تبلیغات
خاطرات نسل سوخته ! - پست های تیر 1388
چهارشنبه 31 تیر 1388

دیوار عشق من

   نوشته شده توسط: حامد    

الان فقط دلم میخواد با دیوار حرف بزنم شاید آروم بشم...
گوش کن دیوار تو بهم اعتماد کردی
گوش کن دیوار بیشتر از همه بهت اعتماد کردم
گوش کن دیوار بیشتر از هرچی دوست داشتم
گوش کن دیوار با حرفات منو شکستی
گوش کن دیوار تو رو دوست دارن
گوش کن دیوار تو فقط برای خودت نیستی
گوش کن دیوار هر جا بری هستم
گوش کن دیوار قبولت دارم
گوش کن دیوار هیچوقت حرفامون رو فراموش نمیکنم
گوش کن دیوار حرفامو بفهم و باور کن
گوش کن دیوار من دلم خوش نیست
گوش کن دیوار من حرف مفت نمیزنم
گوش کن دیوار من دوست دارم
گوش کن دیوار باز هم بهم اعتماد کن
گوش کن دیوار فقط به خاطر کسی که دوستش داری
گوش کن دیوار برای آینده
گوش کن دیوار برای فردات
گوش کن دیوار برای فهمیدن زندگی
گوش کن دیوار برای فراموش کردن مشکلات
گوش کن دیوار و یه دنده نباش
دیوار من بدون که الان انقدر حالم بده که با 2 نفر همینجوری دعوا کردم .
هیچی رو بدون دیوار نیمخوام . دنیا رو بدون یه دیوار خوشحال نمیخوام . دیوار تو باید مثل همیشه از سرجات پاشی و ادامه بدی ! دیوار بفهم بفهم
دیوار فقط امید داشته باش اما بدون اگه بخوای ادامش ندی منم تمومش میکنم فهمیدی دیوارر ؟؟


برچسب ها: گوش کن دیوار ،

چهارشنبه 31 تیر 1388

خدایا گوش کن....

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :هیچی ،

هرچی که دلتون میخواد بهم بگین ولی خدای بلاسرمون خدای منم هست

دلم میخواد این شعر و بهش بگم

شاید کفر باشه یا هرچیز دیگه ای ولی یا باهم آشتی میکنیم یا به قهرمون ادامه میدیم

خداجون متشکریم که چشم دادی بهمون

واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت

مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دو زدن

واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت

اخه شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی

خدا جون ممنون از این که دوتا دست دادی به ما

تا اونا رو رو به هر مترسکی دراز کنیم

خداجون مرسی از این دلی که تو سینمونه

میتونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم

اخه شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی

 


چهارشنبه 31 تیر 1388

ابی

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

Lyric یه آهنگ تاثیر گذار از ابی که شنیدنش رو (اگه لینک سالم پیدا کردین ازش) بهتون پیشنهاد میکنم...

در زیر باران گلوله های داغ
پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
آنان که بی پروا جان را فدا کردند
در شوره زار عجز جنگل به پا کردند

در بستر تاریخ از خون این یاران
حماسه می جوشد از چشمه ی عصیان
آن لحظه که دژخیم فرمان آتش داد
سیلاب آزادی ، با خون به راه افتاد
در لحظه ی اعدام معراج این یاران
فریادشان این بود پاینده باد ایران
برادری این سو در جوخه آتش
آن سو رفیق خلق بالاتر از آتش

در زیر باران گلوله های داغ
پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
برادر سرباز ، آنکه کنون با ماست
ای کاش پیش از این از خواب بر می خواست
اگر تفکر خلق چون آن برادر بود
تاریخ ما امروز به شکل دیگر بود


برچسب ها: ابی ،

سه شنبه 30 تیر 1388

یخورده غصه

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،

دیگه بسته به نقل از امام علی(ع) خنده زیاد دل را میمیراند

یخوردم از غم و غصه ی زندگیمون بگیم بد نیست

اره ممد تو راست میگی بابا ما خیلی شکممون سیره ما زندگی مون مثل بهشته چرا سوختیم اخه

بیخیال.....

