تبلیغات
خاطرات نسل سوخته ! - پست های دی 1387
یکشنبه 29 دی 1387

چوب خدا صدا نداره

   نوشته شده توسط: حسن    

22 وم دی بود امتحان سختی داشتم طراحی 2 بود هیچی تقریبا نخونده بودم .امتحان جزوه باز بود ولی استاد گفته بود فقط کتاب بیارین حل المسائل نیارین . برای اولین بار در عمرم خواستم تقلب کنم حلال رو بردم سر جلسه 1 گروه از دانشجویای دیگه که کنارمون 1 درس دیگه داشتن  که جزوه باز بود از خوش شانسی من یکیشون که کنارم بود حذف کرده بود نیومده بود تا برگه ورود رو امضا زدم نشستم جای اون و حلال رو باز کردم و با خیال راحت همه سوالا رو تک تکش رو از حلال نوشتم بعد جلسخ داشتم پیش خودم فکر میکردم که تقلب چیز خوبیه و این چیزایی که میگن اگه تقلب کنی بعدا شرش به خودت باز میگرده و این حرفا بیخوده. فرداش امتحان طراحی 1 داشتم که استادش 1 استاد بقول دانشجوها هلو ئه و امتحانش از قبل مالومه . با این خیال که 2 تا 20 تو کارناممه رفتم سر جلسه امتحان . سوالا خیلی سخت بود تقریبا هیچی ننوشتم و میفتم . چوب خدا صدا نداره . حالا طراحی 2 که تقلب کرده بودمم و 20 میشدمم اتومات حذف میشه


یکشنبه 29 دی 1387

بابیلون و ماتریکس و ...

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

اسرائیل و نفوذ در همه جا !!

یه چیزی پیدا کردم که برای خودم خیلی جالب بود و یه جورایی باور نکردنی
راست و دروغش به گردنه نویسنده و اینا

نوشتن که بابیلون جاسوسه موساده !!!
من که داشتم شاخ در میووردم !

اینم متنش :

بابیلون یک جاسوس افزار است !!!

یک کارشناس برنامه نویس و شبکه‌های اینترنتی گفت که در هنگام تحقیق و کار بر روی برنامه مترجم چند زبانه بابیلون ((Babylon dictionary)) متوجه مساله مشکوکی در این برنامه رایانه‌ای شده است.
این کارشناس رایانه گفت: در سال 2000 که این برنامه را به دست آوردم ؛ بسیار خوشحال شدم. چون این برنامه چندین زبان را پشتیبانی می‌کند و جالب آن که بر خلاف سایر نرم افزارهای ترجمه، نسخه عبری آن بسیار کامل بود و با تحقیق و موشکافی در برنامه و با به کار بردن یک فایروال غیر صهیونیستی متوجه شدم که این برنامه اطلاعات پاکت‌های تی‌سی‌پی را به سروری با دامنه (دامین) منتهی به ((سی او آی ال)) ارسال می‌کند.

با علم به این که این دامنه متعلق به سرورهای سایت‌های اسرائیلی است، اطمینان پیدا کردم که این یک شرکت یهودی با برنامه نویسان یهودی است که هرچند به آمریکا یا کشوری دیگر مهاجرت کرده اما سیاست‌های صهیونیستی را دنبال می‌کند و در سیستم جاسوسی یهودیان اسرائیل به کار می‌رود.

وی ادامه داد: این نرم افزار با برنامه کم حجمی که به طور مخفیانه با خود همراه دارد و بر روی رایانه کاربر نصب می‌شود قادر است به راحتی اطلاعات و برنامه و اعداد ارقام دستگاه و به اصطلاح کاربرهای statistics را بخواند و ضبط کند و در هنگام اتصال به اینترنت برای مسیر اینترنتی مشخص شده در برنامه بفرستد و هرچند اگر تصور کنیم که کار این برنامه محاسبات و آمارگیری‌های سری و تحقیقات اکتشاف اسنادی باشد، نه جاسوسی مستقیم، باز هم باید گفت که اطلاعات ارسالی، در مسیر کمک به جریان بخشی به اقتصاد یهود و صهیونیسم جهانی خواهد بود و به نوعی جاسوسی آشکار به حساب می‌آید. شرکت‌های یهودی جهان به شدت در امور تجسسی دخالت می‌کنند و اخیرا با خرید تمام شرکت‌های بزرگ فایروال سهم خود را از بازار تجسس و دزدی اطلاعات به شدت بالابرده‌اند و در صورت تردید در این مساله می‌توان با جستجویی اندک درباره شرکت سرمایه گذاری Mashov در اینترنت اطلاعاتی در این درباره به دست آورد.

وی می‌افزاید: برنامه جاسوسی موجود در بابیلون کار کرد سی‌پی‌یو CPU را به شدت تضعیف کرده و آن تا سرانجام بتواند اطلاعات جمع آوری شده را روی خطوط اینترنتی به سوی سازندگان خود ارسال کند. پیش از این فاش شده بود که موساد همکاری بسیار نزدیکی با سایت اینترنتی یاهو داشته است و نرم افزارهای طراحی شده توسط این شرکت توسط سرویس اطلاعات رژیم صهیونیستی تحت کنترل قرار دارد و (( یاهو مسنجر)) از جمله این نرم افزارهای پیشرفته است که قابلیت جاسوسی دقیق برای موساد را دارا می‌باشد.

این نرم افزار قادر است کلمات را در قالب نوشتار یا گفتار تفکیک و حساسیت خود را به کلید واژه‌های تعریف شده نشان دهد که از همین طریق موساد قادر است با ردیابی افرادی که از این نرم افزار برای ارسال مکالمات فوری و یا نامه‌های الکترونیکی استفاده می‌کنند، محل فعالیت رایانه مورد استفاده را شناسایی کند و مخالفان خطرناک را که اقدامات امنیتی موثر می‌کنند از میان بردارد. در انتها وی می‌گوید: بعید نیست که تلفن‌های همراه نیز درون خود این گونه برنامه‌های ناشناخته و مخفی جاسوسی داشته باشند و به راحتی اطلاعات و موقعیت دارنده خود را در اختیار سازندگان این تجهیزات مدرن قرار دهد
منبع

و
اخیراً مقالاتی تحت عنوان اینکه "مترجم بابیلون یک جاسوس افزار است " در سایتها و وبلاگهای کشور ما منتشر شده است. البته دامنه این خبر تنها به کشور ما محدود نمیشود بلکه در سایتهای کشورهای دیگر هم مشاهده شده است . اما این خبر تا چه حد صحت دارد؟
بابیلون یکی از بهترین برنامه ایست که در زمینه ترجمه لغات بکار میره و هم اکنون میلیونها نفر در دنیا از این برنامه استفاده می کنند. این برنامه اولین بار در سال 1997 توسط Ovadia, RonKenett و Shuki Preminger با سرمایه گذاری شرکت یهودی اسرائیلی Mashov Computers یا (Formula Vision Technologies ) ساخته شد وبعد از مدتی به بازار عرضه شد و تا کنون هم ورژنهای مختلفی از آن به بازار آمده است.

