فقط اومدم دوتا شعر بنویسم و برم
تورا از بس زلالی دوست دارم
تورا با بی مثالی دوست دارم
اگرچه شاخه ای گل هم ندارم
تو را با دست خالی دوست دارم
اینم دومیش
اگه که خالیه دستام ، اگه هیچی ندارم
عوضش برای تو یه قلب دیوونه دارم
اگه که تورو گرفتن ، اگه تو داری میری
عوضش توی خیالم با تو پروازی دارم
همین......
طبقه بندی: هیچی،
سلام به همه گفتم این روزا که کسی پست نمیده من یه کارایی کنم بد نیست
خیلی نمیدونم چی میخوام بگم از چی
ولی بزارین ببینم دستام چی میگن
20 مرداد امروز و سه شنبه ایول جومونگ داره البته یه نمه خز شده ولی خوب بیکاریه دیگه کاریش نمیشه کرد
خوب دیگه امروز ممکنه چی بشه
هیچی فقط همین ، خیلی راضیم چون هیچی رو دوست دارم اتفاق واسم یه کلمه ی ترسناکه دلم نمیخواد بیوفته چون چون خیلی برام خوب نبودن از روز اول زندگیم تا الان
تلفن ور دارم به رفقام زنگ بزنم ؟ چرا بیخیال با PC وربریم بهتره تا بودن با ارازل ، خوب الان دارم چیکار میکنم دارم مطلب مینوسیم و اهنگ گوش میدم
چه قابلیتی دارما بزار ببینم دیگه چی پیش میاد واسم امروز داره میگذره قرار بود بریم فوتبال بزنیم ولی نشد اتفاق نیوفتاد چقدر خوب همون بهتر که نشد خونه بمونیم بهتره
خوب دیگه چه خبر ....دیگه اهان چه بارون قشنگی داره اینجا میاد امروز زدم بیرون از خونه یخورده خیس شدن زیر این بارون بدم نیست اصلا" بد نیست
هیچی تو فکرم نیست اصلا" دلم نمیخواد الکی فکرکنم که چیارو از دست دادم یا بدست اوردم چی باید بدست بیارم تا لذت ببرم
هیچی من خیلی وقته از هیچ چیزی لذت نمیبرم از نت از زندگی و...
بزار یه چیزایی رو از زندگی حذف کینم مثلا" فروغ فرخزاد نه نمیشه خیلی شعراش قشنگن ، خوب روزمرگی رو نه دوسش دارم میخوام عادی بشم میخوام مثل همه باشم چون فرق داشتن جرات میخواد من نمیخوام با انگشت نشونم بدن اصلا" این همه ادم که اومدن و رفتن چه فرقی با من داشتن هممون مثل همیم
ولی یه چیزایی رو تو زندگیم خیلی دوست دارم خانوادم، دوستام تا حدودی خودم و ...و....بگذریم
چقدر زیاد شدن اگه فردا افتادم مردم کی جواب اینارو میده اصلا" مگه فرقیم میکنه چون من فرقی باقی نذاشتم اره با هیچ کس فرقی نداشتم یکی مرده مثل بقیه یکی مثل همسایمون یکی مثل یه کوچه انورتر
یعنی میگی چیکار کنم؟ فرق داشته باشم با همه کس و همه چیز من من19 سال مثل همه زندگی کردم حال بیام چیکار کنم
من عادی بودن و دوست دارم چون کسی بهت نمیگه چیکار میکنی کسی بهت نمیگه امیر تو چقدر....