خنجر برام بیارین          من از تبار دردم
عمریه بی طلوعم         مثل غروبی سردم
آیینه داره غربت            با ادما غریبه
حوای چشمای من       در حسرت یه سیبه
تاریک سرنوشتم           فانوس من شکسته
عمریه بغضی سنگین     راه گلوم و بسته
از شب به شب رسیدم  از کوچه ها به بن بست
آی ادامای سرخوش      جایی برای من هست؟
 

اره ادمای سرخوش واسه منم جایی هست؟ میخوام از غم بگما نه از شادیها شاید خوشیتون و خراب کنم ولی چیکار کنم من همینم دیگه شاید حالتون رو بد کنم یا هرچیز دیگه ای ولی به همون خدایی که هممون داریم میپرستیمش همه چی پول و زندگی و ازادی و سیاست  نیست به خدا نیست ما کجاییم ؟ من که خیلی وقته با خودم کنار اومدم با مشکلاتم با خدام با زندگیم وخیلی چیزای دیگه

خوشبحال اونایی که دلخوشی هاشون بیشتر از مشکلاتشون و اره سید راست میگفت از ظاهر یا کامنت کسی نمیشه فهمید کیه و چرا دلش گرفته

جور یک بی احتیاطی

این قصاص یه گناهه

زندگیت هرچی که بوده

بعد این شوم و سیاهه

بعد این کرکس مرگ و بالای سرت میبینی

زنده ای اما میپوسی چشم براه مرگ میشینی

بعد این خود خزوونی ارزوت میشه بمونی

جوونیت رفته به باد و حالا قدرش و میدونی

خدانکنه ما حسرت جوونیمون رو بخوریم چون خلی سخته البته کمتر کسی هست که حسرتش و نخوره

وای که شادمهر چقدر قشنگ میگه

روبه رو شب و سیاهی، بی کسی پشت سرم

نمیتونم که بمونم باید از تو بگذرم

دارم از نفس میوفتم تو هجوم سایه ها

کاشکی بشکنه دوباره بغض این گلایه ها

اون که میشکنه تو چشمای تو تصویر منه

گم شدن تو این شب برهنه تقدیر منه

بازم میگم خوشبحال اون کسایی که فکرمیکنن یا شایدم مطمئنن که دارن زندگی میکنن اونم خیلی ایده آل

خوشبحالتون فقط همین....

 

 


دوشنبه 29 تیر 1388

عمر دوباره 2

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :دوستام ،

اقایون رفقای ته دیگ سلام حالتون خوبه که ...

منم خوبم البته دوری از شماها خیلی سخته انصافا" همین چند دقیقه پیش داشتم های های پای موبایل گریه میکردم با شنیدن صدای این پسره حامد

اما بریم سر اصل مطلب

به جون علی من نمیخوام جات و بگیرم بابا امین و اون بحثارو تو چت خالی بستم حامد تا هرچقدر بخوای میرم جات سربازی اخه چرا میخواین سر به تن من نباشه مگه من چیکار کردم اخه

اول اون قضیه موتور حالم این یکی

اقا چشتون روز بد نبینه واسه تغییرات تو خونمون باید همه ی وسایل و رو جمع میکردیم منم خواستم کامپیوتر و جمع کنم خاموشش کردم و خواستم از پریز بکشمش دیدم یخورده سفت شده نمیدونم چش شده بود تا کشیدمش یه جرقه زد و منم یه متر پرت شدم عقب نزیدک بود برق بگیرتم یعنی یه نمه گرفت من و

حالا سومیش چیه خدا بخیر کنه

خودم فکرمیکنم سقف خونمون میاد رو سرم و من جان به جان افرین تسلیم میکنم

اقا من دیگه دارم به این نتیجه میرسم که این کارا برنامه ریزی شدست

باید برم سراغ سحر و جادو از این چیزا شما دوتا این علی و این پسره حامد من وطلسم کردن من مطمعنم

بزار وقتی حالتون و گرفتم میفهمین

منتظر باشین


دوشنبه 29 تیر 1388

جزغاله هستیم ما !