*Babylon 7.0.0 (October 11 2007)
Babylon 6.0.3 (July 16 2007)*
Babylon 6.0.2 (June 27 2007)*
Babylon 6.0.1 (December 4 2006)*
Babylon 6.0.0 (April 30 2006)*
Babylon Pro 5.0.6 (November 29 2005)*
Babylon Translator PRO 4.0.3 (2004)*
Babylon Translator PRO 3.2 (2000)*
Babylon Translator 3.1 (2000)*
Babylon Translator 3.0 (2000)*
Babylon Translator 2.2.30 (2000*)

تقریباً از همان سالهای اول انتشار آن یعنی سال 2000 میلادی مقالاتی تحت عنوان اینکه همراه بابیلون یک برنامه جاسوسی نیز روی سیستم کاربر نصب میشود در برخی از وب سایتهای جهان مشاهده شد.این برنامه Cydoor نام داشت که مانند یک کامپوننت به همراه برنامه بابیلون روی سیستم کاربر نصب میشد. اما Cydoor چیست؟
به گفته کمپانی سازنده این برنامه که آن هم یک شرکت یهودی است Cydoor یک adware است که برای ایجاد یک شبکه تبلیغاتی و آگهی در وب سایتها ساخته شده است. این برنامه بعد از نصب شدن حجمی در حدود 3.4 مگابایت از فضای هارد دیسک را اشغال می کند وجالب اینکه قابلیت پاک شدن توسط کاربر در Uninstaller ویندوز را هم ندارد .
اما آیا اینکه این برنامه واقعاً یک adware بوده یا نه خود باعث ایجاد بحثهای جنجالی بین کمپانی های امنیتی دنیا شد و برخی از شرکتهای سازنده آنتی ویروس و آنتی اسپای جهان مانند کاسپرسکی، پاندا، Ca و... این برنامه را به عنوان یک تروژان دانلودر یا Spy ware  که در زمینه تجسس در سیستم کاربران فعالیت می کنند شناختند.
TrojanDownloader.Win32.BHO[Kaspersky], Spyware/Cydoor[Panda], Spyware/Altnet[Panda]
اما خوب دامنه این نظرات تنها به این کامپوننت بابیلون ختم نشد و بعد از انتشار ورژنهای جدید از بابیلون بحثهایی بر روی فایلها و dll هایی که به همراه این برنامه در سیستم نصب میشه بوجود آمد. مثلاً در گزارشی که در وب سایت File.net که روی فایلهای ویندوز بررسی می کنه اومده Babylon.exeکه از فایلهای این برنامه محسوب میشه قادر است تمامی ورودی های سیستم را ضبط کرده و فعالیت همه برنامه های ویندوز را مونیتور کند. اون قادره تا رفتار سایر برنامه ها را تغییر یا ویرایش کند و به همین دلیل در سطح امنیتی آنرا تا 45 درصد خطرناک تشخیص داده است. این فایل در Start up ویندوز قرار دارد و در هر بار بوت سیستم بطور اتوماتیک Run میشود.( Babylon.exe قسمتی از برنامه بابیلون است که جهت ترجمه آنلاین ! فعالیت می کند).
در همین راستا بحثهایی هم بر روی فایلهای Babylon client و Babylon Toolbar بوجود آمد که عملکرد آنها را هم سوال برانگیز می خواند. به عنوان مثال بعضی از کارشناسان در مورد فایل Babylon client معتقدند که این فایل نیازی ندارد پس از بوت ویندوز در Start up ویندوز اجرا شود اما این کار صورت می گیرد و تحقیقات بر روی عملکرد آنها ادامه دارد.
اما تمامی مطالب بالا دال بر زیر سوال بردن عملکرد این برنامه نیست بلکه تحقیقی است گذرا بر آنچه که این روزها بحث بر روی آن بسیار است. ذکر این نکته ضروریست که اینترنت در کنار تمام فوایدی که برای ما داشته بستر خطراتی هم برای کاربران بوده که بسته به نوع و میزان خسارت ناشی از آن متغیر است. پس معقول آن است که با حفاظت کامل از اسناد و اطلاعات شخصی خود جلوی حجم عمده ای از ضررهای احتمالی ناشی از آنرا بگیریم و با آسودگی بیشتر از دنیای اینترنت استفاده کنیم. اگر امروز بحث بر سر برنامه بابیلون است فراموش نکنیم که دیروز مقالات و اسناد زیادی از عملکرد مشکوک برنامه های دیگر مانند DAP, مدیا پلیر , Winamp , Kazza , Gozilla  و ... بوده است. و برنامه هایی که شاید روزی نام آنها در همین راستا مطرح شود و دسته ای که شاید هم اکنون در حال فعالیتهای منفعت جویانه شرکتهای سازنده خود باشند و نامشان هیچ وقت افشا نشود. لذا برای مقابله با این خطرات یا باید قید استفاده از آنها را زد یا همانطور که در بالا اشاره شد از اطلاعات خود به بهترین نحو ممکن حفاظت نماییم.
منبع

این خبر و توضیحاتش خیلی منو به فکر فرو برد !
اسرائیلیا میخوان به کجا برسن ! یه جورایی میشه گفت همه ی جهان داره رو دسته اسرائیلیا میچرخه !!!
شاید ندونین که رئیس جمهور شدن تو آمریکا کار سختیه . هر کس میلیون ها دلار باید خرجه تبلیغاتش کنه و از اونجایی که معمولاً رئیس جمهور ها یا نامزدهایه رئیس جمهوری اینقد ثروتمند نیستن یا اگه باشن رئیس جمهور شدن (شاید) به این قمار نمی ارزه  دیت به دامنه یه سریایه دیگه میشن !
این یه سریا دقیقا چنتا صهیونیست هستن که تقریبا تمام مبلغه تبلیغاته نامزدها رو تامین میکنن . به همین راحتی ! در عوض این نامزدها بهشون تعهد میدن که حافظ منافعه اونا باشن ! معادله ی پایاپای !
خیلی جالبه ها ! یعنی آمریکایی که ادعایه امپراطوری بر تمام جهان رو داره عملا داره رو دسته کسایی میچرخه که با زور اونها رو سالها پیش به فلسطین تحمیل کرده ! یه سری بی خانمان....
در مورد بابیلون هم که میشه به قدرته موساد پی برد...
اما کار به همین جا ختم نمیشه ....

