"عشق دیرینه ی من"
از پاتریک تا سامی "اپیزود اول:گریه های من"
از پاتریک تا سامی "اپیزود اول:گریه های من"
سلام دوستای بارسایی من , دوستایی که که اندازه ی بارسا دوسشون دارم . دوستای که تک تک شون خون آبی واناری دارن و قلبشون واسه بارسا میتپه.
میخوام یه پست نسبتا طولانی بدم و چیزایی که تا حالا نگفتم رو بگم غلط املایی ها رو هم بزارید به حساب تند نوشتن اما دوست دارم بخونیدش چون احتیاج دارم به خوندنتون !
از خودم شروع میکنم ... 7 سال بیشتر نداشتم که همه ی زندگیم بازی های کامپیوتری بود و بازی هام زندگیم بودن , مادرم پرنسس کیتانا بود و پدرم و مارشال لاو ! بیشتر تو رویاهای بچگی خودم بودم . گاهی اوقات با دوستام WE
بازی میکردیم زیاد بازی کرده بودم اما هیچوقت قادر به شکست دادن کسی نبودم
تا وقتی به طور اتفاقی بارسا رو انتخاب کردم و اولین تیمی که شکست دادم
سفید های مادریدی بودن . آره من بردم و اون گل فوق العاده که هنوز جلو
چشممه رو پاتریک کلایورت
زد .
باورم نمیشه من شکستش دادم حالا بارسا تیمه منه . حالا میتونم شرط بندی کنم سر تیمم .
نمیخوام زیاده روی کنم اما وقتی از بچگی تنها باشی و کسی نباشه کمکت کنه هر اتفاقی ممکنه برات سونوشت ساز باشه . بارسا به من اعتماد به نفس داد بارسای دوست داشتنیه منه
.هر وقت کسی نبود که باهاش حرف بزنم بارسا همیشه بود . حالا حامدی که هیچوقت فوتبال نگاه نمیکرد و فقط از بازی ها باهاش آشنایی داشت یه فوتبال دوست و عاشق شده بود ! بارسا - ونگال - لوئیز انریکه - لوئیز فیگو - گابری - پت کلایورت - دلا پنیا - کوکو - ریوالدو و...
بارسا محرک و امید دهنده ی من بود . وقتی 8 ساله بودم به خاطر بارسا . انقدر برای مامانم از بارسا وپت گفتم که تونستم برای تولدم پیراهن شماره 9 بارسا رو هدیه بگیرم . یکی از بهترین روزای زندگیم بود اون روز .
بارسا قسمتی از زندگی من شده بود . هر وقت تنها بودم بهش فکر میکردم . به برد هاش به گل هاش به بازیکناش .
جام جهانی 2002 , کلاس چهارم بودم , به یاد موندنی ترین جام جهانیی بود که تونستم کامل ببینمش . تو همون نگاه اول کسی بود که عاشقش میشدی کسی که با دریبل هاش عجیبش منو میخکوب کرده بود , کسی که دیوید سیمن و انگلیس های مغرور و دیوید بکام و همه ی کسایی که ازشون بدم میومد رو تحقیر کرد چقدر دوستش دارم خدا اون رونالدینیوی منه

عجب وورلد کاپی بود . الیور کان
گل های کلوزه
به عربستان کاپیتانی کافو
تو برزیل جای امرسون . بازی های دوست داشتنیه ترکیه با اون دروازبان جالبشون روشدو
بالا اومدن اسپانیا با 9 امتیاز تو مرحله ی گروهی
...بعد جام جهانی دوست داشتم همه ی اینها تو بارسا باشن.
حالا رونالدینیو تو بارساست ! این بارسا دیگه شکست ناپذیره . دوست داشتم قهرمانی با بارسایی که توش رونی و کلایورت و مندیتا و روشدو بود رو ببینم حیف...رایکاردی که بیشتر از همه ی مربی های دنیا دوستش دارم کلایورت من رو نشوند رو نیمکت چرا ؟ هیچوقت نمیبخشمش , کلایورت تا اون موقع رویای من بود کسی که باهاش عکس میگرفتم باهاش فوتبال بازی میکردم و با هم حرف میزدیم سیاه ترین روزهای بارساییم همین روز ها بود وقتی نیم فصل به شکل فجیع 13 ام شدیم دوست داشتم برگردیم عقب اما آخر فصل دوم شدیم , ممنونم فرانک که ما رو بالاتر از دشمن قرار دادی .
بد تر از همه رفتن کلایورت بود , خداحافظ عشق من خداحافظ تنها عنصر بارسایی کننده ی من خداحافظ شماره 9 و خداحافظ پاتریک . برای اولین بار به خاطر فوتبال گریه کردم فقط به خاطر پاتریک . بهت گفتم خداحافظ تنهام گزاشتی با بارسا اما راه خودتو برو ...
امیدی برای فصل جدید نداشتم اما کسی بود که امیدوارم کرد , رونالدینیوی برزیلی ! چیکار میکنه این خدا , غیر ممکن برای رونی وجود نداشت , رونی بود که پاتریک رو از یاد من برد , حالا احساس میکردم شماره 10 هست که داره منو به آرزوم میرسونه . رونی واقعا رویا بود . با دوستام در مورد بارسا صحبت میکردم افتخار میکردم که رونی رو دارم هیچ تیمی رونی رو نداره آره چون این بارساست چون این بهترینه بهترین باید بهترین ها رو داشته باشه .
