تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!
22 وم دی بود امتحان سختی داشتم طراحی 2 بود هیچی تقریبا نخونده بودم .امتحان جزوه باز بود ولی استاد گفته بود فقط کتاب بیارین حل المسائل نیارین . برای اولین بار در عمرم خواستم تقلب کنم حلال رو بردم سر جلسه 1 گروه از دانشجویای دیگه که کنارمون 1 درس دیگه داشتن  که جزوه باز بود از خوش شانسی من یکیشون که کنارم بود حذف کرده بود نیومده بود تا برگه ورود رو امضا زدم نشستم جای اون و حلال رو باز کردم و با خیال راحت همه سوالا رو تک تکش رو از حلال نوشتم بعد جلسخ داشتم پیش خودم فکر میکردم که تقلب چیز خوبیه و این چیزایی که میگن اگه تقلب کنی بعدا شرش به خودت باز میگرده و این حرفا بیخوده. فرداش امتحان طراحی 1 داشتم که استادش 1 استاد بقول دانشجوها هلو ئه و امتحانش از قبل مالومه . با این خیال که 2 تا 20 تو کارناممه رفتم سر جلسه امتحان . سوالا خیلی سخت بود تقریبا هیچی ننوشتم و میفتم . چوب خدا صدا نداره . حالا طراحی 2 که تقلب کرده بودمم و 20 میشدمم اتومات حذف میشه

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 دی 1387 توسط حسن
قالب وبلاگ