باشه (البته من در اینکه این حکومت صلاحیت کافی رو برای پیشرفت مملکت نداره شکی ندارم ) و همچنین این این و اون میتونه خداش باشه و این باعث نا شکری میشه و این تو فرهنگ ما و دین ما هم هست که میگه : (شکر نعمت نعمتت افزون کنم ، کفر نعمت از کفت بیرون کند ) (این اصلا هم شعار نیست برچسب نزنید واقعیت زندگیه )2- دومین مسئله ای هم که این قضیه یک جانبه گرایی به مشکلات خودمون و خوبی های دیگران نگاه کنیم برامون به همراه داره اینه که باعث حسرت میشه ، حسرت اینکه چرا فلان کشور فلان اینترنت رو داره ما نداریم ، حسرت اینکه چرا فلان کشور توش با GF هاشون آزاد بیرون میرن ما نمیریم و حسرت اینکه ... و هزاران حسرت دیگه و دستاوردی که حسرت برای ما به دنبال داره فقط یه چیزه : زهر مار کردن و بدتر کردن همین زندگی فعلیمون با هر شرایطی که داره .
طبقه بندی: یه لحظه فکر، منبر !،
ببین حرف من اینه که اون بچه ای که مثلا تو یه کشور فقیر و یه خانواده ی فقیر به دنیا اومده و در تمام عمرش جز سختی و رنج نمیبینه چه گناهی کرده بود که این سرنوشتشه و به قول تو حتی حق اعتراض نداره حتی وقتی میبینه یکی به سن خودش در یه کشور متمولی تو یه خانواده ی متمول به دنیا میاد و از زندگی لذت میبره . هرچند انسان هیچ وقت از چیزهایی که داره راضی نیست
منکر معاد و اینکه در اون دنیا (شاید) اولی به خاطر زجری که کشیده بیشتر مثلا به بهشت بره و اینا نمیشم اما حالا اگه فرض کنیم اون آدم فقیر و تا همیشه فقیر مثلا آدم خوبی هم نباشه و یعنی مسلمان نباشه و مثلا تو کارهای ناپسندیده (بگیر منظورمو) یا هرچی باشه . این یعنی نه تو این دنیا زندگی راحت میینه و نه اونور ؟!
به نظر من این عدالت نیست . امیدوارم بهم برچسب کافر بودن زده نشه . نظرم اینه که این دنیا که به شکل بی رحمانه ای برای درصد زیادی از آدمها ساخته شه کاش ساخته نمیشد ! یا حداقل حق این که ازمون پرسیده بشه میخوای بری تو این دنیا یا نه رو داشته باشیم (منظورم آدم و حوا نیست . هر شخص منظورمه که دوست داری متولد شی یا نه)
2.امام حسین رفت به کربلا چون باید میرفت برای حفظ دین اسلام و از اونجایی که میدونست تا چن ساعت بعد اونا رو در بهترین قسمتِ برزخ (و شاید برای معصوم ها از همون اول بهشت) اعتراضی نمیکرد . معصوم بود خلاصه و میددونست اگه علی اصغرش زنده بمونه به مراتب رنج بیشتری رو در سفر به شام تحمل میکنه
3.ببین نمیدونم چرا اینو میگی اما من (من بودم مقایسه کردم راستی؟) مقایسه کردم این رو با افغانستان چون به عنوان بدترین کشور میشناختیمش . قبول نداری ؟ مثلا خودمون باید با کشورایه اروپایی مقایسه کنیم ؟! اونجا چه خبره و اینجا چی ؟
با من بخون
با تو میمونم تا که هستم
پیشم بمون و اینو بدون
بدون که عاشقت هستم
برای من یدونه ای تو خود عاشقونه ای
تو نباشی یا ازم جدا شی عاشقتم بی بهونه ای
بیا با من من و تو ما شیم از غم های دنیا جداشیم
نگو دیره قلبم میمیره
میدونم بازم عاشق تر میشی
دوست دارم تنهام نزار سرت رو رو شونه هام بزار
واسه با هم بودنمون تورو خدا بهونه نیار
دستتو بزار تو دست من بدون که عاشقت من
تو همیشه اینو بدون
بدون ازت دل نمیکنم

Download Video Server 1
Download Video Server 2
Download video Server 3
Download Video Server 4
Download Video Server 5
Download Video Server 6
Download Video Server 7
Download MP3
پ.ن2:گیر ندین قدیمیه چیه خوب دوست دارم.
