

ادامشو که یه 10 - 20 تایی هست رو تو ادامه مطلب ببینید که صفحه سنگین نشه
ادامه مطلب
طبقه بندی: عکس، طنز،
تماس اول
- سلام، میخواستم بهتون یه دستوری بدم.
برق: چه دستوری؟
- میخواستم بهتون بگم از ساعت 23 دوشنبه، تا ساعت 1 بامداد روز سه شنبه برق های كل كشور رو قطع كنین.
برق: انگار شما حالتون خوب نیست.
- درسته حالم خوب نیست، مگه با وجود برخی از این مجری های تلویزیونی حالی هم واسه آدم می مونه؟!
برق: درخواست شما رو نمی تونیم عملی كنیم، لطفا مزاحم نشید.
- پس بزارید خودم رو معرفی كنم، من [...] هستم، حالا چی؟! بازم نمی تونید دستورم رو عملی كنید؟!
برق: به به! ببخشید به جا نیاوردم، اما انگار سوتفاهمی ایجاد شده، شما رئیس [...] هستید، همه كاره ی مملكت كه نیستید، در ضمن اون ساعت برنامه 90 داره، و من و خیلی از مردم میخوایم در اون ساعت برنامه 90 رو نگاه كنیم.
- اه! اعصابم رو خورد كردی! مگه نمی دونی نباید اسم این برنامه رو پیش من بیاری؟! ... تق![صدای قطع كردن گوشی]
تماس دوم:
- سلام، خوب هستید، میشه ازتون یه درخواستی داشته باشم؟!
گاز: بفرمایین.
- من [...] هستم، بچه ها قبلا جریان رو بهتون گفتن، می خواستم ببینم تصمیم گیری كردید؟ گاز صدا و سیما رو توی اون ساعتی كه برنامه ی "اسمش رو نبر" پخش میشه قطع می كنین؟
گاز: آقای [...] انگار فراموش كردید، ما قبلا به درخواست شما یك بار این كار رو كردیم، تصور شما این بود كه به دلیل سرمای استودیو عادل خان برنامه 90 رو اجرا نمی كنه، ولی این آدم پر رو تر از این حرفاست، رفت دوتا كاپیشن روی هم پوشید و اومد برنامه 90 رو اجرا كرد.
- اه! اینقدر اسم این برنامه و اون مجری رو پیش من نیار! ... تق![صدای قطع كردن گوشی]
تماس سوم:
- سلام.
ع.ل: سلام [...] تویی؟!، ساعت یازده شبه! مگه نمی دونی من الان دارم برنامه 90 رو تماشا می كنم، چرا مزاحم شدی؟!
- می دونم، اما یه كار فوری داشتم، اگه میشه توی مجلس یه طرحی تصویب كنین كه یك شبانه روز به جای 24 ساعت، بیست و دو ساعت باشه.
ع.ل: خب كه چی بشه؟!
- اینطوری، از ساعت 23 تا ساعت یك بامداد رو از زندگی حذف می كنیم، و دیگه برنامه ی "اسمش رو نبر" هم وجود نخواهد داشت!
ع.ل: باشه طرحش رو میدم به مجلس، اما واسه تصویب شدنش قول نمی دم.
- پس امشب چی؟ یعنی امشب این برنامه باید به طور كامل پخش بشه؟! همین الان خودت تصویبش كن.
ع.ل: نمیشه، باید بره توی مجلس، موافق و مخالف در موردش صحبت كنند و بعد رای گیری بشه.
- موافق و مخالف؟! این سوسول بازی ها چیه؟! اصلا چرا اجازه میدی مخالف حرف بزنه؟!
ع.ل: راستی تو مشكلت با این برنامه 90 چیه؟!
- اه! اینقدر اسم این برنامه رو پیش من نبر! ... تق![صدای قطع كردن گوشی]
تماس چهارم
- سلام ، من [...] هستم، یه درخواستی داشتم، با توجه به اینكه این روزها ایام امتحانات هست و باز هم از آنجا كه درس خوندن امری مهم و حیاتی است، و باز هم از همانجا كه ما خیلی به علم اهمیت می دهیم، و با توجه به اینكه این جوانان ناآگاه در این شب های عزیز امتحانات اقدام به اس ام اس بازی می كنند، از شما خواهش می كنم در راستای اعتلای علم از ساعت 23 دوشنبه، تا ساعت 1 روز سه شنبه سیستم اس ام اسی خودتون رو مختل كنید.
مخابرات: چی چی رو سیستم اس ام اسی رو مختل كنیم؟ مگه توی باغ نیستی؟ درست توی همین ساعت برنامه 90 پخش میشه، در ضمن این هفته هوادارای فردوسی پور تصمیم گرفتند پنج میلیون اس ام اس به این برنامه بزنن، هیچ می دونی چقدر كاسب میشیم؟ وایستا خودم حساب كنم … (بعد از بیست دقیقه) … به به! میشه صد و ده میلیون تومن!
- مگه ماشین حساب نداری كه به خاطر یه ضرب كردن منو بیست دقیقه پشت خط علاف كردی؟
مخابرات: تازه برو خدات رو شكر كن، من با ماشین حساب محاسبه كردم اینقدر طول كشید، اگه هم ناراحتی یه ضرب دستی هم انجام بدم ببینم ماشین حساب درست عمل كرده یا نه!
- ای بابا! با ما هم بعله؟! میخوای به هر بهانه ای شده ما رو پشت خط نگه داری كه درآمدهای مخابرات افزایش پیدا كنه؟!
مخابرات: همین كه گفتم توی اون ساعت برنامه 90 پخش میشه، نمی شه از صد و ده میلیون تومن گذشت.
- یعنی اصلا هیچ راهی نداره؟!
مخابرات: ...؟!
به نظر شما تماس پنجم با كجا گرفته خواهد شد؟
طبقه بندی: طنز،