   نوشته شده توسط: ماهماتا    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،

جزغاله هستیم ما! سوخته چیه بابا؟!
ما رو باید بگن نسل جزغاله نه سوخته! آخ آخ که اگه وضعیتمون رو واسه سنگ تعریف کنیم از غصه میترکه! خدا این زندگی ما رو واسه گرگها و شغالهای توی بیابون نخواد!
صبح که چشامونو باز میکنیم، وقتی که شب رو راحت خوابیدیم؛ آسوده از اینکه نه جنگه و نه قتل و غارت و اینا یا شایدم تا نصف شب یا شایدم تا صبح داشتیم چت میکردیم و اینا و بعد خوابیدیم. حالا که از خواب بیدار شدیم (صبحه یا کله ظهر نمیدونم!) نه کسی مجبورمون میکنه که بدویم دنبال یه لقمه نون و کار کنیم و عرق بریزیم و ... نه باید دلنگرون امنیت و آسایشمون باشیم که یه وقت به هم نخوره!
صبحونه آماده ست.بزن به بدن و بعدش ... بزار حدس بزنم! نه نمیتونم! واقعاً نمیدونم شماها بعدش چیکار میکنید اما نسل سوخته حتماً باید روز خیلی سختی در پیش داشته باشه!
ای کاش میتونست توی خونه بمونه. مثل دخترا! نه مثل پسرا که بیچاره ها باید برن دنبال کار و زندگی و پول و اینا و صبح زود هم باید بیدار بشن و با عجله صبحونه بخورن و جمع و جور کنن و بزنن بیرون.
ای کاش امروز رو میتونست توی خونه بمونه و بشینه پای کامپیوترش! کاش اینترنت داشت و میتونست اونجا هم یه چرخی بزنه! آخ چی میگم من! مگه نسل سوخته کامپیوتر داره!؟ مگه نسل سوخته اینترنت داره؟! مگه نسل سوخته اصلاً میتونه به این چیزا فکر کنه؟!
آخ بمیرم واسه نسل سوخته و جزغاله و ...
ای کاش حداقل بیچاره ها میتونستن درس بخونن. توی رشته مورد علاقه شون ادامه تحصیل بدن!
اشکم در اومد دیگه. بقیه شو یه وقت دیگه مینویسم.
فقط بی زحمت اون عنوان وبلاگ رو عوض کنید و "خاطرات نسل جزغاله" بزارید لطفاً!!!!


برچسب ها: جمع کنید بابا ، امان از شکم سیری ، رفاه زیادی ،

دوشنبه 29 تیر 1388

ضارب ندا آقا سلطان

   نوشته شده توسط: مسعود    

امروز یه مطلب جایی خوندم از شخصی به اسم آرش حجازی عینا براتون میزارم!
 
 
 
 
امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.
در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: "نمی خواستم بکشمش"، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.
اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.

از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.

لطفا توجه بفرمایید. من فقط صاحب عکس را شناسایی کرده ام. مشخصات فردی او را نمی توانم تایید کنم. ضمنا احتمال خطاهای فردی را ندیده نگیرید.
امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم. این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.
باز هم تأکید می کنم، مبادا بگذارید خشم، شرافتتان را لکه دار کند.
به امید روزهای بهتر
آرش حجازی



دوشنبه 29 تیر 1388

فول آلبوم هاکان

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :موزیک ،

سلام عید همتون مبارک عیدی من به شما فول آلبوم حامد هاکان که همشون کار میکنن و فوق العادست (به جز تک اهنگ های جهنم سرد همش هستند )!
ادامه مطلب !!




ادامه مطلب

برچسب ها: حامد هاکان ، دی جی ،

یکشنبه 28 تیر 1388

میمونم همینجا !

