تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!

سلام بر دوستان این مدت امتحان داشتم وقت نمیکردم بیام

ولی اگه خدا بخواد از این به بعد درخدمتتونم

در مورد چی بگم والا این حامد که اینقدر مزخرف میگه و میده آدم ناخوداگاه به سمت اسپم میره

حالا که قسمت شده اسپم بدم بزار بگیم ببینم چی میشه

میگم این آلبوم شادمهر دیوانه کنندست

خداییش شعرای ترس و عادتش رقیب نداره من که روزی چند بار گوشش میدم واقعا" صداش جادوییه

البته محسن چاووشی یه چیز دیگست

بچه هام که دیگه اینجا کمتر میان علی که دیگه کارش رسیده به تزریق بچه ی مردم از دست رفت

ماهماتام که از اول معلوم نشد واسه چی این بشر و اینجا راش دادیم

آرش که جونه...رفته واسه دانشگاه بخونه

این مرتیکه فربدم که وقتی اسم بارسا میاد انگار موش و اتیش زدم وگرنه محاله اینورا بیاد

بوم قلتون(سید و میگم) تو دوران انتخابات یه دوتا مطلب داد بعدشم مفقودالاثر شد

فقط این حامد گاهی با اسپماش اینجارو آپدیت میکنه

مهدیم که تازه کنکور داده و دپرسه گرچه قبلش هیچ امیدی بهش نبود

این پسره مسعودم که اصلا" من نمیشناسم

اخه مرادک یه هماهنگی یه چیزی همین طوری نویسنده اضافه میکنین حالا یخورده خودش و معرفی کنه اشنا بشین حداقل

بگذریم مثل اینکه دوستان و قرار تو تهران ببینیم اگه حامد اومد چه بهتر اگرم نیومد سگ خور به درک

همین اینم اسپم من

منتظر اسپمای بعدی من باشین




طبقه بندی: دوستام،
ارسال در تاریخ شنبه 20 تیر 1388 توسط امیر حسین
...احساس دارد , منطق دارم . امید دارد , برنامه دارم . نمیترسد , قدرت دارم. تجربه دارد , میخواهم تجربه کنم . دارم و دارد ! مهم اینجاست که الان با همیم و داریم ! ما هر دو داریم ! ما حالا هم احساس داریم هم منطق هم امید هم برنامه هم تجربه . حالا من نیستم و او نیست . حالا ماییم . ما , من و او .

...چطور التماس او را میکردم در روزهای نداشتنش . فکر نمیکردم به این زودی اما حالا دارم ... حالا فقط میترسم از روزی که تقدیر جدایمان کند . مانند همان روزی که به هم رساندمان . تقدیر بی رحم است میدانم میدانم اما چاره ای ندارم ...

...نمیتوانم باعث کمتر وابسته شدنش بشوم میدانم که فکر آن روز را نمیکند ...شاید نزدیک است ...



طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: برگ اول،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 تیر 1388 توسط حامد
این روزا دیگه داره حالم از هرچی کره و کره ای یه به هم میخوره . این صدا و سیما هم با این سریال انتخاب کردنش ملتو دیوونه کرده . فقط میتونم بگم متنفرم ازتون


http://www.hammertonail.com/wp-content/uploads/2008/09/h2n-oshima-hanging.jpg



طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: مرگ بر کُره،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 تیر 1388 توسط حامد

آورده‌اند که
روزی، شخص «بد بوی» ِ«بد روی» ِ«بد زبانی»
نزد پری‌روی ثروتمندی برفت.


بگفت که:


« ای زن اغتشاش گر فلان‌کاره!
من پولی ندارم که به تو بدهم.
خانه‌ای هم ندارم.
ولی اگر با من تا نوک آن قله بیایی،
حاضرم در میان خس و خاشاک،
با شما روابط نامشروعی برقرار بکنم!»

آن پری صورت به خنده آمد و گفت:


«به هوای این صورت زیبایت بیایم؟
یا به هوای بوی خوش ات؟
یا زبان شیرین ات؟
یا پول فراوان ات؟
یا راه نزدیک ات؟
یا مکان دنج و راحت ات؟
یا ادب و حجب و حیای آشکارت؟
یا ایمان و تدین ات؟ »

***

دردسرت ندهم!