|
بالاخره و بعد از مدتها بحث و جدل، با رانندگی زنان در عربستان موافقت شد. الف: شرائط عمومی 5- اجازه رانندگی زنان فقط شامل نواحی داخل شهر است و در بیرون شهر و حتی روستا ها و حومه شهر اعتبار ندارد مگر اینکه یکی از محارم همراه او باشد ج:جرائم متخلفان | |
سالار
فک نکنم تو کل ارومیه بتونی یکی رو بشناسی که بیشتر از این نفوذ داشته باشه !!
هر مشکلی تو هرجایی داره سریع میگه که آره اونجا آشنا دارم کارت ردیفه !
البته همینجوری برات کاری نمیکنه حتی اگه باباش هم باشه
خوبیش اینه که همه جا به درد میخوره جالب اینه که اگه این نبود من ترکی یاد نمیگرفتم
این فارسی بلد نبود منم ترکی بعدش که مجبور شدم باهاش ارتباط برقرا کنم من فارسی میگفتم این ترکی اوایل یه مترجم نیاز داشتیم ولی بعدا آروم آروم یاد گرفتم الان لهجه هم ندارم
اینم زیر سایه من فارسی یاد گرفت
خیلی مدیونشم تو خیلی جاها به دادم رسیده
الانم که هر روز میاد خونه ی من تا چند دقیقه پیش هم اینجا بود
زیاد به چیزی گیر نمیده ولی خدا سر کسی نیاره که باهاش لج بیفته
فاتحش خوندست شاید باورتون نشه ولی سال پیش 2 نفر بخاطر قشنگ رد شدن و خوردن به شهریور
به هیچ چیزی جز پول اهمیت نمیده و آدم ها رو بر اساس پول دسته بندی میکنه !! شاید تقصیر خودش نیست چون هر هفته یه بار با خونه دعوا میکنه و میاد اینجا میمونه شبا به خاطر همین رابطم باب باباش خوبه و معلومه که مثل خودشه 
هرچی باشه از خیلی ها بهتره فقط باید مواظب باشی چیزی که نمیخوای کسی بدونه رو بدونه چون اون موقعست که همه میدونن !!

قراره برام یه گواهینامه جور کنه
میدونم که از پسش بر میاد یعنی مطمئنم فقط خدا میدونه چند برام آب میخوره
در کل تو این چند وقته بعد از سینا
خوب تونسته کمکم کنه
امیدوارم به آرزوش که میخواد پولش از باباش بیشتر شه برسه 

فعلا
طبقه بندی: دوستام،

دیگه نتونسته به فوتیران بیاد اما من که دلم به شدت براش تنگیده 

تصمیم می گیرم یه نامه براش بنویسم و ضمن حال و احوال پرسی وضع فوتیرانو
که تعغیرات زیادی داشته و وضعشم یکم بهم ریخته براش شرح بدم تا اگر بشه
بتونم برش گردونم از این رو این نامه رو می نویسم :
به رسم خوب ایام رفاقت**** نوشتم نامه تا گیرم سراغت
خدا مرگم بده ...كافر شدم باز **** چرا اینگونه شد این نامه آغاز؟
یه بخشی زده فوتیران اینجا که *** که مهدی اخطار می ده مفتی...ده تا ده تا!
)
)
؟ (چه قافیه ای)...
طبقه بندی: طنز،
تبلیغات 
