حرفامو میخواستم با شعر بزنم ولی بیخیال همین جوری دلم میخواست یه چیزایی بگم فقط تو سرم قوطه ورن میخوام مثل همیشه بپرن یبرون
زندگی داره میره جلو شاید بخوام شاید نه ولی چه فرقی میكونه وقتی محكوم به زندگی هستیم؟!!
حالامثلا" چی میشه اگه یه نمه آروم تر بری
اه بزار یطور دیگه بگم نه نمیشه كلا" حرفام معنی ندارن خودمم میدونم ولی چه میشه كرد این طور نگارش و دوست دارم یه نوشته ی بی هدف فقط واسه یه ذهن مریض ، فقط واسه نوشتن یه هذیونه مزخرف ولی دوسش دارم اره همین طور نوشتن و دوست دارم آخه بهم ارامش میده
دل من راست راستی دیوونه شده البته خیلی وقته این طوری بود اصلا" نمیدونم میخوام چی بگم ولی موضوع داشتن همیشه خوب نیست اصلا" كه چی مگه من چی باید بگم
اصلا" چرا باید بگم مگه واسه كسی اهمیتی داره! داشته باشه یا نداشته باشه مهم اینه كه .....هیچی ولش كن مهم بودن گاهی ارزشی نداره آره گاهی وقتا فقط باید دست بزاری رو دلت ببینی میزنه بعد به خودت بگی زندگی كن چون زنده ای دوسش دارم زندگیمو میگم ولی نه همیشه! چون یه نمه ریخته بهم البته همینم نباشه كه یه نواخت میشد
پی اسم تو میگشتم ته یه فنجون خالی
دنباله یه طرح تازه یه توهم خیالی
اره شاید خیالی ولی شایدم نه هرچی كه هست چیكار كنم یا چكار میتونم بكنم گریمم دیگه نمیاد خسته شدم از گریم كاره دیگه نیست تا ارومم كنه؟!! بسته واسم تكراری شده تا كی گریه مگه مردم گریه میكنه!!
اه بابا چی بگم خو همیشه به اینجا كه میرسه مغزم دیگه چیزی نداره ولی دستم میره رو كیبورد الكی الكی مگه هذیون گفتنم دلیل نمیخواد من تب دارم اره یه تب خیلی بالا واسه همین دارم هذیون میگم مگه چیه خوب منم مریض میشم دیگه قراره همیشه خوب باشم مگه من آدم نیستم؟
اره اصلا" سرم درد میكنه واسه نوشتن واسه گوش دادن یه اهنگ خوشكل كه دارم گوش میدم واسه دلم اره خوب آخ دلم چقدر راحت حسش میكنم بابا بیخال چه اهمیتی داره كه چی حس میكنی وقتی ....بیخیال
بزار بگم بازم ولی چی بگم دیگه دستامم بهم میگمنمزخرف ننویس ولی دلم نمیخواد تمومش كنم تازه داره به جاهای خوبش میرسه ولی دستام جلمو میگیره خوب چرا بزارین بگم دیگه مگه همیشه باید به حرف شما گوش كنم!
میخوام از تو بگم
بسته!!!
طبقه بندی: هیچی،
تبلیغات