همه میگن سلام اقا امیر این چقدر پسر گلیه چقدر همه ازش راضین
اه اه اه حالم بد میشه از اینهمه خوبی و روزمرگی از اینکه صبح پاشم pc رو روشن کنم باهاش ور برم از اینکه برم بیرون از اینکه از اینکه دلم نمیخواد زندگیم از عادی بودن دراد
از اینکه زندگیم و دوست دارم اره خسته شدم از دوست داشتن وقتی واسه کسی ارزشی نداره وقتی دلت بخواد داد بزنی ولی نتونی وقتی دستت و بگیرن ولی تو نخوای کسی بهت ترحم کنه از اینکه دلت پر باشه ولی بهت بگن امیر پول میخوای چته چی دوست داری
من گم کردم همه چیزم و اصلا" افسرده نیستما میخوام پیدا کنم علامت سوالای تو ذهنم و
یعنی متفاوت بشم اونم تو روزاییکه همه دارن مثل من میشن یه پسر درس خون و سر بزیر و دوست داشتنی واسه همه اره خوبه این خوبه که بهت توجه کنن ولی من یه چیزایی تو زندگیم کم دارم یا اصلا" ندارم یا گمشون کردم
ولم کن بابا امیر فرت
طبقه بندی: هیچی،
سلام به بهترین دوستای مجازی دنیا(به قول آرش جون)
خوبید؟
منم برگشتم از تهران خداییش وقتی میری یه شهر دیگه تازه میفهمی شهر خودت و چقدر دوست داری البته این شعرا درباره ی شهرم نیستا
این شعر رضا صادقی البته یخورده قدیمی هستش
ولی قشنگه گفتم بزارم باهم حال کنیم
تو با منی ، هر جا برم مهر تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم تو پوست و استخونمه
یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم
نگاه دریاییه تو آبیه روی آتیشم
واست دلم واست تنم واست تمام زندگیم
از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم
نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه
هم نفس قسمت من دوست دارم یه عالمه
قشنگ ترین خاطره ها با تو از تو گفتنه
آرامشه وجود من صدای تو شنوفتنه
اینم یه شعر دیگه خداییش قشنگه دلم نمیاد نزارمش
بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی
میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمی
تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم
نمیدونم چی بگم که باورت شه جوونمی
تویه این کابوس درد رویایه مهربونمی
میدونی با تو پرم از شعر و ستاره
میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره
میدونی در تو این خدا بوده که
تونسته گل عشق و بکاره
وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز
عشق تو تو لحظام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازیامو طاقت میکنی
هرچقدر بد میشم اما تو نجابت میکنی
هرکجای دنیا باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی
میدونی باتو پرم از شعر و ستاره
میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره
میدونی در تو این خدا بوده که
تونسته گل عشق و بکاره
طبقه بندی: هیچی،
آدامس
فندک مونستر
نت
درس
عطر بلو جین
شیر کاکائو
بارسا
کولر
موزیک
کسی که کمکم کنه
پی ای اس
اسپایرو
اکس لایو
مارشال لاو
پرنسس کیتانا
همشونو دارم ! به علاوه ی دوستایی که میخوامشون ! فعلا بفیه ی چیز ها مهم نیست واسم درست مثل گذشته !! خیلی شبیهشه ! به خاطر همین دوست دارم !
چیزی که بارم روشن بود و شما بهم نگفتید !! اینه که برای این که بخوام تنهایی به راهم ادامه بدم مجبورم این شکلی بشم ! یه آدم انرژیک و سرخوش و عجیب غریب و سوژه میتونه واسه خیلی ها جالب باشه اما برای خودش اصلا جالب نیست ! هرچقدر هم خز میشی بشو ولی آدم شو !
نزدیک 2 هفتست جواب تلفن نمیدم دارم یه چیزایی رو از دست میدم که بدست آوردنشون سخته اما دارم یه چیزی رو بدست میارم که جز الان وقت دیگه ای نمیتونم برم سراغش !
طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: در ادامه راه آدم شدن، آدم شدم،
به
گزارش خبرنگار آینده، احمدی مدیر شبکه رادیویی جوان در اقدامی عجیب نرگس
فتحی، سردبیر برنامه صبحگاهی "یک صبح، یک سلام" را بهخاطر پخش زنده
گفتگوی هانیه جوادیمنش، گزارشگر سطح شهر این برنامه با یک سرهنگ نظامی
اخراج کرده است.
.
در میان حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری، برخورد غیرحرفه ای و متداول یک درجهدار نظامی با گزارشگر زنده برنامه رادیویی واکنشهای متفاوتی بههمراه داشت، ولی مدیر این شبکه در راستای اقدامات عجیب خود، حمایت جالبی از نیروهای این شبکه انجام داد.
به
گزارش خبرنگار آینده، احمدی مدیر شبکه رادیویی جوان در اقدامی عجیب نرگس
فتحی، سردبیر برنامه صبحگاهی "یک صبح، یک سلام" را بهخاطر پخش زنده
گفتگوی هانیه جوادیمنش، گزارشگر سطح شهر این برنامه با یک سرهنگ نظامی
اخراج کرده است.