ماتریکس !

فیلم مشهور «ماتریكس» با رویكردی نمادین به اساطیر كهن قوم یهود، قصه ظهور منجی و سفر به آرمانشهر یهود (ZAYAN یا ZION) را به تصویر می‌كشد. ناگفته نماند كه «زایان» یا همان «صهیون» نام كوهی مقدس در بیرون از شهر اورشلیم است كه صهیونیست‌ها نام آن كوه را بر آیین خویش نهاده‌اند. در فیلم «ماتریكس» دنیا اسیر تاریكی است و تنها چند انسان آزادی‌خواه در یك زیردریایی اسرارآمیز كه به كشتی نوح علیه السلام نسب می‌برد، با این دنیای تاریكی در سیتزاند. مقصد زیردریایی همان آرمانشهر «زایان» است كه فقط ناخدا و رهبر گروه «كاپیتان مورفی» نشان دقیق آن را می‌داند. مورفی خود نیز از نیروهای فرمانروایان شهر زایان است. ولی مورفی بدون امداد یك منجی نمی‌تواند بر امپراطوری ماتریكس غلبه كند و این بار منجی یا پیامبر جدید را از بین متخصصین كامپیوتر برمی‌گزیند!

«نئو» در حقیقت همان « New christ» یا «مسیح جدیدی» است كه بر خلاف عیسی مسیح علیه‌السلام، نه از میان پارسایان، كه از بین تكنیسین‌ها انتخاب می‌شود! در نتیجه پیامبر آخر‌الزمان به جای آنكه: «تئوریسین» باشد، یك «تكنیسین» است. در ادامه فیلم، مورفی طی آموزش‌های سخت، تمام تكنیك‌های نبرد با ماتریكس را به پیامبر جدید خود می‌آموزد و از او یك ماشین كشتار جمعی می‌سازد و اینها همه نماد مادی گرائی و تسلط فلسفه حس گرایی و کنار زده شدن عقل و دین که در فلسفه و زندگی غربی است. در پایان فیلم، هنگامی كه مورفی توسط اسمیت (كه تمثیلی از شیطان مدرن است) اسیر شده و برای افشا كردن نشانی شهر «زایان» تحت شكنجه قرار گرفته، منجی قهرمان به همراه دستیار مؤنثش با كوله‌باری از سلاح‌های آتشین از راه می‌رسند و در نبردی سخت و نابرابر، طومار امپراطوری ماتریكس را در هم می‌پیچند. در قسمتهای دوم و سوم فیلم با ترویج شکاکیت و حیرانی و به هم ریختن مرزهای دنیای واقع و مجازی بنیان فکری مخاطبان ظاهر اندیش را از هر ایدئولوژی و استحکامی خالی می کند.

كلام آخر آن كه صهیونیسم بین‌الملل با ترویج خرافات و افسانه های دروغ از طریق سینما، به نوعی جهانی سازی اسطوره‌ای دست زده و قصد آن دارد تا باورهای خرافی خود در زمینه: «شیطان»، «پایان دنیا»، «ظهور منجی یهود»، « سفر به سرزمین موعود» ، «تشكیل امپراطوری جهانی» و «اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل» را به سایر اقوام و ادیان و ملل نیز تسری می‌دهد.


شنبه 28 دی 1387

عشق چیست؟

   نوشته شده توسط: امیر حسین    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،

 

میخوام یخورده درباره ی عشق باهم حرف بزنیم

اصلا" عشق چیه ؟ عاشق کیه؟ فقط به علاقه نسبت به جنس مخالف عشق میگن؟

به گفته ی ایت الله مطهری تو کتاب عشق از دیدگاه مطهری علاقه به شخص یا شیئ وقتی به اوج شدت برسه به طوری که وجود انسان رو تسخیر کنه وحاکم مطلق وجودش بشه عشق گفته میشه

اما من که تا حالا این حس تجربه نکردم ،چطور ممکنه که یکی خودش و بخاطر یه دختر بکشه

اصلا" ازکجا باید فهمید که عاشق شدی؟گیرم که عاشق شده باشی از کجا معلوم که اون طرفم همین حس و نسبت به تو داشته باشه؟

دقت کردین قشنگترین رمانهای عاشقانه رمانهایی هستند که دختر . پسر داستان بهم نمیرسن و این طوری عشقشون واسه همیشه جاودانه میمونه

عشق عرفانی چه فرقی با عشق انسانی داره؟(چی گفتم) اساسا" عشق خوب یا بد؟ یه نظریه هست که میگه عشق یه بیماری وعاشق یه بیمار که باید درمان بشه  ولی بعضیام میگن عشق یه موهبت الهیه

ادمی هست که عاشق نشده باشه ؟عشق یه چیز عمومی یا اختصاصص ؟ باید کسبش کرد یا تو وجود هر ادمی وجود داره وفقط باید بروز کنه ،کسی که با سه یا چهر زن ازدواج میکنه دنیال غشق یا.....

به نظر من این مزخرف ترین جمله ای که میشه درباره ی عشق گفت

عشق همانند اهنگی است که ادم ان را میشمود و از ان خوشش می اید می رود دنبالش اهنگ را پیدا میکند با ان زمزمه میکند و وقتی که از ان اهنگ لذت میبرد و از ان زده میشود به دنبال اهنگ دیگری  می رود

به نظر من عشق اصلا" زدگی و یکنواختی نداره

من همیشه به این جمله اعتقاد داشتم و دارم

به همه لبخند بزن ولی با یکی بخند

همه رو دوست داشته باش ولی به یکی عشق بورز

تو دل همه باش ولی دلت ماله یکی باشه

 

 


شنبه 28 دی 1387

زنده باد حماقت !

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :یه لحظه فکر ،

کریس مانکن ،فاتح دلبر گاه 2008

زنده باد حماقت!

1) خوش قدو بالا ، خوش استیل ، خوش قیافه ، خوش تیپ و هزار جور خوش دیگه را بچینید کنار هم .... یک برند تبلیغاتی

بزرگ که آدم حظ میکند وقتی قیافه اش را دید میزند ، روی سن رفته : کریستین رونالدوی سر شناس !!؟ غم از دست

دادن خودروی چند میلیونی اش را لا به لای تمام زرق و برقهای سالن مجلل برگزاری مراسم " گالای 2008 " از یاد برده تا

با لبخندی بر پهنای صورت ، ژست فاتحانه خود را بر همه دنیا دیکته کند . آب قند بیاورید لطفا !! چند صد هزار نفر با دیدن

تیپ کریس در تلویزیون ذوق مرگ شده اند .

