تبلیغات
خاطرات نسل سوخته !
خاطرات نسل سوخته !
در جستجوی زندگی انسانی !!
ما یه معلم فیزیك داریم درس دادنش خوبه اما مسئله حل كردنش ...(بیب ) خلاصه این هر مسئله رو بین 70 تا 90 دقیقه طول میده تا حل كنه اكثرا من می رم حل می كنم اما خدا نخواد این درس جدید بده وای ... یه زنگ فقط یه مسئله حل می كنه

القصه یه روز اومد و درس سقوط آزاد رو داد و اومد دو تا مسئله حل كرد مسئله این بود كه اگر یه شی رو بندازی بالا و بعد بیاد پایین با فرمولی كه داره حل كنید فرمول تو زمان سقوط مثبت و در زمان صعود منفیه اما این بابا تو مسئله اول واسه سقوط منفی گذاشت و گفتیم چرا گفت چون اول رفته بالا گفتیم خیلی خب ...

اما رفت مسئله دوم این مسئله هم شبیه همون بود فقط طوری درمیود كه زیر رادیكال بود و چون فرمول منفی رو گذاشت زیر رادیكال در اومد رادیكال منفی چهارصد بعد این معلم عتیقمون نیم ساعت فكر كرد و تو مسئله دومیه گفت نه بچه ها این فرمول مثبت و با كمال خونسردی براحتی مثل خیار منفی رو مثبت كرد بعد گفتیم خب آقا این مسئله مثل مسئله قبلیه چرا این فرمولش مثبت اون منفی ؟

در كمال خونسردی گفت اینم مسئله اول رفته بالا بعد اومده پایین اما مسئله دوم اول رفته بالا بعد اومده پائین

بعد من كه اعصابم ریخته بود بهم گفتم آقای (بیب) -> اسم معلم آخه این با اون چه فرقی می كنه حرف شما كه دوتاش یكی بود


بنده خدا ترسید یكم خودشو كشید عقب بعد داد زد مردك چرا پرخاش می كنی من به اندازه 5 تا سینوس سن تو معلم بودم تو به من چیز یاد میدی

منم كه داشتم می میردم از خنده گفتم آقا من كی همچین جسارتی كردم من می گم این قسمتو یكم توضیح بدید

اونم برگشت گفت بچه جر نزن تو الان گفتی كه تو بلد نیستی

كافی بود همین كلمه جر نزن از دهنش خارج شه تا یه كلاس بره رو هوا و ...

آخرش البته بهش ثابت كردم اشتباه می كنه و خیت شد


طبقه بندی: خاطرات،
ارسال در تاریخ دوشنبه 23 دی 1387 توسط سید
قالب وبلاگ