پ.ن3:اگه گل های فوتبالی تو این همه سرور آپلود میشدن الان من تو بهشj سیر میکردم
پ.ن4:مهدی طلوعی هم قشنگ میخونه ها .
پ.ن5:پی نوشت هم خز شد.
طبقه بندی: موزیک،
برچسب ها: باراد،
یکی از دوستان از پیغامی که من برای پست قبلیم گذاشتم نقل قول کردند و جوابی دادن بد ندیدم که اون پیغام اون دوستو بزارم و جوابشم همینجا بدم
پیغام اون دوست :
_____
و به نظر تو ما حتی حق گله کردن نداریم ؟!
_____
اما یکی مثل امام حسین خدا رو به خاطر سختی هایی که می بینه و بچه هاشو جلو چشش تیکه پاره می کنند خدا رو شکر می کنه
_____
اون هم از رو جبر بود و نه اختیار !
دلیل ه م براش دارم . حتما میدونی که مثلا رو کشتی نوح اسم همه ی امامها نوشته شده بود و یکیش مطمئنا امام سجاد بود . اگه قرار نبود این اتفاق بیفته (یعنی اگه اختیار حاکم بود) باید اسم حضرت علی اکبر نوشته میشد . امام حسین هم اینو میدونست
راستی یه چیز دیگه . یه جا تو پستت در مورد اینترنت و افغانستان و طالبان و اینا گفتی
یعنی ما واقعا باید از این نظر با افغانستانی که سالهای ساله یا جنگ داخلی داره یا جنگ با خارجی ها و کمترین امنیت تو جهان رو داره مقایسه شیم ؟!
===========================
جوابیه من :
اسم نزدی که بدونم کی هستی اما در جواب این پیغام پائینی باید بگم
در مورد جبر و اختیار هیچی نمیگم چون بحثیه که نه از علم ناقص من می تونه براش جوابی بر بیاد و نه کسی به این سادگی ها میشه کسی رو قانع کرد من خودمم در مورد این مسئله جبر و اختیار و اراده خدا و اختیار ما در این جبر و اراده خدا خیلی مشکل داشتم و هنوز هم کاملا با اینکه خیلی وقت گداشتم رو مطالعه روش هنوز قانع نشدم اما در مورد سه نکته باید بگم
1- اینکه گفتی ما حق گله و شکایت نداریم من می گم نه علتشم با یه مثال میگم و اونم اینکه که اگر ما به خدا میگیم علیم به خدا میگیم عالم و به این صفات خدا رو قبول داریم باید بدونیم که وقتی یه عالم مطلقی و یه علیم مطلقی چیزی برای زیر دستش می خواد حتما خیرشو می خواد و یه مثال خیلی ساده هم میشه زد( که البته حدیثشم هست ) :
وقتی که شما مریض میشی و میری بیمارستان دکتر که از در اتاق میاد تو برای هر کی یه تجویزی می کنه به پرستار ها میگه به یکی امروز غذا فقط سوپ بدین به یکی دیگه چلو کباب بدید به یکی دیگه چون امروز عمل داره اصلا غذا ندید
حالا به نظر تو حالا که این دکتر علم داره و مریضاشو میشناسه اگر یکی که امروز بهش غذا نمیدن شروع کنه از دکتر گله و شکایت بزاره که چرا به اون یکی چلو کباب میدی و به من داری یه لیوان آب خالی میدی این اعتراضش به جاست و حق داره که گله و شکایت کنه ؟
اگر شعار نخونید حرفای منو و فشار زندگی و اعمال برخی از این مبلغان دینی سود جو هنوز رابطون رو با دین خراب نکرده باشه حدیث از پیمبره که توی حدیث اومده روزی که من به معراج رفتم و به بهشت رسیدم سر در بهش سه سطر جمله نوشته بود که تو سطر سومش از قول خدا نوشته شده که :(( کسی که قضا و قدر من (و بدونه که من بدون دلیل کاری نمی کنم ) رو بشناسه و روبوبیت منو (خدایی منو) هم بدونه هیچ وقت از منی که خداشم نا راضی نمیشه ))
