سلام به بهترین دوستای مجازی دنیا(به قول آرش جون)
خوبید؟
منم برگشتم از تهران خداییش وقتی میری یه شهر دیگه تازه میفهمی شهر خودت و چقدر دوست داری البته این شعرا درباره ی شهرم نیستا
این شعر رضا صادقی البته یخورده قدیمی هستش
ولی قشنگه گفتم بزارم باهم حال کنیم
تو با منی ، هر جا برم مهر تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم تو پوست و استخونمه
یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم
نگاه دریاییه تو آبیه روی آتیشم
واست دلم واست تنم واست تمام زندگیم
از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم
نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه
هم نفس قسمت من دوست دارم یه عالمه
قشنگ ترین خاطره ها با تو از تو گفتنه
آرامشه وجود من صدای تو شنوفتنه
اینم یه شعر دیگه خداییش قشنگه دلم نمیاد نزارمش
بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی
میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمی
تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم
نمیدونم چی بگم که باورت شه جوونمی
تویه این کابوس درد رویایه مهربونمی
میدونی با تو پرم از شعر و ستاره
میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره
میدونی در تو این خدا بوده که
تونسته گل عشق و بکاره
وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز
عشق تو تو لحظام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازیامو طاقت میکنی
هرچقدر بد میشم اما تو نجابت میکنی
هرکجای دنیا باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی
میدونی باتو پرم از شعر و ستاره
میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره
میدونی در تو این خدا بوده که
تونسته گل عشق و بکاره








