این اولین مطلبی که تو این وبلاگ میدم
نمیدونم چی بگم از کجا بگم مثل حامد از دوستام بگم یا از زندگیم
میخوام در مورد یه کلمه ی مهم حرف بزنم
هدف
کلمه ای که بزرگترین دانشمندای دنیا درموردش حرف زدن.اما واقعا" این کلمه چیه که حتی خدا دنیا رو بخاطرش افریده
هدف چیزی که همه دنبالشن ولی آیا اون هدفی که ما تو ذهن داریم واقعا" همون هدفی که دوس داریم بهش برسیم؟ این هدفایی که تو ذهن ما وول میخورن از کجا میان؟اصلا" میشه بهشون هدف گفت یا ما خودمون این اسم و روشون گذاشتیم تا حالا بهشون فکرکردیم؟قابل رسیدن هستن؟
چرا وقتی یه دکتر یا یه مهندس رو میبینیم فوری میگیم این به هدفش رسیده، اصلا" نمیخوام زحماتشون رو زیر سوال ببرم ولی،ولی هدف یعنی تو یه رشته ی خوب و تو یه جای خوب درس خوندن؟
چرا بعضیا میگن هدف ما تو زندگی رسیدن به آرامش اما هیچوقت بهش نمیرسن
چرا وقتی به هدفمون نمیرسیم دیگران واسه این که بهمون دلداری بدن میگن قسمت نبوده
یه شعری هست که میگه
این قده دنبال دنیا رفتیم اما این جاده تمومی نداره
آخرش هم که به جایی میرسیدیم لذتش انگار دوومی نداره
شاید واقعا" هم همین باشه
چرا وقتی به هدفمون میرسیم بعد از یه مدت یادمون میره که چقدر دوسش داشتیم . لذتش کم کم برامون کمرنگ و کمرنگ تر میشه تا فراموشش کنیم
یکی نیست بهمون بگه آخه بابا این همون هدفی که آرزو داشتی بهش برسی حالا چی شده که یادت رفته
همت،تلاش،صبر
چه کلامات قشنگی ،کلماتی که همه میگن واسه رسیدن به هدف باید داشته باشیم ،اما ما چرا نداریمشون یا داریم ولی یادمون رفته
ای کاش خدایا طوری مارو خلق میکردی که همتمون به اندازه ی دوست داشتنمون بود . تا شاید به بعضی از چیزایی که دوسشون داشتیم میرسیدیم. اصلا" اگه به هدفمون نرسیم اشکالی داره چرا همه بهت میگن بی عرضه آخه اگه قرار بود همه به هدفشون برسن که دیگه شکستی وجود نداشت، یکی باید ببازه که یکی ببره ، خوب چرا من اون برنده نباشم
شاید نمیتونم ، شاید نمیخوام،شاید عادت کردم به حسرت خوردن،شاید بی تفاوت شدم و شاید........
ادامش بمونه واسه بعد