این؛ از شرایط خوب اقتصادی که برای مردم درست کرده‌ایم.
این؛ از سفره‌های نفت‌آگین‌مان.
این؛ از اوضاع آزادی‌های مدنی‌مان.
این؛ از آزادی‌های اجتماعی و گشت ارشادمان.
این؛ از شخصیت و پرستیژ و ادب حاکمان محبوب‌مان! 
این؛ از اوضاع سیاست خارجی‌مان!
این؛ از احترامی که به حقوق اولیه‌ی شهروندان‌مان می‌گذاریم!
این؛ از زبان خوشی که با مردم داریم!
این؛ از انتخابات آزاد و شفافی که برگزار می‌کنیم!
این؛ از صداقت و دروغ‌نگویی و پرده‌ندری و رعایت اخلاق اسلامی(؟) مان،
پیش چشم میلیون‌ها بیننده!
این؛ از «ترتیب اثر دادن» به تذکر رهبر، در سخنرانی‌های بعدی‌مان!
این؛ از رسانه‌ی ملی حق‌گو و حامی ملت‌مان!

 

....

***

حقا که مردم کور و پرتوقع و نمک‌نشناسی داریم!
این‌ همه حُسن عالم‌گیر داریم!
دیگر چه می‌خواهند؟ !

البته، ملت که بیدار است.
مشتی خس و ...


از وبلاگ دغدغه هایم (Din.persianblog.ir)



ارسال در تاریخ دوشنبه 8 تیر 1388 توسط جی بی اچ
  سلام به همه ی دوستان راستش دیگه سیاسیت بسته علی تو هم دیگه تمومش کن دیگه خداییش صدامون به هیجا که نتمیرسه چرا هی ....
نمیدونم نفرینای سید بلاخره خفتم و گرفت یا این حامد چشم زد خلاصه
دیروز بود که مثل همیشه برای خریدن نون رفتم بیرون همین طور که داشتم تو پیاده رو  میرفتم یهو دیدم یه صدایی داره میاد برگشتم تا ببینم چه خبرا که دیدم یه موتور با سرعت وصف ناپذیر داره میاد تا خواستم کاری کنم که خورد به پای چپم منم افتادم رو زمین اولش فکرکردم پام شکسته
دلم میخواست هرچی تو دهنم بهش بگم
گفتم بهشون اخه مادرو خواهروتون چطوری اجازه میدن بشینین پشته موتور بدون کلاه و بیمه
گفتم اقا ما غلط کردیم ببریمت درمانگاه گفتم چی ...
پام شکسته درمونگاه باید بمونیم پلیس بیاد که دیدم دیگه دارن گریه میان گفتم بیخیال بزار ببینم چقدری میشه ازشون تیغید
البته من اهل این کارا نیستم گفتم ای جوان اگه میزدی پام میشکوندی باید تو این دادگاها بالا و پایین میرفتی گفتم اخه چرا این تابستون و با این کارا خراب میکنین برین کلاس کنکور کلاس ورزش چیزی اخه موتور چیه
دیگه از این کارا نکن خوب پسر خوب اونم به نظر از این گوش گرفت از اون یکی در کرد
به هر حال اولش زیاد پام درد نمیکرد ولی اومدم خونه دیدم یا خدا چرا کبود شده اون موقعبود که گفتم ای .........
یخورده پام ضرب دیده خوب میشه انشاءالله باید به مامان بگم واسم اسپند دود کنه
این بچه ها چشم زدن

پ.ن حامد :به جون خودم مشکل از میهن بلاگه نمیشه عکس گزاشت اصلا !!



طبقه بندی: هیچی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 7 تیر 1388 توسط امیر حسین
یه فکر خوب دارم اون دنیا هم گناهامونو ماست مالی کنیم ; بهتون گیر دادن چرا این کارو کردی بگین نُت پد با اون قیافش هم Undo داشت ولی ما نداشتیم .

