به دعوت شیخ فرا تر از یك باشگاه
ما هم از امروز یه گندی هم به اینجا می زنیم.برای اولین پست بد ندیدم داستان روزنامه نگار شدنم
رو بگم.
آقا بهنام مددی رو من از اون موقع می شناختم كه با احود طوسی قبل اینكه سر مربی نفت بشه یه مصاحبه (رنجنامه
) كرده بودند.ولش كن اصل دیالوگها رو خودتون بخونید:
من:من چند سال قبل یه مصاحبه از احمد طوسی خونده بودم كه مصاحبه كنندش فامیلیش مددی بود.شما همونید؟
behnaminho:بله.3-4 سال قبل بود
من:من خیلی دوست داشتم یه روزنامه نگار رو از نزدیك ببینم
behnaminho:مگه منو دیدی؟
من:نه ولی الان خیلی به هم نزدیكیم.
behnaminho:این آیدی منه.بیا یاهو (كلا این جمله رو به همه می گه.از من و علی و حامد گرفته تا س م)
درون یاهو:
من :سلام
behnaminho:سلام
من:ببخشید شما چند سالتونه؟
behnaminho:بهم چند می خوره؟
من:بالای 30 سال
behnaminho:
من:خداییش خیلی پخته می نویسید.به همین خاطر گفتم
behnaminho:پایین تر
من:25؟
behnaminho:21
من:
...
...
...
...
...
behnaminho:نوشتن رو دوست داری؟
من:دروغ چرا.بله.
behnaminho:خوبه.
من:نه نیست.خیلی جاها شآن آدم می ره زیر سوال
...
...
...
...
...
..
...
..
behnaminho:اگه بخوای می تونی یه مطلب خوب بنویسی و من برات چاپش كنم
من:جدی؟
behnaminho:آره.
من:ممنون.می خوام راجع به اشتباهای رایج مدافعای ایرانی بنویسم
...
...
...
...
در طی روزهای بعد چنان پدری از آقا بهنام در آوردم كه فكر كنم 100 بار به اشتباه نمودم افتاد.هر سوالی كه داشتم زرت می اومدم و مزاحم می شدم.البته ناگفته نماند خودم هم رفتم و تمام گلهای خورده ی تیم ملی و لیگ از بدو تاریخ تا حالا رو نگاه كردم و در روز حدود 20 اسفند مطلب رو تحویل صاحابش دادم.
حدود 20 اسفند
من:(فایل مقاله رو تو یاهو می آپم برای آقا بهانم)
behnaminho:(پس از چند دقیقه) عالی.آفرین و ......
من:یعنی چاپ می شه.
behnaminho:حتما.یه سری اشكال داره كه خودم در ستش می كنم (نامرد نگفت كه می خواد مطلبو نصف می كنه :دی)
همون لحظه سید تو یاهو آن شد و ازم پرسید خوبی و فلان و بیسار و ..... و تو فوتیران باز هم مبیای.كه من گفتم آره و .....
پایان قسمت اول
پ.ن:این زیریه خیلی كمكم كرد تا بگم كه من یه 2 زار بارمه
http://www.derby.ir/showpost.php?p=407&postcount=7
http://www.derby.ir/showpost.php?p=390&postcount=1