2- اما گفتی امام حسین هم از روی جبر گفت که خدایا شکرت و باید بگم که نه درسته که امام حسین می دونست اما بعد از خودش امام سجاد هست و نه حضرت علی اکبر ، همونطور که ما می دونیم که قضا و قدر ما اینه که زندگی عادی و همراه با سختی داشته باشیم چون وقعده خدا توی کتابش به ماست اما امام حسین هم این اختیار رو داشت که از کشته شدن علی اکبر و علی اصغر گله و شکایت کنه در حالی که به قول تو در جبر خدا قرار داشت اون حادثه اما از اختیارش استفاده کرد و شکر خدا رو گفت و این دیگه جبر خدا نیست این اختیار امام حسین بود
اما ما از همین اختیارمون داریم برای گله و شکایت و کفر گویی استفاده می کنیم در حالی که این گله و شکایت کردن ما اختیار ماست و نه جبر خدا
3- نه من منظورم این نبود که ما خودمون رو با افغانستان مقایسه کنیم به هیچ وجه اتفاقا من عقیدم طوری هست که میشه هم دنیا رو داشت و هم آخرت رو دلیلی نداره که برای دنیا بهتر سعی نکنیم و اعتراض هم نکنیم برای گرفتن حقمون
اما یه سری از دوستان از جمله این علی خودمون خیلی از چیزا رو میان و با کشور های دیگه مقایسه می کنند و فقط جنبه های خوب جاهای دیگه رو می بینند و جنبه های بد رو نمی بینند مثلا همین علی آقا می گفت که اینترنت افغانستان سرعتش به مراتب از اینترنت ما بیشتره و ...
اون موقع بود که من تو اون پست گفتم که خب شما که میای و خوبی های کشور های دیگه رو با بدی های ما مقایسه کی کنی و حسرتشو می خوری و گله و شکایتشو پیش خدا می بری که چرا اینو ما نداریم و 1000 تا برچسب به خدا بزنیم بیایم اون چیزایی هم که داریم و دیگران نه دارند هم بشمریم و مقایسه کنیم و لا اقل شکر اونا هم به جا بیاریم .
چون این خیلی نامردیه که بخاطر نداشته هات خدا رو محکوم کنی و شکایت کنی و گله کنی اما به خاطر داشته هات شکرشو نکنی
حرف من این بود
پی نوشت: در آخر هم بگم که شاید این حرفای من شبیه به نصیحت و منبر و شعار باشه و فقط به عنوان به شعار و قشنگی شعار بخوایم قبولش کنیم و برچسب روضه نخون برادر و شعار خوب میدی و اینا بزنیم به این حرفا اما باید بگم که با برچسب زدن و گوش نکردن حرف همدیگه هیچ مشکلی حل نمیشه و غصه خوردن و نا امیدی هیچ چیز رو حل نمی کنه ، تو جامعه تا برچسب دو گروه به هم باشه و گروهی به گروه دیگه که عقاید اونا رو ندارد اسم منافق و اسلام امریکایی و مرتد بزارند و عده دیگه بخوان به اونا برچسب امل و نفهم و منبری و متحجر و هزار کوفت و زهر مار دیگه بزارند ( همونطور که تا دلتون بخواد به خود من از هر دو طرف برپس زده شده و هم منافق خونده شدم و مرتد و هم امل و متحجر !) و حرف هم دیگه رو گوش هم نکنند که حتی ببینند طرف مقال چی میگه و روش یکم فکر کنند هیچ فایده ای نداره جز اینکه دنیامون رو برای خودمون زهر کنیم و تو نا امیدی این 70 - 80 سال به به فنا بدیم و تازه از اونور هم که اونایی که به آخرت ایمان دارند باید بدونند که با به فنا دادن دنیامون به این غصه خوردن و نا امید بودن اونورشون هم خراب کردند و اونایی هم که اعتقاد ندارند همین 80 سالی که زاده شدند که زندگی کنند هم همین دنیاشونم از دست دادن
حال من آنچه شرط بلاغ بود با عقل ناقص و با دانسته و نادانسته های محدود خود گفتم خواه پند گیرید و خواه ملال !
