تاریخ : جمعه 20 دی 1387 # نویسنده این مطلب: امیر حسین
دسته بندی: خاطرات ,



خوب میخوام براتون یه خاطره از دوران مدرسم بگم

سوم دبیرستان بودم موقع امتحانای نهایی

از اونجایی که ادم خر خونیم نشستم خونه و فقط میخوندم امتحانترو پشت سرهم دادم تار رسیدم به زمین شناسی(من رشته ی تجربی میخوندم)

خیلی خوب خونده بودم و اماده امتحان بودم رفتم مدرسه

با کمال تعجب دیدم بچه ها دارن از هم فعل و فاعل میپرسن با تمسخر بهشون گفتم

شما این امتحان ندادین رفتین سراغ بعدی اونا بهم گفتن کدون ، خوب امتحان زبان فارسی داریم دیگه

تو همون لحظه بیهوش شدم وای چه خاکی بسرم شد حالا چه غلطی بکنم اشکم داشت درمیومد اگه بیوفتم چی جواب خانوادم رو چی بدم و.....

از بدبختی من معلم زبان فارسیمون اهل امتحان گرفتن نبود و من اصلا" درس و نخونده بودم

یکی از رفیقام بهم گفت من طوری میشینم که بتونی از رو دستم بنویسم منم تا اون لحظه اصلا" تقلب نکرده بودم ولی با اون حال بهش گفتم باشه

امتحان شروع شد و اوراق تقسیم شد

اولی رو بلد نبودم دومی رو بلد ننبودم سومیف چهارمی

خدایا کمکن کن

دوستم گفت نگاه کن  یکی دو تا رو ازش داشتم نگاه میکردم همین طور که داشتم مینوشتم که.......

این از کجا پیداش شد ناظر امتحان اومد بالاسرمون خدایا چقدر امروز بد میارم شماره هامون و یاداشت کرد گفت صورت جلسه میشه و میره واسه منطقه

مطمعا" شدم که باید شهریور بیام

نزدیک بود بغضم بترکه و بزنم زیر گریه امتحان تموم شد همه بهم دلداری میدادن

از اون لحظه خودم و  داشتم واسه عکس العملای خانواده اماده میکردم

 روز گرفتن کارنامه شد با پاهای لرزون رفتم تو دفتر کارنامه رو گرفتن دنبال نمره ی زبان فارسی میگشتم

چی میبینم با نمره75/9 قبول شده بودم داشتم بال در میاوردم خدایا قربونت برم چقدر باحالی

اون یارو چقدر باحال بود که تقلب تابلوی منو گزارش نکرده بود

این واسم درس عبرت شد

از اون به بعد موقع امتحانا چند بار به برنامه نگاه میکنم تا دوبار از یه سوراخ گزیده نشم





ارسال به:
100° cloob Stumble twitt FriendFeed Delicious Reddit Yahoo


جدیدترین مطالب:
اینست خاندان محمد ... !!!! یکشنبه 14 شهریور 1389
قدر ، شب هایی از جنس رستگاری... سه شنبه 9 شهریور 1389
دوره آخر... یکشنبه 7 شهریور 1389
پوچ پنجشنبه 28 مرداد 1389
عصیانگر آرام!!!! دوشنبه 25 مرداد 1389
حواست به منم باشه! شنبه 16 مرداد 1389
الهه شرقی !!! عشق واقعیست ؟ ( قسمت سوم ) سه شنبه 12 مرداد 1389
الهه شرقی !!! عشق واقعیست ؟ (قسمت دوم) دوشنبه 11 مرداد 1389
الهه شرقی !! عشق واقعیست ؟ (قسمت اول) یکشنبه 10 مرداد 1389
عجب شبی بود... چهارشنبه 30 تیر 1389
سلامی از یه رفیق قدیمی.... سه شنبه 29 تیر 1389
وقتی خدا خوابه جمعه 25 تیر 1389
حرفای بعد از دوازده شب جمعه 25 تیر 1389
Pure Love دوشنبه 3 خرداد 1389
قانون جاذبه !! قسمت دوم پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389
قانون جاذبه !!! قسمت اول چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389
نیایش چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389
کبوتر... چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389
پیله پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389
چه کسی...! جمعه 10 اردیبهشت 1389
دارم پیر میشم! دوشنبه 30 فروردین 1389
لبی پر ز خنده دلی پر " امید " جمعه 27 فروردین 1389
با همه این اوصاف ... همه چی آرومه یکشنبه 22 فروردین 1389
wesley چهارشنبه 18 فروردین 1389
ما را سَری است با تو ... جمعه 13 فروردین 1389
لیست کامل مطالب پیشین