04-05 قهرمان شدیم خیلی هم خوب قهرمان شدیم با کمک رونی قهرمان شدیم نه فقط رونی یکی دیگه هم بود که با بقیه فرق داشت واقعا فرق داشت واقعا فرق داشت !! میدوئید چه سرعتی خدا . جوری شوت میزنه انگار قصد کشتن دروازبان رو داره مهم تر از همه بعد از گل داد میزنه آره این سامی
بود . برای بار دوم به خاطر فوتبال فوتبال و این بار فقط به خاطر بارسا
گریه کردم . حالا میدونستم که قهرمانی بعد یه فصل پر فراز و نشیب و سخت چه
حالی داره .
فصل قبل از اون تیم آبی متنفر شدم . حذفمون کردن تمام آرزوم بردن اون ها بود حالا ما تیم بهتری داشتیم . بازی با آبی ها یه لحظه دنیا ایستاد ! مثل این که وقت ایستاد ! پشت پنالتی باکس آبی ها همه وایستادن . بازیکن ها تماشاگرا ... فقط یه نفر قادر به حرکت بود و اون رونی بود چند ثانیه بعد از شوتش چک تونست یه ری اکشن انجام بده اما توپ گل شده بود آره رونی چه گلی میزنه بی اختیار اشک هام اومدن . بردیمشون تحقیرشون کردیم . آبی و اناری من تحقیرشون کرد عجب قیافه هایی داشتن ممنونم فرانک ممنونم رونی ممنونم سامی ممنونم لئو و ممنونم ماکسی.
آرسنال - بارسا سال 2006 خدایا کمکمون کن ببریم , تا قبل از بازی آرزوم بود که تا وقتی زنده ام یه بار قهرمانی بارسا تو چمپیونز لیگ رو ببینم فقط چند ساعت باهاش فاصله داشتم اما باید میبردیم.
یه سانتر عجیب سو کمپبل و گل . تقریبا دنیا رو سرم خراب شد . حالا سامی سامی سامی ...گل بود داور گل بود...آلمونیا میاد تو رونی لا اقل ضربه آزادت رو گل کن ...نه...آندرس میاد ... بلتی میاد ... حالا هنریک میاد ... یه پاس عالی سامی گل زد خدا این سامیه من بود که گل زد اونا 10 نفره ان میبریمشون ...بلتی - لارسن - بلتی ...با گریه های بلتی بلند داد میزدم که پاتریک این بارسای منه همینه.برای چهارمین بار برای فوتبال گریه کردم این بار شیرین تر بود چه جام خشگلی هم بود.دیگه آخرش بود هیچی نمیخوام !
بازم وورلد کاپ ! منتظر بازی های رونی بود ! شاید بهتره بگم تراژدی وورلد کاپ 2006 تو آلمان !
رونی خراب کرد. کان دروازبان فیکس نبود. خبری از ترکیه نبود .ایتالیا قهرمان شد .
منتظر فصل جدید بودم که جبران شه . همه چی واقعا خوب بود . میگفتن رونی خوب نیست اما به نظر من خوب بود . سامی مصدوم شد . خیلی بد شد . خدا قهرمانی نمیخوام . اسمی باید عمل شه . خدایا یعنی میتونه سامی سابق بشه ؟
بازی با زیر دریای های زرد بود . منتظر چیز خاصی نبودم اما رونی باز هم غافلگیرم کرد چه برگردونی !! عین یه چیپ دقیق رفت تو گل .این رونی منه کسی همچین بازیکنی نداره .
قهرمان نشدیم به شکلی احمقانه . سامی هم کم بازی کرد چه فصل بدی بود فقط دو تا گل قشنگ به ختافه و ویارئال بود که میتونست باعث شه بتونم بهش فکر کنم همین.
جام خوان گمپر . سامی چه استوک های خوشگلی پوشیده یه موقعیت عالی ...نه نه نه نه مصدوم شد .میخواست بازی کنه رایکارد نزاشت . حالا منتظرم ببینم نتیجش چیه فکر میکردم در بدترین شرایط 2 هفته بیشتر نکشه مصدومیتش اما نه بد شد خیلی بد شد .
رونی هم واقعا افت کرده . چه فصل کابوس باریه تمومش کنید .
هیچوقت نمیتونستم رونی رو تو لباس دیگه ای تصور کنم اما رونی رفتش . رونیی که اسمش با بارسا گره خورده بود . رونیی که با اسمش اولین چیزی که به یادت میومد بارسا بود ! برای پنجمین بار گریه کردم این بار به خاطر رونی . رونی هم رفت کنار کلایورت . چقدر بیرحمی پپ چقدر ؟
فصل شروع میشه اما رونی نیست ! رونی رو میخوام ! میبریم . پشت سر هم میبریم اما رونی نیست .ولی سامی داره گل میزنه مثل همیشه .دیگه مصدوم هم نیست . از هر جایی هر مدلی دیگه بهتر از این نمیشه ! بارسا داره میبره و سامی گل میزنه . خدایا ممنون که سامی گل رو آفریدی.
میرسیم به فینال همه نا امیدن ازش . نه همه , حامد مثل همیشه به سامی گل امید داره دقیقه ی 10 بازی ویدیچ محو میشه یه شوت دقیق و گل ! چرا گریه نکنم سامی مهمه ی بارسایی ها رو خوشحال میکنه ممنونم سامی . به رونی فکر میکنم ! الان چه حسی داره ؟
شیر گرسنه ی من گل 36 ام فصلش هم دیشب زد . حالا فقط از خدا میخوام که سامی قراردادش رو با بارسا تمدید کنه چون هیچکس نیست که جاش رو برای من پر کنه .
ادامه داره...
طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: پاتریک کلایورت، سامی گل،
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 خرداد 1388 توسط حامد
تبلیغات