2 ) دیکتاتوری شیشه ای ابر رسانه ها ، همچنان بر سرنوشت بشر حکم می راند ، زوریخ کدام خراب شده ای است

وقتی در لس آنجلس ، واشنگتن ، پاریس و تلاویو هم ساحره های محبوس در جعبه جادویی ، مشاعر نسل آدم را

افسون می کنند ؟ نمایش انتخاب بهترین بازیکن فوتبال جهان در سال 2008 هم به خوبی و خوشی در سوئیس برگزار

شد تا آنچه باقی می ماند کام شیرین سوپر کاپیتالیستهای مغرب زمین باشد .

 



3 ) نه !! تو باشی کدام را انتخاب می کنی ؟

پاسهای طلایی ژاوی با نسبت صحت 98 درصدی ، به چه کار می آید وقتی چشمان این هافبک بارسلونا ، نقطه

طلایی کادر عکاس را به تسخیر توده در نمی آورد ؟

شلیکهای پیاپی فرناندو تورس به دروازه حریفان چه دردی را درمان می کند ، اگر قرار باشد صورت پر کک و جوش

"ال نینو" دکوراسیون شیک گالا 2008 را مخدوش کند ؟

برای کاکا که یک تنه نعش میلان را در سری آ به دوش میکشد ، جایزه مرد سال دنیا ناسزاوارانه است ؛ چه اینکه او

این اواخر ورزش را با سیاست در هم آلوده و در حمایت از جنایتکاران غزه !! به تخطئه مظلومان صهیونیست !!

برخاسته است.

والبته ، لیونل مسی .... نه ، نه ، نه اصلا حرفش را نزنید . بگذار در هر بازی 98 نفر را دریبل بزند ، بگذار مربی حریف

را روی نیمکت به مرحله سکته و ایست قلبی برساند . بگذار هواداران اتلتیکو مادرید را در ویسنته کالدرون به تشویق

خود وادار کند ، بگذار از سوی" ادسون آرانتس دونا سیمنتو " ملقب به عنوان" بهترین بازیکن سیاره زمین " شود ،

بگذار مارادونا او را " مارادونای جدید" و حتی بهتر از مارادونا بنامد .

اما .... اجازه نده همگونی رشک برانگیز مراسم را به هم بزند . مشکل هورمونی اش را فراموش کرده ای ؟

قدش هم کوتاه است و با کت و شلوار و دکور ست نمی شود .

عکس آخر باید مال کریس رونالدو باشد . برد خوبی دارد !!!

امپریالیستهای مدرن مولتی مدیا آخرین جرعه آب پرتقال فوتبالی شان را هم نوش جان کردند . ضیافت زیبایی بود .

سپردن جایزه بهترین ، به مانکنی که می دانیم بهترین نیست ، اشکال چندانی ندارد ، دست بر قضا برای اعطای این

هدیه ، باید" پله" به سکوی ویژه دعوت شود تا سفیدی اغوا کننده چهره کریس رونالدو ، در کنار تیرگی رخ مروارید

سیاه کنتراست دیوانه کننده تری را رقم بزند .

زنده باد حماقت !! زنده باد نمایش !!! زنده باد پول !!!!

 

با تشکر از ارسی


شنبه 28 دی 1387

درد و بغض...

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

یه عکسی امروز یکی از دوستام برام فرستاد که خیلی عجیب بود برام
گفتم بزارم تا این تعجب (اگه بشه اسمشو تعجب گذاشت) به شما هم منتقل شه

تا کی ؟!

زیاد نمیخوام حرف بزنم
یعنی یه جورایی حرفه زیادی برای گفتن باقی نمیمونه...
به قول یکی از دوستام تو همون قرآن اومده وقتی دارین شلاق میزنید باید قران تو دستتون باشه و با عذر و اینا از خدا شلاق بزنین !
اما ایشون داره با تمام قدرتش....
آه
خیلی دوست دارم نظر شما رو در مورد این بدونم

نظرتونم در مورد پارچه هایی که تو سفرهای استانی زده میشه که منادیِ عدلِ علی...
علی کی بود و شما کی هستین
علی اونی بود که وقتی یکی واسه پیامبر خبر آورده بود که یکی رو با یه زنه غریبه ای تو خونش دیده و وقتی پیامبر فرستادش اونجا چشماشو بست و چیزی رو ندید و وقتی برگشت گفت من هیچ چیز ندیدم !
اونوقت در ملاء عام اینا دارن چی کار میکنن !
همون علی ای رو اینا معمولا میگن بهش اقتدا میکنن که به پسرش گفت بعد از مرگ من با قاتلم بد رفتار نکنید و از غذایی که به من میدین به اونم بدین . و فقط حق دارین یک ضربه ی شمشیر بهش بزنید !

تو این مملکت داره چه خبر میشه ...


جمعه 27 دی 1387

یونیسف , دروغ بزرگ

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :طنز ،یه لحظه فکر ،

دروغ بزرگی به نام ((یونیسف))

 

 

ارکان:

هیأت اجرایی: متشکل از نمایندگان 41 دولت عضو که برای مدت سه سال از طرف شورای اقتصادی و اجتماعی انتخاب می‌شوند.

دبیرخانه: یک مدیر اجرایی به عنوان رئیس دبیرخانه از سوی دبیرکل سازمان ملل و با مشورت هیأت اجرایی انتخاب می‌شود.

دفاتر منطقه ای: این دفاتر به سازمان های مختلف دولت های عضو در اجرای برنامه های مشترک یاری می‌دهد.

