دیگه بسته به نقل از امام علی(ع) خنده زیاد دل را میمیراند
یخوردم از غم و غصه ی زندگیمون بگیم بد نیست
اره ممد تو راست میگی بابا ما خیلی شکممون سیره ما زندگی مون مثل بهشته چرا سوختیم اخه
بیخیال.....
خنجر برام بیارین من از تبار دردم
عمریه بی طلوعم مثل غروبی سردم
آیینه داره غربت با ادما غریبه
حوای چشمای من در حسرت یه سیبه
تاریک سرنوشتم فانوس من شکسته
عمریه بغضی سنگین راه گلوم و بسته
از شب به شب رسیدم از کوچه ها به بن بست
آی ادامای سرخوش جایی برای من هست؟
اره ادمای سرخوش واسه منم جایی هست؟ میخوام از غم بگما نه از شادیها شاید خوشیتون و خراب کنم ولی چیکار کنم من همینم دیگه شاید حالتون رو بد کنم یا هرچیز دیگه ای ولی به همون خدایی که هممون داریم میپرستیمش همه چی پول و زندگی و ازادی و سیاست نیست به خدا نیست ما کجاییم ؟ من که خیلی وقته با خودم کنار اومدم با مشکلاتم با خدام با زندگیم وخیلی چیزای دیگه
خوشبحال اونایی که دلخوشی هاشون بیشتر از مشکلاتشون و اره سید راست میگفت از ظاهر یا کامنت کسی نمیشه فهمید کیه و چرا دلش گرفته
جور یک بی احتیاطی
این قصاص یه گناهه
زندگیت هرچی که بوده
بعد این شوم و سیاهه
بعد این کرکس مرگ و بالای سرت میبینی
زنده ای اما میپوسی چشم براه مرگ میشینی
بعد این خود خزوونی ارزوت میشه بمونی
جوونیت رفته به باد و حالا قدرش و میدونی
خدانکنه ما حسرت جوونیمون رو بخوریم چون خلی سخته البته کمتر کسی هست که حسرتش و نخوره
وای که شادمهر چقدر قشنگ میگه
روبه رو شب و سیاهی، بی کسی پشت سرم
نمیتونم که بمونم باید از تو بگذرم
دارم از نفس میوفتم تو هجوم سایه ها
کاشکی بشکنه دوباره بغض این گلایه ها
اون که میشکنه تو چشمای تو تصویر منه
گم شدن تو این شب برهنه تقدیر منه
بازم میگم خوشبحال اون کسایی که فکرمیکنن یا شایدم مطمئنن که دارن زندگی میکنن اونم خیلی ایده آل
خوشبحالتون فقط همین....