این فیس بوک هم مستقیم زده تو برجکمون راهی واسه باز کردنش ندارید ؟ وی پی ان به درد نمیخوره سرعتم خیلی میاد پایین .

یهویی یادم افتاد امروز روز جهانی سیناست . جالبه ها هیچ حسی ندارم بیخیالشم اصلا.

خواستم یه چیزی گفته باشم بعد یه مدت دوری . بیشتر اومدم شاید .



طبقه بندی: یه لحظه فکر،
برچسب ها: پیچوندن جهنم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 7 تیر 1388 توسط حامد
این Text ه آهنگ بامداد از شاهین نجفیه .
یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد

یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد

یه دشت بود که کوه پیشش زانو زد

یه مرد به شکل اسطوره ای هر درد

خط بطلانی بود روی تز سقوط عشق

اون تموم واژها رو دوباره تعبیر کرد

پر گرفت رو اوج قصه مرثیه نخوند

اون آب و آتشو تو شعر بغل هم نشوند

وقتی هر کی از سایه ی خودش دیگه می ترسه

پشت هر دیوار یک کسی داره می لرزه

وقتی برادرمون یا رو داره یا تو بنده

وقتی به هر زن سرکش و یاغی می گن ج ...

فروغ شعرو تو زندگیمون تکثیر کرد

فریدون قصه رو دوباره تصویر کرد

گم نشد ! چشاشو رو مرگ اقاقی ها نبست

نشست ! اما وقتی که پاشو زدن نشست

اون خم نشد ! تو اوج و ایستاده مرد

از خورش درگاه ضحاکی نخورد

پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای

پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای

پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته

پدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته

وقتی دجال عشقو کشت و از معنی افتاد

تا از گلوی قناری آوازی در نیاد

شبی که حتی جلاد پای جوخه گریه کرد

نعره ی کاوه مرد و تکبیر سرد

پیچیده توی کوچه پس کوچه ها ی شهر

ننه دریا ? پسرای عمو صحرا رو حد زد

روزی که حافظو تو خیابونا چرخوندن

واسه خیام بی خدا حبس تعزیری بریدن

روزی که صادقو به جرم خود کشی کشتن

هرچی سگ ولگرده شده بود تهمتن

ستاره دیگه تو آسمون نبود تو اوین بود

زیر پای تک تک بچه هامون مین بود

تموم پنجره ها بسته شد ! سیاه شد

امید یه نفس راحت کشیدن تباه شد

برادر برادرو فروخت و پدر مادرو

به لجن کشیدن هرچی اعتقاد و باورو

خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد

ابلیس از غصه مست کرد ! هر چی خورد پس داد

کلمه ها رو که از تو کتابا دیگه شستن

هرچی واژه بود نشوندن و گردن زدن

مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت

و گردن یه عده کلفت شد ! مفت از پول نفت

زنو دستمال پیچوندن و صیغه کردن

زبون سرخ اعتراضو زیر تیغه کردن

ولی من یه نسلم که از اصلم نیفتادم

یه بغض شکسته ام و یه حنجره فریادم

یه صورت سیلی خورده و یه کفن دردم

تو هر شکل و لباسیم و زنم یا مردم

این روزاهم می گذره ! من با این امید زنده ام

این وضعیت عوض می شه !

عوض می شه ! می دونم !


این وضعیت عوض می شه !

عوض می شه ! می دونم !


پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای

پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای

پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته

تو شاعر نسلی هستی که پشتته

دانلود آهنگ :
http://www.rapsong.ir/arshiv/fullalbum/Tapesh2012/Shahin%20Najafi%20&%20Tapesh2012%20-%20Bamdad%28IR2rap.com%29%28wWw.IR2rap.US%29.mp3

اینم آهنگ جدیدش به نام ندا
http://www.rap-moon.com/dl/Shahin%20Najafi/Shahin%20Najafi%20-%20Neda.mp3



برچسب ها: شاهین نجفی، پدر، ندا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 4 تیر 1388 توسط جی بی اچ
این انتصابات دست از سر ما ور نمیداره . به جای درس خوندن اکثر فکر و ذکرمون سر مسائل و اتفاقاتشه هنوز...
داشتم امروز فکر میکردم ... بهتر بگم داشتم میگفتم که شاید دیدمون نسبت به دولت بدبینانه باشه . شاید واقعا دارن راست میگن . شاید واقعا خدمت کردن . یه کم منطقی به قضایا نگاه کنم ببینم اوضاع از چه قراره
گفتم از جاهایی که خودم خبر دارم شروع کنم ببینم دولت در جاهایی که روم به دیوار یه کوچولو در موردشون تخصص دارم ببینم دولتِ خدمت گذار چی کار کرده !
از ورزش شروع میکنم
رئیس دولتی که با افتخار از پیشرفت در زمینه ی ورزش و افتتاح کلی ورزشگاه و اینه که تو این دولت بیشترین مدال رو گرفتیم و اینکه تو بازی های آسیایی خوب نتیجه گرفتیم و اینا
اما اینا نیمه ی پر لیوانه . بهتر بگم ته مانده ی آخرِ این لیوان که به سختی به نظر من و خیلیایه دیگه دیده میشه
تو دولت ایشون ورزشگاه های زیادی افتتاح شد درست ... اما چه طوری . ورزشگاه اهواز با اون وضعِ اصف بار که برای افتتاح زودتر حتی یه تیکه ای از زمین رو به جای کاشت چمن رنگ زده بودن و ورزشگاه نقش جهان که معلوم نیست اصلا اونجا چه خبره و هر دفعه قول داده میشه که به زودی به بهره برداری میرسه اما عملا هیچ خبری نیست اونجا یا ورزشگاه بزرگ درست کردن تو سیستان و بلوچستان در حالی که تیم همچین بزرگی نداره و اگه واقعا هدف پیشرفت ورزش بود به جای یه ورزشگاه بزرگ درست کردن میتونستن 10 تا ورزشگاه کوچیک درست کنن
همه ی اینها به کنار ذلت بیشتر از این که بعد از اینهمه سالی که از ساخت ورزشگاه آزادی گذشته هنوزم که هنوزه یه ورزشگاه حتی نزدیک این ورزشگاه نداریم که بعضی بازیهامونو توش برگزار کنیم ! حالا بگذریم که همین ورزشگاه آزادی چقد مشکل داره و چه بدبختی ای ملت میکشن برای دیدنِ دربی . ورزشگاه تختی اهواز هست اما همونم کلی خرج داره تا به یه ورزشگاه بین امللی تبدیل شه
در مورد مدال ها و بازی های آسیایی هم , کیه که حاضر نباشه به جای 500 تا مدال گرفتن تو همه ی ورزشها مثلا 10 تا مدال تو المپیک نگیره ؟! واقعا به نظرشون اون گندی که تو المپیک زدیم قابل چشم پوشیه ؟! تو بازی های آسیایی هم که اگه اون روزایه آخر کاراته ای ها نبودن الله اعلم که چندم میشدیم . خلاصه دری به تخته ای خورد و چهارم شدیم . جناب آقای علی آبادی , به اصطلاح پدر ورزش ایران قولِ این رو داد که چهار سال بعد بین سه تیم اولیم !!! یعنی به نظر ایشون اونقد کارشون درسته که میتونیم از چین و ژاپن و کره جلو بزنیم !!!