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،

آخه من کجا برم ؟ هرجا برم بازم تویی


برچسب ها: سینا ، بزرگترین تصمیم زندگی ، نمیرم ،

یکشنبه 28 تیر 1388

ندا , سهراب و حالا ستاره ... کی نوبت ما میشه ؟

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

چه زود گذشت ! همین چن روز پیش بود که شاهین تو آهنگ "ندا" ش خوند که ستاره دیگه تو آسمون نبود . تو اوین بود
اما تو همین چن روز دیکتاتوری ــه Upgrade شده ستاررو به سینه ی قبرستون فرستاد !


برچسب ها: ستاره ، اوین ، سهراب ، قبرستون ،

چهارشنبه 24 تیر 1388

مهمون ناخونده

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :دوستام ،

عجب زندگییه !! چه روزای عجیبی ! درست مثل همیشه عجیب !
یهو از کجا پیداش شد ؟ فکر کنم از آسمون افتاد !
مثل این که از همون اولش میشناختمش ! چقدر شبیهش بود ! چقدر قشنگ بود !
چقدر عجیب بود ! چقدر فرق داشت !
شاید میفهمه ! شاید میدونه که دیگه نیمتونم بهش فکر نکنم ! شاید میدونه که خواسته و ناخواسته وارد سرنوشتم شد !شاید میدونه که دیگه نباید فراموشم کنه !
کپسول انرژیه جدیدم ممنون بابت انرژیه بی نهایتت !


برچسب ها: سـینا ،

سه شنبه 23 تیر 1388

جز تو...

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :هیچی ،

جز تو کی میتونه عزیز من باشه ؟
کی میتونه تو قلب من جاشه ؟
مگه میشه مثل تو پیدا شه همه چیزم آی عزیزم !
جز من کی واسه دیدن تو حریصه اسم تو رو قلبش مینویسه گونه هاش از ندیدنت خیسه همه چیزم آی عزیزم
تو نباشی بی قرارم
بد میبینم بد میارم
بی تو من
حس ندارم سر به زیرم گوشه گیرم کاش بمیرم
بی تو من
همه چیزم آی عزیزم همه چیزم.


برچسب ها: تو ،

دوشنبه 22 تیر 1388

افتتاح وبلاگ برای من

   نوشته شده توسط: مسعود    

سلام به همه ی دوستان عزیزم از حامد نازنین گرفته تا آرش و فربد و امیرحسین و جی بی اچ خودمون همیشه به دنبال یه اتفاق ، یه حرف قشنگ بودم تا این وبلاگو برای خودم افتتاح کنم ولی پیدا نکردم که نکردم میخوام یه برگ از دفترچه خاطراتمو براتون بیارم که دیشب نوشتم نمیدونم شاید براتون خیلی جالب نباشه ولی بعد از اینکه تموم شد و خوندمش مثل یه قصه شده بود

 

 الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شود دلم و سپس گریستم و گریستم ...


شنبه 20 تیر 1388

من مرغ هستم

   نوشته شده توسط: مهدی    نوع مطلب :روز نگار ،یه لحظه فکر ،

چیه؟چرا به اسم تاپیک اینجوری نگاه می کنید؟مگه مرغ رو هم تو عروسی و هم تو عزا نمی خورند؟خب من هم مرغ هستم.هر وقت صلاح باشه (یعنی والدین محترم و مکرم صلاح بدونند) آدم بزرگی شدم و دیگه کسی شدم وشعور دارم و می تونم تصمیم گیری کنم و باید عصای دستشون باشم (منظورم حمال اختصاصی هستش) .اما مثلآ صبح که می خوام از در خونه برم بیرون باید لباسمو این عزیزان تأیین کنند.یا مثلآ تو مشهد می تونم تور لیدرشون باشم ولی برای یه شمال رفتن ساده باید اسم تک تک همقطاران + شماره تلفن همگی رو بدم به اینا تا بفمن افراد خانواده دار و مثبتین یا نه.خداییش نمی دونم چه غلطی بکنم.به اینجام رسیده.اگه کسی راهی بلده بگه وگرنه اصلآ حال تیکه پرونی و ... رو ندارم.


شنبه 20 تیر 1388

سیاستِ بی پدر و مادر

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

نمیتونم سیاسی ننویم !

