تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!
سناریو این داستان از این قراره که مثلا الان سال 1390 هست و محمد الان یه سالی هست که برای مشکلات شخصی که اگر مو شکافانه بررسی کنیم مشکلات اینه که ممد زن گرفته و زنش با یه دمپایی بالاسرش مانع ورودش به فوتیران میشه دیگه نتونسته به فوتیران بیاد اما من که دلم به شدت براش تنگیده تصمیم می گیرم یه نامه براش بنویسم و ضمن حال و احوال پرسی وضع فوتیرانو که تعغیرات زیادی داشته و وضعشم یکم بهم ریخته براش شرح بدم تا اگر بشه بتونم برش گردونم از این رو این نامه رو می نویسم :



سلام ممد لور جان با ارادت **** و عرض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت**** نوشتم نامه تا گیرم سراغت
نوشتم نامه ای با عشق و امید **** اگر فونتم بده لطفاً ببخشید
گمانم برده ای مارا ز یادت؟ **** منم... ‹کبلا سیدو› از فوتیران
چه ایامی خوشی با هم سپردیم **** چه بحث و گفتمان هایی که کردیم...
مث برق و مث طوفان گذشت ها... **** به یادت هست که؟ هشتاد و هشت ها....
کجایی مشتی؟ اینجا جات خالیست *** بدون تو تو سایت صلح و صفا نیست
به این شدت که نه... اما خدایی **** محمد عسگری!...جداً کجایی؟
تو یاهو وقتی هستم آن که نیستی *** تو وبلاگ خودت هم با نیستی...
دل برو و بچ برات تنگه تنگه ... *** «حتی خاطرات تلختم واسه ما.. قشنگه! »
زیادی شد اگر این مصرع فوق *** ولیکن شد پر از احساس و از ذوق!
همه اینجا سلامی می رسانند ***** اگرچه اکثراً چندی است خوابند
خدا مرگم بده ...كافر شدم باز **** چرا اینگونه شد این نامه آغاز؟
به قول شاعر رند نظرباز(؟!) ******* بدون نام او کی نامه شد باز؟
«به نام حضرت باری تعالی» **** بدین صورت شروع شد نامه...حالا!
محمد عسگری...حالت چطوره؟ **** بگو دانم که احوالت چه طوره؟
هنوز کیفیت به کوکه...شاده جونت؟ **** هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟
اگر از حال ماها هم بخواهی **** سلامت...شادمانی...روبه راهی
تمام بچه های ما خوب خوبند **** منم مثل قدیم... آسفالتکارم
کاربرا ی قسمت پایین و بالا.... *** همه دنبال منطقن ، به مولا!
از اون روزی که رفتی از سایت ما **** از این رو شد به اون رو کل اوضا
روسونری که خوب اخطار می داد! *** همون که به کاربرا خوب گیر می داد...
پس ازیک دوره فعل و انفعالات**** هزار الله اکبر...از کمالات!
تمام بچه ها...و کاربرا ها خوب مدیرها **** سرپرستا ها و همکارا خوب
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست *** اگر خوب هم نباشیم چاره ای نیست
..
می گم راستی رفیقت چونه؟ ممد؟ *** هنوزم درسشو می خونه ممد؟
یه بخشی زده فوتیران اینجا که *** که مهدی اخطار می ده مفتی...ده تا ده تا!
به مزدور ها...به کاربرهای مدهوش **** مگه سید نبود؟ خوب اونم روش!
...
رفیقت بود که یک ذره تپل بود *** مدیر بود اگرچه،مدیر کل بود! (امین )
دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟ **** هنوز چیز می نویسه توی سایتش؟
فرامرز بچه ی مش اصغر آقا *** براش کامنت می ذاره...روزی صد تا
خدا قوت بگو به این رئیسا **** چه حالی داد به این وبلاگ نویسا...
همه پستا اینورا آزاد و مفته *** اینو ممد توی اخبار گفته (محمد مدیر )
می گن دموکراسی بی سابقه است این *** انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟
اصن فوتیران به یک هو زیر و رو شد **** شنیدی چطوری این شکلکی شد؟
شنیدی که گل ها گشته عالی؟ **** نمونش این گل ایران - سومالی؟
شنیدی خوب شده بلوهاست باهامون؟ *** میارن بسته بسته هاست برامون؟!
جلو قاچاق گلها رو گرفتن *** شنیدی کل هاست ها رو گرفتن؟
خدا خیرششون بده ما که رضاییم *** نباشه، دسته جمعی کله پاییم
ز وضع هاست گر خواهی بدانی **** پریم تا خرخره از شادمانی
اگر یک دو نفر هم شکوه دارند *** از آن مزدور های جیره خوارند
ملالی نیست اینجا طبق آمار *** به جز دوری تو آن هم نه بسیار...
شنیدی نصفه این سایتو فروختن؟ **** شنیدی می شه چند تایی ساخت آیدی ؟ (چه قافیه ای)
شنیدی هی مدیر می آد...می ره؟ **** دموکراسی همینه...ناگزیره!

...
تموم شد جیره ی ایمیل ولیکن **** حکایت همچنان باقیست عمراً
خلاصه می کنم ای عسگری جان ببین **** من چه خوشم : «هی! جانمی جان!!»
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست **** نیازی هم به حضور عسگری نیست
به جان تو خوشیم بسیار ممد! **** نمی خواد تو بیای اینجا ممد
برو پیش زنت حال کن صفا کن *** اصولا فکر سایت از سر به در کن...
برو وبلاگ....برو سایت یوتوب.. *** برو سایت را دودر کن کی به کیه؟
فقط رفتی اگر از این زمینه *** سلامم را رسان لطفاً به یاران.
در آخر این تو و این وضع سایته... **** حالا می خوای بیا...می خوای بپیچان!


طبقه بندی: طنز،
ارسال در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387 توسط سید
قالب وبلاگ