 

استنباط عمومی :

یونیسف یك سازمان جهانی است كه به كودكان و امور ایشان می پردازد . بیش از 60 سال از تاسیس این نماد می گذرد و به مرجع اول ]]سازمانهای دولتی و غیر دولتی (NGO) [[تبدیل شده است وبیش ازهر سازمان دیگری به جمع آوری اطلاعات و تحقیق در مورد كودكان اهتمام دارد و راجع به ابعاد مختلف سلامت و محیط های زندگی كودكان می پردازد . همچنین در سراسر دنیا هدایت كمك های مالی را برای كودكان نیازمند به عهده دارد . اما گروه ها ، دولتها و افراد بسیاری یونیسف را مورد انتقاد قرار داده اند كه چرا در تامین نیازهای گروه خود و تامین منافع آن ناتوان مانده است از جمله انتقادات اخیر از یونیسف می توان به شكست این نهاد در مقابله با برده داری در سودان ، سیاست آن در امر مقابله با ترویج مصرف غذاهای تكمیلی بجای شیرمادر در بیمارستان های كشورهای در حال توسعه و توسل به كنواكسیون حقوق كودك سال 1990 كه تمام كشورهای دنیا به جز ایالات متحده و سومالی آنرا تصویب كرده اند ، اشاره كرد. یونیسف بر خلاف سازمان های غیر دولتی یك سازمان بین دولتی است و لذا برای دولت ها از اعتبار خاصی برخوردار است و به همین خاطر در تمام كشورهای دنیا فعالیت دارد و حتی گاهی از نقص حقوق بشر در كشورهای دنیا سخن می گوید . یونیسف بخاطر وجود برخی گرایش های سیاسی هم مورد انتقاداست در حالی كه هدف این نهاد تامین بودجه برای سازمانهای صرفا غیر سیاسی است در گزارش سازمان های غیر دولتی اخیرا اسرائیل از حمایت یونیسف از گروه فلسطین PYALARA انتقاد نموده است اگر چه یونیسف در دفاع از خود عنوان داشته كه این گروه حمایت از كودكان بی سرپرست و بمباران شده فلسطینی را به عهده دارد . [۳]

كلیسای كاتولیك نیز از یونیسف بخاطر رد هدایای واتیكان انتقاد نموده و نیز به گزارشات انجمن زندگی آمریكایی استناد كرده كه بخشی از بودجه این نهاد صرف ( امور بهداشتی ) و جراحی و سقط جنین می شود دلیل این انتقادها و محكومیت ها آن است كه یونیسف اطلاعات زیادی را در مورد اقدامات احتمالی در مورد دختران كه در جنگ های داخلی در خطر و تهدید تجاوز سربازان قرار دارند منتشر می كند و آموزش مقابله با ایدز و كاهش زایمان های ناخواسته را در دستور كار دارد . [۴].

 

حفاظت از کودکان جهان

هر روز بچه ها را وادار می سازند به نیروهای نظامی بپیوندند خود فروشی نمایند در كارگاه ها به كارهای سخت بپردازند و بعنوان خدمتكار مشغول به كار شوند. از بچه ها سوء استفاده می شود ومورد خشونت قرار می گیرند و نتیجه اینكه افرادی بیسواد سالم و فقیر خواهند شد . یونیسف به طرق مختلف كار می كند تا از حقوق بچه ها حفاظت و حمایت نماید و مانع از به خدمت گیری آنان در جنگ ها به كارگماردن آنان در بخشهای دولتی و خصوصی و گروههای مدنی گردند . دركنار این تلاش ها یونیسف از شبكه اطلاعاتی حقوق كودكان كه یك شبكه بین المللی است حمایت می كنند
 
مصون سازی روش مستقیمی است كه برای ارتقا سلامت بچه ها در 20 سال اخیر در سراسر دنیا به كار گرفته شده است اما هر سال بیش از 2 میلیون كودك در اثر امراضی كه با واكنش ارزان قیمتی قابل پیشگیری هستند جان خود را از دست می دهند . مقصود از مثبت در این روش مصون سازی مضاعفی است كه می توان با واكسیناسیون همراه كرد . از آموزش مصرف مكمل های غذایی گرفته تا روشهای مبارزه با حشرات خطرناك كه جملگی از روشهای تاثیرگذار برای حفظ سلامت كودكان هستند
 
هر كودك باید بهترین شروع زندگی را داشته باشد چرا كه آینده آنان را و در واقع آینده جوامع ایشان و كشورشان كلا به این برهه بستگی دارد . www.unicef.org/earlychildhood

یونیسف یك روش فرآیند كلی مبتنی بر مدارك عینی را برای دوران آغاز زندگی بچه ها دنبال می كند كه شامل اصول زیر می باشد:

  • پیشگیری و درمان شامل ایمن سازی ، تغذیه مناسب ، آب سالم ، و بهداشت اولیه می بایست برای كودكان مراقبان آنها و جامعه ای كه آنها در آن زندگی می كنند فراهم می آید.
  • بچه ها باید در بدو تولد شناسنامه دریافت كند و از سوء استفاده و بی توجهی در امان بمانند وبا عشق و مراقبت های روانی و اجتماعی رشد كرده و از امكانات تحصیلی برخوردار باشند .
  • دختران و زنان به طور خاص باید از تغذیه ، مراقبتهای بهداشتی ، تحصیل و پشتیبانی خانواده برخوردار بوده و به حقوق ایشان احترام گذاشته شود آنها نیازمند اطلاعات در مورد سلامت و ریسكهای زندگی در مورد خویش و فرزندانشان در اثر تعد بارداری و شیردادن به نوزادهایشان هستند .

________________________________________________________________

حالا فقط کافیه یه نگاه کوچولو به عکس زیر بندازین تا متوجه شین یونیسف دروغی بیش نیست

 

 



پنجشنبه 26 دی 1387

کریس دی برگ !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

یه آهنگه معروف از کریس دی برگِ دوست داشتنی...
خیلی معروف . احتمالا شنیدینش . شبهای لبنان
آهنگی که شاید برای خیلی ها مثله من جالب بود داستانش
من هرچی سرچ کردم  چیزی در مورد داستانش پیدا نکردم اما تا جایی که شنیدم این آهنگ تو لبنان اجرا شده و در زمانه خودش خیلی سر و صدا کرد که یه خواننده به این معروفی رفته و تو کشوری مثله لبنان که همه میگن نا امنه آهنگ اجرا کرده
بهتر به جای پرچونگی لینک و اینا رو بزارم تا خودتون ببینید :

کریس دی برگ

اما همون طوری که میدونید این خواننده ی دوست داشتنی و بسیار محبوب حدود یک سال پیش به ایران اومد و در آخرین آلبومه گروهه آرین (بی تا با تو) باهاشون همکاری کرد . و اثر فاخری به نظر من به اسمه نوری تا ابدیت (یا همون دوستت دارم) رو هم ساخت و هم خوند با سایر اعضایه گروه
صوتیش 
 تصویری    پسورد : www.p30island.com
آرین+کریس دی برگ

هرچند یکی از نکاته جالبه اومدنه کریس دی برگ مصاحبه ای بود که توش گفت فقط برای خوندن به ایران اومده و کاری با سیاست نداره !
این قسمتشو از حرفایه خودش نقل قول میکنم
" کریس دی برگ به شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی گفته است: «من دعوت شده ام که به ایران بروم و می دانم خیلی ها هستند که مایل نیستند این سفر انجام شود اما من باید به آنها بگویم که ما، یعنی من و دوستانم، به سیاست کاری نداریم.» "

هرچند به نظر خیلیا کریس دی برگ خیلی بزرگتر از اونی بود که با گروهی مثله آرین همکاری کنه !

