می ترسم این احساس تو
حسی كه عاشقه هنوز
آخر به دست روزگار
ساده عوض بشه یه روز
میترسم این برق چشات كه روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار كوه آتش شه زیر پام
میترسم از تنها شدن
از این نگاه رفتنی...
وقتی این روزا میدونم مثل خودم خیلی كمه
بی اعتمادم نه به تو ! بی اعتمادم به همه !!
من این روزا به سادگی به چشمامم شك میكنم !!
پ.ن : داغونما
چشمامو خیلی دوست دارم تا وقتی گریه بلده
تا وقتی تو زندگی با همه غیر تو بده
چشمامو خیلی دوست دارم تا وقتی كه منتظره
تا وقتی كه نمیتونه به دیدن كسی بره
از تو دارم تموم قصه هامو دل بده تا رو كنم ادعامو
پ.ن2: دیگه میخوام بتركونم
میدونی این دل تنگم دیگه بی تو دل نیمشه
كاش به من نگفته بودی كه میری واسه همیشه !
فكر میكردم برمیگردی ...
اما رفتن تو انگار راه برگشتی نداره ...!
من برای با تو بودن از همه دنیا گذشتم
وقتی بودی نازنینم دیگه چیزی كم نداشتم
آره
باورم نمیشه كه تو رفتی و نموندی ... تو چشای بی قرارم غم دنیا رو نشوندی ...
حالا من بی كس وتنها توی كوچه ها میگردم شاید از رد قدم هات یه نشونی پیدا كردم ... (چه میكنه علی جعفری)
پ.ن3: هیچكدوم ربطی به من نداشت گزاشتم بچه ها استفاده كنن !
یه مدت بود میخواستم بیام یه چیزی بنویسم حالا اومدم !
طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: چرت و پرت، یاد رفقا !،
حسی كه عاشقه هنوز
آخر به دست روزگار
ساده عوض بشه یه روز
میترسم این برق چشات كه روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار كوه آتش شه زیر پام
میترسم از تنها شدن
از این نگاه رفتنی...
وقتی این روزا میدونم مثل خودم خیلی كمه
بی اعتمادم نه به تو ! بی اعتمادم به همه !!
من این روزا به سادگی به چشمامم شك میكنم !!
پ.ن : داغونما
چشمامو خیلی دوست دارم تا وقتی گریه بلده
تا وقتی تو زندگی با همه غیر تو بده
چشمامو خیلی دوست دارم تا وقتی كه منتظره
تا وقتی كه نمیتونه به دیدن كسی بره
از تو دارم تموم قصه هامو دل بده تا رو كنم ادعامو
پ.ن2: دیگه میخوام بتركونم
میدونی این دل تنگم دیگه بی تو دل نیمشه
كاش به من نگفته بودی كه میری واسه همیشه !
فكر میكردم برمیگردی ...
اما رفتن تو انگار راه برگشتی نداره ...!
من برای با تو بودن از همه دنیا گذشتم
وقتی بودی نازنینم دیگه چیزی كم نداشتم
آره
باورم نمیشه كه تو رفتی و نموندی ... تو چشای بی قرارم غم دنیا رو نشوندی ...
حالا من بی كس وتنها توی كوچه ها میگردم شاید از رد قدم هات یه نشونی پیدا كردم ... (چه میكنه علی جعفری)
پ.ن3: هیچكدوم ربطی به من نداشت گزاشتم بچه ها استفاده كنن !
یه مدت بود میخواستم بیام یه چیزی بنویسم حالا اومدم !
طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: چرت و پرت، یاد رفقا !،
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388 توسط حامد
تبلیغات