به به سلام بر همه ی شما دوستان......
خوبید؟ولی فکر نکنم مثه همیشه باشید
آخه خیلی وقته از من خبری ندارید واسه همیین قطعا ناراحتید
چه خبرا؟ای بابا ما هم که بعده اندی سال پیدامون شد گرفتاری بود دیگه نمیشد خانوم بچه ها اینا...
نه بابا غلط کردم
کلا امروز میخوام تریپ با حالی برم هرچی باشه از اون خز و خیل سوسول که فقط میاد ادای آدمارو در میاره که بهتره(چه سوال سختی یعنی کی میتونه باشه؟
) تازشم من شعرم نمینویسم هواتونم دارم پس به من رای بدید
کلا میخوام نصف شبی زیاد چرت پرت بگم پس ببخشید ولی خوبیش اینه که آقا آرش اومده مگه نه؟
برو بچ این مدت خیلی دلم هواتونو میکرد جان خودم دروغ نمیگم واقعا وقتی 2سال پیش یادم میومد که چه روزایی با هم داشتیم....دلم میسوزه ولی خداییش به این فکر کردید چرا یه دفعه از هم دور شدیم؟من فکر کنم بعد از عید پارسال که من رفتم دیگه اوضاع کلا عوض شد ولی واقعا با این خاطرات زنده هستیم حالا بیخیال ناراحتی من و حامدو عشق است
یادش بخیر هر وقت ناراحت میشدیم همین حرفو به هم میزدیم
کسی ازش خبر نداره دلم خیلی واسش تنگ شده.
خب دیگه بزنیم تو کار شادی حالا 1-2-3 همه بیخیال غصه حالا دختر خانوم آقا پسر دستتو بزار تو دست دوستت......
چقدر این دست نوشته ها صاف و صمیمی هستن همه هرچی دوست دارن توش میگن خلاصه من که آرش باشم میخوام کلی حرف بزنم امشب با یکی دعوام شده زیاد حرفم اومده
این مدت ما باز درس خوندیم و ای تکرار شد و ای تکرار که بالاخره تقی به توقی خورد و ما هم اینگار شدیم فوق لیسانس این مملکت زپرتی البته هنوز نتیجه اصلی واسه شهر نیومده ولی قطعیه
این بود که هم فعلا سربازیو بیخیال شدیم هم گیر دادن به این بحث خز و خیل ازدواج
خداییش خیلی جواد شده ها مثه اون کی بود اسمش یارو خزه؟بگید دیگه یادم نمیاد
کلا دیگه این مدت دلم واستون زیاد تنگ شده بود شما هم که بی معرفت یه زنگ نمیزدید اون لامصب علی که هر وقت دلم تنگ میشه میخوام یه زنگ بزنم جواب نمیده بعدم sms میده که حالشو ندارم غلط کردی تو
اون روز که حال داد زنگ زدیم اذیت این یارو خز و خیله کردیم وایی که چقدر خندیدیم
نامرد یه قولی به ما داد ولی اینگار نه اینگار
به این یارو پویا هم زنگ زدیم بهش گفتیم ما از طرف محیط زیستیم شما به عنوان سر کارگر خدمات شهری انتخاب شدید
اونم باور کرد و کل کارنامه تحصیلیشو رو کرد
والافوتی هم دیگه صفای همیشگیو نداره آدم نا امید میشه بره اونجا مشتی آدم جواد دیگه جا واسه ما قدیمیا نیستش
الانم به ساعت موبایل من ساعت 2 هستش یعنی نصف بیکارای دنیا خوابن
ولی ما بیداریم
تو اینچند ماه که نبودم کارای زیادی کردم یه خورده وضع زندگیمو سرو سامون دادم به خودم رسیدم در مورد زندگیم فکر کردم و..... چیزای دیگه که نمیشه گفت ولی خر شدیم به این یارو علی گفتیم
آخه آدم قحطی بود؟
خب برو بچ میخوام برمیه خورده قدم بزنم آخه خیلی تو این ساعت تو خیابون حال میده البته زیاد دور نمیشم آخه امنیت اصلا نیست
خیلی مخلصیم سعی کنید نظر هم بزارید تا پشیمون نشم که چرا خر شدم نشستم اینهمه تایپ گنم
بهترین رفقای مجازی دنیا خیلی دوستون دارم بایی