جالب
است که در صدای پخش شده از رادیو و پس از آن فایل صدایی که در سایت ایران
صدا منتشر شد، گزارشگر این برنامه نه تنها موضوع غیرمتعارف و عجیبی را
مطرح نکرده بود، بلکه در هنگام برخورد زشت سرهنگ نظامی، با متانت به تمامی
سوالهای وی پاسخ داد و حتی دلایل غیرمنطقی او را نیز پذیرفت!
البته
باید هنر گزارشگر و جسارت سردبیر برای عدم قطع ارتباط زنده را به حساب
هشیاری رسانهای هر دو نفر دانست که با ظرافت جالبی دخالت این فرد در امور
غیرمرتبط با خودش و ناامن بودن فضای رسانهای جامعه حتی برای نمایندگان
رادیویی و تلویزیونی صداوسیما را برای مردم روشن کردند.
سرهنگ
مورد اشاره پس از برخورد زشت کلامی با گزارشگر مزبور، حتی زمانی که خانم
جوادیمنش وی را تا ماشین صداوسیما هدایت کرده و آنجا کارت خود را به وی
نشان میدهد، قدرت شناسایی کارت خدمت گزارشگر رادیو را نداشته و با
درخواست حکم مأموریت برای گزارش سطح شهر از وی شروع به بهانهگیری
میکند، که البته در پایان گزارش با انصراف از بازداشت او همراه شد و وی
حتی حاضر به پاسخگویی در مورد برخورد بد خودش به این گزارشگر نشد.
اما
نکته جالب زمانی است که مدیر رادیو جوان بهجای حمایت از مجموعهی خود و
تلاش برای پیگیری چنین حرکت غیرمتعارف و غیرحرفه ای، در راستای سیاست بر
هم زدن تعادل و ابتکارهای نوین در رادیو جوان، این سردبیر شجاع را اخراج
کرده است.
اخراج
نرگس فتحی تنها نمونه پاکسازی نیروهای توانمند این رادیو پس از برکناری
دکتر گیلآبادی نیست، پیش از این با ایجاد شرایط سخت در این رادیو،
چهرههایی مانند آرزو جعفرپور، بنفشه رافعی، امین نبیاللهی و مهران دوستی
مجبور به ترک این شبکه رادیویی شدند.
به
نظر میرسد مدیر توانای رادیو جوان که پرشنوندهترین شبکه رادیویی داخلی
را در کوتاهترین زمان ممکن به سطح یک رادیوی استانی کمشنونده ارتقا!
داده، در تلاش زیادی برای تعدیل گسترده نیروهای خودساخته این شبکه رادیویی
میباشد.
میتونی از اینجا دانلود کنید کل جریان رو
طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: رادیو، سرهنگ پیزوری،
یا عاشق این هستم و یا عاشق آنم، به خدا نه
هر جا که تو رفتی و به هر کس که رسیدی
گفتی که من از قوم جداییطلبانم، به خدا نه
چون اهل سکوتم نه اهل هیاهو
تو تشنۀ تعریفی و من بستهدهانم
پنهان شده در زیر سکوتم، هیجانم
تقصیر ز من نیست
دیوانۀ تو اهل سخن نیست
هر بار دلم خواست تا یکدله باشم
هر بار دلم خواست حرفی زدهباشم
دیدم که همان لحظۀ گفتن نگرانم
تو تشنۀ تعریفی و من بسته دهانم
لحظۀ سوختنم، سینه افروختنم، عاشقی آموختنم، همه تقدیم تو باد
هی نگو حرف بزن، یک جهان شعر و سخن، قصههای دل من، همه تقدیم تو باد
شور و حال سازم، گرمی آوازم، شعر عاشقسازم، همه تقدیم تو باد
طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: فولاد قلم،
طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: حاج خانوم، Land Rover،
کودک ۴ سالهای که بهعلت تعجیل اعضای خانوادهاش برای تماشای سریال «جومونگ»، در بیرون شهر به فراموشی سپرده شده بود، در تنهایی و تاریکی شب جان خود را از دست داد.
