تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!

حس خوبی دارم به توکه نزدیکی

میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی

میشه تا اخر عمر با خیالت سر کرد

میشه عاشق موند و عشق رو باور کرد

تا تو هستی جز تو همه چیز ممنوعست

عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست

من توی آغوشت گرم بودن یا سرد

کاش شب میفهمید ، روز باور میکرد

بغض یه دنیارو از دلم کم کردی

من فقط من بودم من و آدم کردی

ای خدایی که برام تو شابم فانوسی

حل میشم وقتی تو من ومیبوسی

حامد جان این شعرو میخوام کمپلت تقدیمش کنم به کسی که این بلای خانمان برآنداز رو سرت آورده البته از زبان توی به اون

حال چشماش ناز بود باقی قضیارو من نمیدونم ولی خوب میفهمیم

جدا" کی این کارو با تو کرده من حامد و میخوام حامد ارجینال قبلی نه این منتاژی

حامد به قول شاعر شیرین سخن که میگه

رو صندلیه انتظار میشینم

گلای باغ حسرت و میچینم

یا مثل سابق میشی برمیگردی

یا نمیخوام دیگه تورو ببینم

البته یکی نیست به این شاعر بگه به تو چه حامد جون این شاعر و بیخیال شو

ولی من میگم شاید سرت به جایی خوده اگه خورده رودربایستی نکن

تو محیط عمومیم نمیشه فحش داد یخورده سر عقل بیای بفهمی این ره به ترکستان ختم میشه

 به قول آرش خز شدی یادش بخیر به من زنگ میزد میگفت همه چیز خز شده من باورم نمیشد که یه روز حامدم بیاد تو فرقه ی خزهای محبوب جامعه  دیگه بیخیال

حال که اومدی پس خوشومدی..........

 




طبقه بندی: دوستام،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 مرداد 1388 توسط امیر حسین
قالب وبلاگ