به این خبری که میذارم یه کم دقت کنید !
در گفتگوی تلفنی متكی با احسان اوغلو؛
كشتار مسلمانان در چین مورد بحث و بررسی قرار گرفت

خبرگزاری فارس: در تماس تلفنی دبیركل سازمان كنفرانس اسلامی با منوچهر متكی وزیر امورخارجه كشورمان تحولات چین و كشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مسلمانان این كشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه در تماس تلفنی كمال احسان اغلو دبیركل سازمان كنفرانس اسلامی با منوچهر متكی وزیر امور خارجه كشورمان تحولات چین و كشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مسلمانان این كشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در این گفت‌وگوی تلفنی طرفین ابراز نگرانی از شرایط پیش‌آمده بر ضرورت ارتباط با مسئولان دولت چین به منظور پیگیری موضوع حمایت از حقوق مسلمانان چین تأكید نمودند.
وزیر امور خارجه كشورمان در نظر دارد در این خصوص با همتای چینی خود گفت‌وگو بكند.
همچنین در مكالمه تلفنی جداگانه وزیر امور خارجه تركیه و متكی تحولات چین مورد بررسی قرار گرفت و طرفین در این تماس جنایت فجیع كشته شدگان خانم مروه شروینی در آلمان را به شدت محكوم كرده و این حادثه را نشانگر بی‌توجهی غرب به حقوق اقلیت‌ها و بویژه مسلمانان دانسته و از مقامات آلمانی قویاً خواستار پیگیری و مجازات عامل یا عاملین این جنایت شدند.

اما جریان این چینیا چیه ...
 شیطنت ها و تحریک های مدل چینی حزب حاکم کمونیست در این کشور سرانجام صبر مردم استان ‏سین کیانگ، یکی از مناطق مسلمان نشین این کشور را لبریز کرد تا در پی یک تظاهرات آرام ‏بسیاری از آنها به خاک و خون کشیده شوند.‏منابع غیررسمی چینی در خارج به نقل از مردم این استان کشته ها را بیش از 800 ‏نفر و مجروحان این حادثه را بیش از 2 هزار نفر اعلام کرده اند.‏ آمار دولت چین حاکی از کشته شدن 140 نفر در اولین روز درگیریها بود .دولت مرکزی چین به محض ناآرامی در این استان مسلمان نشین دسترسی به تلفن ‏همراه و اینترنت و برخی سایت ها مانند تویتر را در این منطقه مختل کرده و پلیس نیز در ‏اطلاعیه ای اعلام کرده که برای فرو نشاندن این بحران از هیچ روشی دوری نمی کند!‏ اما مردم با ضبط تصاویر از راهپیمایی خونین و ارسال آن روی وب سایت های اینترنتی ‏بایکوت دولت چین را شکسته و مدیریت خبری شینهوا در کاهش تبعات جهانی این کشتار ‏بی رحمانه را کم اثر کرده اند.‏ باید دید دستگاه دیپلماسی و دیگر ارگان های عدالت طلب و آزادی خواهی که در پس ‏حوادث کوچک غزه کفن به تن می کنند، آیا بازهم در برابر کشتار فجیع مسلمانان استان ‏‏"سین کیانگ" سکوت مصلحت آمیز می کنند یا به مصداق حدیث مشهور نبوی(هرکس ندای مسلمانی را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نیست )، ندای ‏آزادی خواهی مسلمانان این منطقه را ولو با حمایت دیپلماتیک جواب می دهند؟!

http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=284383
http://www.shafaf.ir/fa/pages/?cid=4602
http://www.hammihannews.com/news/4997
http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=161904

ندای مظلومیت رو تو ونزوئلا (!!) میشنون اما در مورد مسلمونایه چینی هیچی ...
البته این قومِ ظالم وقتی به هموطنایی که به خاک و خون کشیدنشون انگِ آمریکایی و انگلیسی و خرابکار میزنن دیگه چه انتظاری میشه ازشون داشت ...


برچسب ها: شینهوای چین ، مسلمانان ، متکی ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2