سلام به همه
منم بگم چطوری شد بعضیاتون من و كشف كردین البته آرش كه گفت ولی همش و نه
علی و حامدم و سیدم میگم حامد یادم نیست قبلا" گفته بود یا نه اون یارو مهدی رو هم بگم بیچاره گناه داره
اول بر حسب سن آرش :كلا" بچه ی خزی بود
هی بهم پیام خصوصی میداد بیا میخوام باهات چت كنم منم كه از آدمای سیریش بدم میمومد 
میگفتم نه بابا بیخیال برو پیه كارت ولی خوب ییكی دوباری باهم چت كردیم و به قول خودش راه افتادم 
اصولا" آدمیه كه خالی میبنده تا كیف كنه
اونم فقط سر مسائل ازدواج و خواستگاریو ایناخوب نزن بابا نكات مثبتتم میگم گر چه كمن
سر قضیه ی اواخر سال كه حال مامان بزرگم خوب نبود و رفت بیمارستان خیلی بهم كمك كرد با دلداری هاش و البته كاری كه واسم كرد از اون موقع به بعد شد از بهترین و فراموش نشدنی ترین دوستای من
خوب شد حالا
خوب علی جیبی:خیلی خوب یادم نیست چطوری با این عملی اشنا شدم
ولی فكرمیكنم سر این بود كه تازه یه سمتی رو تو فوتیران گرفته بود و اینا ولی بعد خیلی باهم كل كل كردیم همش ضایع میشد

كلا" از رك بودنش خوشم میاد اگه چیزی ته دلش مونده باشه راحت میگه
به قول خودمون چش و میبنده دهن و وا میكنه
دیگه چی بگم یه نمه مهربونم هست خوب بسته دیگه پر رو نشو
سید به به بوم قلتونه بزرگوار
:این و یادمه یه پست داده بود در مورد امام زمان خیلی باهاش حال كردم و بهش یه پیام خصوصی زدم كلی ازش تعریف كردم(كه كاش دستم میشكست و این كارو نمیكردم)

خود بزرگ بینیه حاد داره
یعنی اگه یه مقدار باهاش همكلوم شی بهت میگه من رئیس كل اطلاعات و امنیت كشورم(البته تو خوابش) استعداد خاصی تو بالا منبر رفتن داره و گاهی هم اعصاب خورد كن میشه
اما تا دلت بخواد مهربونه یادم نمیاد كسی از دستش دلگیر شده باشه همیشه به همه كمك میكنه
اه حالم بهم خورد از این خوبیای مزخرفت

دیگه برسیم به مهدی با مهدی تو همین وبلاگ آشنا شدم از اون زد فمنیستای بزرگ گاهی خیلی بی رحم میشه ولی با دوتا تو سری میشینه سره جاش
از خوبیاشم والنسیاییه و ...و.....یادم نمیاد خو خودتون بگین آهان با محبت
خوب رسیدیم به افغانی بزرگ حامد
این یكی جونور به تمام معناست سر قضیه ی طرفداریش از اون مرتیكه سیاه سوخته جووانی باهم رفیق شدیم بسیار پسر شمپتیه
خیلی احساس رفیق باز بودن داره ولی همون قضیه ی شتر و پنبه است
كمی سرخوش ، دیوونه (البته این یكی رو بیشتر از یكم داره) و جلفه
از خوبیاش هرچی بگم زیاد گفتم
بی نهایت دوست داشتنیه هیچوقت از حرف زدن باهاش سیر نمیشم خیلی از رازای زندگیم رو میدونه كاملا" با جنبه ولی كمی زبون نفهمه ها ببخشید این وباید تو خط بالایی میگفتم
در مجموع میشه تحملش كرد امیدورارم این روزا صدای انكروالاصواتشم بشنوم
در كل هممون دیوونه ایم دیگه هركی به یه شكلی 
خدا آخر و عاقبت و مارو بخیر كنه.....

طبقه بندی: خاطرات، دوستام، طنز،
تبلیغات