نکته ی جالبه دیگه هم اینه:

كریس دی برگ : شب های تهران را اجرا می كنم!

كریس دی برگ خواننده ایرلندی با بیان این مطلب درنشست خبری چهارشنبه 8/3/87 با ابراز خوشحالی از حضور در جمعخبرنگاران گفت : شبهای خاطره انگیزی در نقاط مختلف دنیا داشته ام و آهنگ های مختلفی چون "شب های پاریس"و"شب های لبنان"داشته ام به همین دلیل میل دارم تا اثری مشابه را در باره ایران و تهران بسازم.

وی افزود: برخلاف تصوری كه قبل از سفر داشتم و همچنین نگرانی خانواده ام برای آمدن من به ایران، احساس می كنم كهتصمیم اشتباهی نگرفتم و در كمال امنیت به تهران وارد شدم وباید اعتراف كنم كه در حال حاضر احساس خوبی دارم .


این خواننده ایرلندی در ادامه افزود : ترافیك های تهران بسیار دوست داشتنی است من دراین ترافیك ها فرصت كافیبرای شنیدن موسیقی ایرانی داشتم و جالب است كه بدانید در چند روزی كه تهران را می گشتم كمتراز ده ثانیه موسیقی پاپگوش دادم و در دل همین ترافیك شلوغ به آواز محمدرضا شجریان، تارحسین علیزاده و كمانچه كیهان كلهر گوش می دادم و لذت می بردم.

 

367298_orig.jpg

هرچند یه کم قدیمیه


پنجشنبه 26 دی 1387

چه کشکی چه روزی

   نوشته شده توسط: سید امیرحسین    نوع مطلب :روز نگار ،

خوب بریم سراغ امروز بینیم چه خبر بود

خوب صبح ساعت 5.45 دقیقه پشدم و سیم سانیه تمام محتویات امتحان آمارمون که آخرین امتحان بود رو خوندمو و پاشدم رفتم پای امتحان بعد کلی بالا پائین کردن ورقه و پر کردن یه جدول 20*30  رو که 3 نمره داشت و البته به اندازه 5 تای کل سوالای دیگه وقت گرفت بعد اینکه حسابی آسفالت شدم برگرو تحویل دادم اومدم بیرون
خلاصه بابام دم در مدرسه وایساده بود چون می خواستیم بریم سلمونی خلاصه سروار شدمو و پاشودیم رفتیم

اینم بگم که ما حسابی عجله داشتیم چون تازگی ها یه یخچال خریدیم و یخچالم مونتاج ایرانه ماشالاه هر 2 روز یه بار سه تا اکیپ تعمیرکار خونه ماست خلاصه کسی هم خودنه نبود بابامم عجله داشت سریعتر برسه خونه

تا رسیدیم سلمونی دیدیم یا پیغمبر صف داری به به اندازه 5 تا صف پمپ بنزین خلاصه چون بابام تو سلمونیه آشنا داشت سریع رفتیم سرمونو زدیم که البته این سریع تقریبا 1.5 طول کشید

بعد از این مصاحب سریع از سلمونی زدیم بیرون و خلاصه بابام هر هر چی میتونست سریع می رفت تا اینکه رسیدیم 3 خیابون بالاتر از خونمون که این مامورای بی شعور طرح مزخرف آلودگی هوا وایساده بودن و از اونجایی که نمره بابام زوج بود و امروز فرد طرف ایست داد بابامم وایساد بگه بابا ما خونمون همین جاست که یه دفعه یه پراید با سرعت n کیلو متر در میلی ثانیه پق اومد از پشت زد پشت ماشین ما که البته چون ماشین ما آردی بود و جوندار فقط سپرش جمع شد اما ماشین اون راننده که از قضا خانومم بود کلان موتور و کاپوت و امثالهم جمع شد خلاصه خانومه اومد چند تا فوش آبدار داد و البته گفت شما مقصرید افسره هم خیلی قشنگ ضیعش کرد و گفت خانوم من ایست دادم باید وایسه شما سرعت داشتید پس ... خلاصه زنه ضایع شد و دیگه ساکت شد و چون از پشت زد دیگه بدون نیاز از کرورکی و ... رفتیم خونه و البته ای وای که دیر رسیدیم و یخچالمون تا اطلاع ثانوی خراب خواهد بود


پنجشنبه 26 دی 1387

اومدم . خوش اومدم !

   نوشته شده توسط: جی بی اچ    

سلا خدمته خواننده های این وبلاگه حامدینا
من نویسنده ی جدید بیدم . یعنی اگه بهتر بگم بهشون افتخار دادم و اینا
اگه تو فوتیران اومده باشین من همون GBH (جرارد برای همیشه) هستم
اگه نه هم که اسمم علی امیری فر . ساکن رامسر و جدیدنا 20 ساله
حالا فعلا حرفی برای گفتن نیست . بعدا باز میام اینجا از خجالتتون و شون در میام
فعلا همین دیگه . بای تا های و اینا


چهارشنبه 25 دی 1387

*|احسان|*

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :دوستام ،

شاید قدیمی ترین دوستمه شایدم بود ؟!

سال دوم ابتدایی مدرسمو عوض کرده بودم کسی رو نمیشناختم رفتم همون ردیف اول نشستم یکی هم اومد کنارم نشست  من که کلا بیش از حد خجالتی بودم و تا کسی سوالی نمیپرسید چیزی نمیگفتم اینی هم که کنارم بود وضعش از منم خرابتر بود روز اول تا آخرش هیچی نگفتیم ! روز دوم عزممو جزم کردم که باش صحبت کنم  گفتم سلام جواب داد موفقیت بزرگی بود  کم کم با هم آشنا شدیم و شد دوستم !! از همون اول با بقیه فرق میکرد حر های آدم های بزرگ رو میزد و بالاتر از سنش فکر میکرد منم ازش خوشم میومد یعنی میخواستم مثل اون باشم

جدی

عبوس

عصبی

اما هیچوقت اینطوری نشدم !! البته الان خوشحالم که اون شکلی نیستم .

تا سال چهارم ابتدایی با هم بودیم سال پنجم من مجبور شدم مدرسمو عوض کنم البته اونم عوض کرد ولی خوب یه جا دیگه رفت.