البته از این قولها زیاد شنیدیم از این خدمتگذاران ملت . نمونه ی بارزشم اون حرفایه جناب پرزیدنت که تو 2010 جز 4 تیم برتر جام جهانی ایم !!! این اتفاق هم میفتاد اگه حذف نمیشدیم تو گروهی که عربستان یکی از ضعیف ترین تیماشو داشت و کره ی شمالی بعده 50 سال واسه ما شاخ شد !
در مورد تیم ملی و فوتبال اما صحبتها زیاده مثله اینکه رکورد تعویض مربی رو به زودی و به حول و قوه ی الهی از عربستان می رباییم به زودی . خلاصه کلیه که تو یه زمینه ای در جهان اول باشم ! حالا فرق نمیکنه که بیشتر اخراج مربی باشه یا بیشترین اعدام !
یا اینکه یه مربیه تیم ملی به دستور مستقیم رئیس جمهور اخراج میشه یا اینکه یه مربیه دیگه دون بازی اخراج میشه . یا جالب تر از اون اینکه یکی از بهترین روسای فدراسیون فوتبال رو به شکلی که بعید میدونم کسی فراموش کنه اخراجش میکنیم و تعلیق میشیم و بعد جناب دبیر کل با سیاسته کثیف فرش و پسته قصد عدم تعلیق داره و آخر اگه نبود مردانگی ــه دادکان معلوم نبود تا کی تعلیق میموندیم ! همین دادکان کسی بود که اونقد در آمد زایی کرد که حتی به وزارت تربیت بدنی کمک مالی میکرد اما حالا با اسطوره ای مثله جناب آقای کفاشیان کاسه ی گدایی واسه یه لحظشونه !
اما 90 . داستان غم انگیز ــه 90 . اینکه کسی که به نظرم یکی از تنها خدمت گذاران ــه این ورزش هست و کیه که قبولش نداشته باشه رو اونطوری امثال همین علی آبادی و اون آخوندی ــه جوجه زیر سوال میبرن . برنامشو تا سر حد پایین کشیدن کرکرش پیش میبرن .  شبی که قرار بود بترکونن ملت تعداد اس ام اس رو با وقاحت تمام اس ام اسا رو تعطیل میکنن و هیچ جوابیم در قبالش نمیدن . تمام آیتمهاشو از قبل باید تایید کنن برای پخش . تاب نمیارن اون بخش ــه فیلمهایِ ارسالیه مردم در مورد مشکلات ورزشگاهها و اینا رو تو آخرین برنامه و بعد از حذف از جام جهانی هیچ خبری از عادل در دسترس نیست !
در مورد حکایاتِ شاه حسینی و مافیایه وحشتناک تو فوتبال هم که سر درازی داره بهتری صحبتی نشه
حکایتِ ورزش همچنان باقیست اما ازش میگذریم و به اینترنت و دنیای مجازی میرسیم .
چی بگم وقتی میانگین سرعت ایننترنتمون از افغانستان هم پایین رفت . خط ها هر وقت که دولت حال کنه مختل میشه و ارتباط ها قطع میشه . وقتی نیاز باشه مسنجر ها تعطیل میشن . هر سایتی که حال کنن فیلتر میکنن . در حالی که وقتی در دوره ی خاتمی قرار شد فیلترینگی صورت بگیره صریحا اشره شد به این نکته که فقط سایتهای غیر اخلاقی فیلتر میشن . فیس بوک و youtube و بی بی سی فارسی و صد ها هزار سایت دیگه ای که فیلتر شدن هم لابد غیر اخلاقی بودن !
کم کم آپدیت کردنِ نرم افزارها داره به یه آرزو برامون تبدیل میشه . همه ی دنیا دارن تحریممنو میکنن و جناب پرزیدنت کماکان میفرمایند ما میتوانیم . آره واقعا شما میتوانید طوری تو این کشور ... که سالها باید زحمت کشید تا از در و دیوار این کشور آثارشو جمع کرد
اینا زمینه هایی بود که من ازشون خبر داشتم . حالا من در زمینه ی اقتصاد و فرهنگ و ... دیگه هیچ نظری ندارم و خدا میداند که در اون زمینه های چه گندی زده این دولت

برای ساختن کشور به یه مستخدم نیاز نداریم . کشور رو یک مهندسِ معمار میتونه بسازه...

در آخر هم یاد و راه ــه ندا و همه شهدا گرامی باد


برچسب ها: ورزش، اینترنت، فیس بوک، فیلتر، تو روحتون، 90، عادل، ندا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 4 تیر 1388 توسط جی بی اچ
(تعداد کل صفحات:2) 1 2

قالب وبلاگ