طبقه بندی: منبر !، یه لحظه فکر،
وقتی میخونمش فراموش میکنم همه چی رو !! تو هم فراموش کن !
خسته شدم از بس حرفای همیشگی رو زدم ! تا آخرش هم همینا رو میتونم بگم !

|
یه جـــــــای خـــــوب و با صفا |
تـــــوی دهـــــی اون دور دورا |
|
|
بازی می كرد تو دشت و دمن |
یه پسری بود اسمش حسن |
|
|
بازی می كـــرد با بچــــــه ها |
همه اش ولو تو كــــــــوچه ها |

| چه بچــــــــه ای آه و آه و آه |
صبح می خوابید تا ســـاعت ده |
|
| همه كارش بد و ناتـــــــــموم | تنبلی می كرد نمی رفت حموم | |
|
از صبح تا شب بخور و بخواب |
تــوی خونـــــــــه یا كـــــــنار آب |

|
سرو صدا به پا می كــــــرد |
|
با بچــــه ها دعوا می كــــــــرد |
|
كنار ننه ، بنشین همین جا |
ننه اش می گفــت : حسنی بیا |
|
|
این قدر ، تو كوچه ها نمون |
مشقهامو بنویس ، درساتو بخون |
ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: حسنی،
اول پست باید بگم که :
پست من امروز که بعد مدتها پست دادم خیلی طولانیه و شاید خیلی ها فکر کنند که دارم موعظه می کنم و همون حرفای کلیشه ای رو که همه می زنند می زنم تا اینکه بخوام حق خوری هایی که داره میشه و مشکلاتمون رو به فراموشی بسپاریم و بریم به کار خودمون برسیم اما اینطوری نیست اصلا هم اینطوری نیست این پست فقط یه یاداوریه و امیدوارم که جلوش جبهه گیری نشه و اینجا برچسب اینکه تو مشکل نداری و اینا به من زده نشه چون من همون طور که از پستهای قبلم معلومه و از زندگی خودم خبر دارم و به هیچ کسم نگفتم اگر از شما مشکلاتم بیشتر نباشه کمتر نیست
ماشاالله اینقدر نا شکری کردیم و می کنیم که واقعا من توی کار خدا موندم که چطور این همه نا شکری رو داره تحمل می کنه .
گاهی وقتا من خودم جای خدا می زارم می گم خب من اگر خدا بودم با این همه نعمتی که به این موجود دادم و این همه دارم نا شکری ازشون می بینم و همش سرکوفت می خورم که یکی از یه گوشه دنیا میگه : (( ای خدا چرا منو خلق کردی تو واقعا خدایی ؟ من به خدا بودنت شک دارم منو انداختی بین این همه گرگ توی این دنیای زشت که صبح تا شب سگ دو بزنم و آخر صابحخونه سر سال ... )) اون یکی میگه : (( خدایا تو واقعا قادری ؟ واقعا اگر قادری چرا می زاری که یه عده بیان و حق ما رو .... )) یکی دیگه از یه ور میگه خدا تو واقعا علیمی ؟ علیمی که این جهان رو طوری آفریدی که همش توش هر نوع بلا میاد و زندگی جهنمی مارو .... )) و آخر از همه یکی میگه : (( خدایا تو واقعا عادلی ؟ عادلی که یکی که اصلا به تو ایمان نداره و اصلا به حسابت نمیاره تو زندگیش رو این همه آسایش دادی و فلان کشور که توی کفره رو این همه پیش رفت دادی اونقت ما بچه مسلموناتو که بخاطر تو روزی 20 - 30 رکعت نماز کمرمون می زنیم و یه ماهو گشته می مونیم اینطوری ... ))
آره من وقتی خودمو جای خدا می زارم و فکر می کنم که اگر من خدا بودم و این همه نا شکری رو میدیدم با این آدما چیکار می کردم واقعا به کمتر از برچیدن نسلشون برام قانع کننده نبود
کاش شما هم یکم خودتون رو جای خدا بزارید ، کاش یکم برای خودتون خدایی کنید و با مسائل خدایی آشنا بشید هیچ عیبی نداره اونقت اون موقع ببینید که این همه نا شکری با این همه نعمتی که به این و اون دادی رو می تونی تحمل کنی ؟
یه جا یه متن خیلی قشنگ دیدم که بد ندیدم بزارم شاید که یکم تفکر کنیم :
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم ازش تشکر کنیم .
چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی رو نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم .
چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم.
چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم .
چی می شد اگه خدا خواسته هامونو بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم .
و من اضافه می کنم :
چی می شد اگر خدا همین نعمت هایی رو که الان داریم رو ازمون می گرفت چون نا شکریشو کردیم
چی می شد اگر خدا چشممون، پامونو ، دستمون رو ازمون می گرفت چون با همون کاری که گفته بود نکنید کردیم
چی می شد اگر خدا (زبونم لال) پدر و مادرمون رو ازمون می گرفت ؟ چون دیروز بهشون بی احترامی کردیم و قدرشون رو ندونستیم
و هزاران چی می شد دیگه ؟
تا حالا به اینا فکر کرده بودید ؟ فکر کرده بودید که اگر آزادی ندارید اگر با جیفاتون نمی تونید راحت بیرون برید اگر وقتی اعتراض می کنید با تیر می زننتون جاش یه پدر و مادر مهربون دارید که وقتی که همه دنیا خسته میشید بهشون اتکا می کنید ؟ و اگر همه دنیام شما رو ترد کنند باز آغوش اونا با همه بدی و خوبیشون براتون بازه ؟
تا حالا فکر کردید اگر اینترنتتون سرعتش به افغانستان نمی رسه ، اگر می خوای برین فلان سایت غیر اخلاقی یا سیاسی باید دو ساعت بگردید دنبال فیلتر شکن و این مزخرفات جاش حداقل امنیتی رو دارید که وقتی با خواهرتون میاین تو خیابون حداقل نیرویی مثل طالبان و هزار کوفت زهر مار دیگه نیست که سر جفتتون رو ببره یا اینکه زنامون اینقدر بی ارزش نیستند که حتی گواهینامه هم نتونند بگیرند با اینکه در رفاهند و چهارتا چهارتا وسیله خوش گذرونی یه مرد نیستند ؟
تا حالا فکر کردید که اگر بخاطر اینکه با فلان اعتراض رو کردید گرفتنون با باتوم دست و پاتون رو داغون کردند جاش حداقل خدا بهتون همون دست و پا رو داده که بتونید برید و اعتراض به حقتون کنید و قدرت حرف زدن و داد کشیدن رو داده که اعتراض کنیم و حقمون رو بخوایم ؟
و خیلی تا حالا فکر کردیم دیگه .
در اخر این داستان رو که هممون شنیدیم باید بگم از سعدی که یک روز سعدی شیرازی گوشه ای قمباد گرفته بود و می نالید از اینکه کفش ندارد و هر می تونست به زمین و زمان و خدا و پیغمبر شکایت برد و شکایت کرد همینطور که به گله از این دنیا مشغول بود مردی از جلوش رد شد که یک پا نداشت وقتی این صحنه رو دید از نالیدن خود پشیمون شد و گفت خدارا شکر بخاطر اینکه من کفش ندارم
و با خود گفت :کفش نداشتن از نداشتن پایی که که کفش در آن کنی بهتر است ...
اما باید بگم که من این رو نوشتم نه به خاطر اینکه بگم اگر حقمون خورده میشه اگر امکاناتمون ضعیفه ، اگر جلو چشمون دوستامون رو می کشند اگر آزاد نیستیم و هزاران اگر دیگه ، همه اینها رو بیخیال شیم و نه به دنبال حقمون بریم و دنیا رو بیخیال شیم و تو همین وضعیتی که هستیم زندگی کنیم و حرفی نزنیم
تمام این حرفا رو گفتم که به خودمون یاد آوری کنم که نا شکری و یاس از خدا دو گناهی هستند که انسان رو به جای نزدیک کردن به رفاه و آرامش و نیکی انسان رو به بدبختی بیشتر سوق میده و البته یاد آوری کنم این آیه از قرآن رو که فکر می کنم اکثریت ما قرآن رو قبول داشته باشیم اونجا که قرآن میگه :
( تا اورا بدان بیازماییم و ببینیم که آیا شکر می کند یا کفر می ورزد)
طبقه بندی: یه لحظه فکر،
تبلیغات 