دیگه ازش خبر نداشتم تا این که رفتیم دوره راهنمایی روز اول دوره ی راهنمایی دیدمش واقعا خوش حال شدم با این که تا اون موقع خیلی زیاد دوست داشتم اما اون به نظر من یه چیز دیگه بود واقعا دوسش داشتم

جالب اینه که با این که هر 3 سال راهنمایی رو تو 1 مدرسه بودیم اما هیچوقت هم کلاس نشدیم .

سال 3 راهنمایی مدرسه دانش بعد عید این پیداش نشد فهمیدم که همونطور که میگفت برای مطالعه ی باباش رفتن خارج از ایران فک کردم دیگه هیچوقت نمیبینمش روزای خیلی خوبی داشتیم مخصوصا قرار بود روی یه روبات برای مسابقات کار کنیم  

یه روز که تو نت بودم دیدمش تعجب کردم حدود یکی دو ماهی از رفتنش میگذشت با هم حرف زدیم گفت که برمیگرده خوشحال شدم

همیشه فکر میکردم اگه یه نفر تو دنیا باشه که به درد من بخوره احسانه اما بعد برگشتنس دقیقا همون چیزی شده بود که حال منو بهم میزد

http://www.pcup.ir/files/0wuksx7ubjy9c49bbrwg.jpg

 

به عقیده ی خودش منطقی شده ولی از آدمیت در اومده

دیگه باش کاری ندارم ولی ته دلم دوسش دارم یاد گذشته که چه حالی میکردیم حدود 3 ماهه نه دیدمش نه باش حرف زدم ناراحت هم نیستم

یه سری عقاید عجیب پیدا کرده که خنده داره نگم بهتره ولی خوب امیدوارم همیشه موفق باشه

باز هم ممنون بابت همه چی

 


سه شنبه 24 دی 1387

خونه ی خاله

   نوشته شده توسط: امیر حسین    

سلام

میبینم که دو همکار دیگر من در نبودم وبلاگ و با اراجیفاشون پر کردن

خوب منم بگم که این دو روز که نبودم کدوم گوری بودم و چه غلطی میکردم

من رفته بودم خونه ی یکی از خاله هام، کلا" چون ادم خیای باحالیم پسرخاله هام اصرار زیادی دارن که خونشون بمونم ازاونا اصرا و از من انکار

خوب بلاخره موندم

بعد از شام و از این قضیا رفتیم سراغ PS و شروعغ به بازی medal of honor  کردیم

خداییش عجب بازیی این بازی ادم ازش سیر نمیشه البته کاملا" بهش مسلط نیستم ولی کلا" خیلی حال میده کلی زدیم همدیگرو کشتیم ، بعدشم یه کم pes2009  زدیم تا ساعت شد 11 که رفتیم و چهره ی عادل جان و زیارت کنیم  تا یک ،اون و دیدیم و بعد عین یه مرده خوابیدیم

صبحم تا 11 صبح خوابیدیم

بعد از صبحونه خواستیم بریم بازم سراغ PS که ضدحال زده شد و برق رفت (اخه تو زمستونم)

تا ساعت 2 برق رفت من دیدم دیگه حال نمیده برم سراغ فروم و ازاین بازیا که اومدم خونه

 


سه شنبه 24 دی 1387

دیروز ...

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :روز نگار ،خاطرات ،

سلام
چطورین ؟
دیروز 2 شنبه خیلی روز جالبی بود
اولش که ساعت 10/30 امتحان عربی داشتیم منم که میدونید عربی بلد نیستم کلا به هر حال خدا آخر عاقبت ما رو امسال به خیر کنه با این عربی البته بد هم ننوشتم ولی نمره ی کامل هم نمیگیرم
حالا بعد امتحان رفتم یه چیزی خوردم برگشتم خونه فرداش که امروز میشه امتحان زبان فارسی داشتیم من هم کلا ادبیاتم خیلی خوبه و طول سال انقدر خر زدم که نیازی نبود زیاد بخونم حدود 1 ساعت فقط چند تا از سوالاشو خوندم و ساعت 4 یهو زنگ خونه زده شد منم مثل همیشه رفتم همینطوری بدون این که بپرسم درو باز کردم آخه یا دوستام میان یا از این کارکنای اداره ی گاز ایناست دیگه یکم گذشت دیدم یه بابایی حدود 30-35 سال سرشو انداخته اومده تو
گفتم گاوم زایید با لحن بد گفتم آقا چرا همینطوری سرتو میندازی پایین میای خونه ی مردم گفت خودت درو باز کردی (راست میگفت دیگه )  منم که واقعا ترسیدم گفتم الان یه بالایی سرم میاره گفتم چی کار داشتین ؟ گفت یکم پول میخوام مادرم تو فلان بیمارستان بستریه و از این حرفا منم که حساب کار دستم اومد فهمیدم یه کاسه ای زیر نیم کاسشه گفتم بفرمایین بیرون این که نمیرفت گفتم برو یا زنگ میزنم به پلیس که گفت زنگ بزن منم گوشیم تو جیبم بود در آوردم زنگ بزنم این اومد طرف من یه سیلی محکم زد تو گوشم منم هلش دادم خورد زمین که در این فاصله یکی دستشو گزاشت رو زنگ خونه و ول نکرد فهمیدم سالاره (همیشه این شکلی زنگ خونه میزنه ) سریع باز کردم اومد تو دو نفری گرفتیم انداختیمش بیرون ولی از دیروز ذهنم مشغوله که این چی میخواست دیوونه بود ؟ کم داشت ؟ دزد بود ؟ راست میگفت (فک نکنم)؟ چیکاره بود ؟
خوشبختانه این سالار تو یه جا به درد ما خورد منم فهمیدم که از این به بعد حداقل بپرسم کیه بعد درو باز کنم چون واقعا عین .... ترسیده بودم
شب هم که حس نداشتم بیرون نرفتم و فیلم (انیمیشن ) پاندای کونگ فو کارو دیدم چند وقت پیش اینو از  نیما گرفته بودم خیلی باحال بود توصیه میکنم نگاش کنید

فعلا تا بعد (حس داشتم یه پست دیگه بعد این در مورد یکی از دوستام میدم)


دوشنبه 23 دی 1387

یه روز بسیار خوش یمن و مبارک

   نوشته شده توسط: سید امیرحسین    نوع مطلب :روز نگار ،خاطرات ،

این داستان مال دو هفته پیش و قبل از شروع امتحاناتمونه

 

از صبح شروع کنم که بحمد الله ماشین پدر اینجانب بشدت پنچر شد و گرفتن پنجری با پیراهن سفید به عهده این اینجانب افتاد و البته بعدش در ترافیک بزرگراه همت در ساعت 7:20 دقیقه لغایت 8:10 دقیقه به مدت 50 دقیقه مانند خری که در گل فرو رفته باشد ماندیم و بعد از آن هم به خاطر طبعیت از قانون جالب مدرسه این جانب که اگر دیر برسی زنگ اول در حیاط باید سماق بمکی گرفتار آمدیم (با کسر 1 نمره انظباط ) و البته زنگ اول که ما ریاضی داشته و بخش بسیار راحت (؟) تابع را از دست دادیم و جالب تر اینکه پس فردا از همان بخش امتحان هم داریم و جالبی تر از اون زمانی رخ داد که در زنگ مبارک جغرافی اولین اسم پرسیدن درس و بازدید تکلیف از من بود که به دلیل عدم اطلاع نمره صفری بر جلوی اسم ما درجید

و البته جالب تر از آن این بود که در زنگ بسیار مبارک عربی بغل دستی ما هوس در آوردن صدای خاندان مکرمش (صدای خر) بر سرش زد و معلم به اشتباه به اینجانب منفی داد

از آن که بگذریم به نماز خانه می رسیم که یکی از دوستان به مزاح باعث شد که اینجانب به ستون برخورد و رَب و رُب خود را بیاد بیارورم از از آن جالبتر زنگ ورزشمان بود که با برخورد توپ بسکتبال با سرت یک کیلومتر در ثانیه فنداسیون صورت ما از جمله عینک ما به باد رود

و از آن جالبتر جا گذاشتن کت 88 هزار تومانی که شب عید خریده بودم و بعلتی 20 هزار تومان در آن داشتم و زیر دست آن همه گرگ امیدی به باز پس گرفتن آن نیست

و بسیار از آن جالبتر پیچ خوردن 8 بار پیاپی پای اینجانب و در مرز شکستن مچ پای اینجانب بود


و این بود تمام این شانس هایی که من اون روز کسب کردم


دوشنبه 23 دی 1387

فیزیک و معلم عتیقه

   نوشته شده توسط: سید امیرحسین    نوع مطلب :خاطرات ،

ما یه معلم فیزیك داریم درس دادنش خوبه اما مسئله حل كردنش ...(بیب ) خلاصه این هر مسئله رو بین 70 تا 90 دقیقه طول میده تا حل كنه اكثرا من می رم حل می كنم اما خدا نخواد این درس جدید بده وای ... یه زنگ فقط یه مسئله حل می كنه

القصه یه روز اومد و درس سقوط آزاد رو داد و اومد دو تا مسئله حل كرد مسئله این بود كه اگر یه شی رو بندازی بالا و بعد بیاد پایین با فرمولی كه داره حل كنید فرمول تو زمان سقوط مثبت و در زمان صعود منفیه اما این بابا تو مسئله اول واسه سقوط منفی گذاشت و گفتیم چرا گفت چون اول رفته بالا گفتیم خیلی خب ...

اما رفت مسئله دوم این مسئله هم شبیه همون بود فقط طوری درمیود كه زیر رادیكال بود و چون فرمول منفی رو گذاشت زیر رادیكال در اومد رادیكال منفی چهارصد بعد این معلم عتیقمون نیم ساعت فكر كرد و تو مسئله دومیه گفت نه بچه ها این فرمول مثبت و با كمال خونسردی براحتی مثل خیار منفی رو مثبت كرد بعد گفتیم خب آقا این مسئله مثل مسئله قبلیه چرا این فرمولش مثبت اون منفی ؟

در كمال خونسردی گفت اینم مسئله اول رفته بالا بعد اومده پایین اما مسئله دوم اول رفته بالا بعد اومده پائین

بعد من كه اعصابم ریخته بود بهم گفتم آقای (بیب) -> اسم معلم آخه این با اون چه فرقی می كنه حرف شما كه دوتاش یكی بود


بنده خدا ترسید یكم خودشو كشید عقب بعد داد زد مردك چرا پرخاش می كنی من به اندازه 5 تا سینوس سن تو معلم بودم تو به من چیز یاد میدی

منم كه داشتم می میردم از خنده گفتم آقا من كی همچین جسارتی كردم من می گم این قسمتو یكم توضیح بدید

اونم برگشت گفت بچه جر نزن تو الان گفتی كه تو بلد نیستی

كافی بود همین كلمه جر نزن از دهنش خارج شه تا یه كلاس بره رو هوا و ...

آخرش البته بهش ثابت كردم اشتباه می كنه و خیت شد


یکشنبه 22 دی 1387

باز هم دیروز ...

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :روز نگار ،خاطرات ،

سلام بچه ها

دیروز امتحان دین وزندگی داشتیم به جرات میگم که اگه من نبودم نه تنها خودم میافتادم ؟!بلکه همه ی بچه های کلاس ما هم میفتادن  

یهکی برداشته بود همه ی سوال ها رو ضبط کرده بود تو گوشیش انقدر بهش خندیدم هرچی خونده بودم پرید

رفتیم سر جلسه سوال ها رو آوردن

نگاه اول...

یا ابوالفضل بی چاره شدیم...

32 تا سوال نیم نمره ای بود (نمره از 16ه 4 نمره برای قرائت و ایناست) حدود 20 تاشو کامل بلد  بودم و نوشتم اما 12 تای بعدی چی ؟ 

مراقبمون یه خورده خنگ بود به یکی اشاره کردم که حواسشو پرت کنه در همون حین بود که یادداشت های بهشتی از جیبم اومد بیرون  خدا پدر اونی که نیکت رو در آورده بیامرزه اینت تک صندلی ها خیلی ستمن به زور تونستم چند تاشون رو بخونم اما هیچکدوم اونایی نبود که من میخواستم  

یا خدا خودت به دادم برس با یه حرکت تگزاسی (به قول سالار) ورقمو با هومن (پدر خرخون های تاریخ) عوض کردم خوشبختانه اونایی که میخواستم رو نوشته بود سریع حفظ کردمشون و به خاطر یه لحظه غفلت مراقب ورقه ها رو دوباره جا به جا کردم و همشونو نوشتم   بعدش هم به 4 نفر دور و برم نتوشتم و دادم اونا هم بعد نوشتن دادن به کل کلاس

در کل همه ی کلاس دقیقا 1 نمره میگیرن که در نوع خودش جالبه

فرداش هم (یعنی امروز) امتحان جبر داشتیم که استثنا خودم از کسی ننوشتم و فقط تقلب دادم

امشب هم بارسا بازی داره برای امتحان  فردا شارژ میشم

فعلا دوستان


تعداد کل صفحات: 2 1 2