هفته گذشته دو خانواده که برای تفریح به اطراف شهر آباده در استان فارس، رفته بودند، عصرگاه حوالی پخش سریال «جومونگ» با عجله خود را آماده بازگشت کردند. آنها سوار خودروهایشان شده و برای رسیدن به پخش سریال با دستپاچگی صحرا را ترک و به منزل مراجعه میکنند.
خانوادهها هر کدام به خانه خود رفته و سریال را میبینند. چند ساعت بعد در آخرین ساعات شب، یکی از خانوادهها باخانواده دیگر تماس گرفته و میگوید که تصمیم دارند برای برگرداندن دخترکشان به منزل آنها بروند.
اما خانواده دیگر اعلام میدارد که کودک با خودروی آنها نیامده و میپرسند که «مگر خودتان او را نیاوردهاید»؟! در نهایت معلوم میشود که دختر بچه ۴ ساله را از هول نرسیدن به پخش سریال جومونگ در بیابان جا گذاشتهاند.
دو خانواده با دستپاچگی به بیرون شهر رفته و منطقهای را که از آن مراجعت کرده بودند جستجو مینمایند و دخترک بیچاره را پشت یک تخته سنگ در حالیکه بهخود پیچیده شده و جان باخته بود، مییابند
آخه چی میشه به اینا گفت ؟! بدبخت یه سریال کذایی رو به بچت ترجیح میدی ؟! اصلا از وقتی این سریال رو میده مملکت عقب افتاده از خیلی چیزا ! جوون های احمقون عاشق این بی ریخت ها شدن ! شب کره صب کره !
تا حالا یه قسمت از این رو ندیدم ولی نمیدونم چیه که این همه ملت رو به خودش جذب کرده !!
و البته دلم به حال خودمون میسوزه !
اون کره ای های مورچه خوار یه چیزی ساختن که این ور دنیا هر روز داری تو راهش شهید میدیم اما مای بی غیرت و عرضه ی ساختن یه سریال درست حسابی از تاریخ کشور خودمون رو نداریم !! هرچی هم فیلم هست فقط در رابطه با خل و چل بودن شاه های سابق مملکته !! آخه کسی که با گذشته ی خودش اینطور برخورد میکنه موفق میشه ؟! همش باید بدی های خودمون رو به رخمون بکشیم بس کنید بابا ...!! همین بابایی که بهش برچسب عقب افتادگی ذهنی رو میزنن انقدر خدمت کرده که الانم نوشنو میخوریم !
خیلی حال میکنم میاد جلوی تلویزیون میگه ما تو قله های پیشرفتیم ! دیگه خفو شو هیچکس حوصلتو نداره !
تا وقتی که سطح فکریمون این همه باشه همین آشه و همین کاسه !! الان از کره و کره ای متنفرم چون داره بهش حسودیم میشه !!
طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی، یه لحظه فکر،
برچسب ها: ارزشمون همینه، میسازمت ایران،
یه دستگاه پیکان جوانان مدل 57 هدیه داده میشه به کسی که کشف کنه چند تا دروغ تو این متن وجود داره
بسماللهالرحمنالرحیم. من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد میکنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده گرفتهام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهمالسلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.

طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: دروغ، محموتِ بی خاصیت، رئیس جمهور قلابی،
حس خوبی دارم به توکه نزدیکی
میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی
میشه تا اخر عمر با خیالت سر کرد
میشه عاشق موند و عشق رو باور کرد
تا تو هستی جز تو همه چیز ممنوعست
عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست
من توی آغوشت گرم بودن یا سرد
کاش شب میفهمید ، روز باور میکرد
بغض یه دنیارو از دلم کم کردی
من فقط من بودم من و آدم کردی
ای خدایی که برام تو شابم فانوسی
حل میشم وقتی تو من ومیبوسی
حامد جان این شعرو میخوام کمپلت تقدیمش کنم به کسی که این بلای خانمان برآنداز رو سرت آورده
البته از زبان توی به اون
حال چشماش ناز بود باقی قضیارو من نمیدونم ولی خوب میفهمیم
جدا" کی این کارو با تو کرده من حامد و میخوام حامد ارجینال قبلی نه این منتاژی

حامد به قول شاعر شیرین سخن که میگه
رو صندلیه انتظار میشینم
گلای باغ حسرت و میچینم
یا مثل سابق میشی برمیگردی
یا نمیخوام دیگه تورو ببینم
البته یکی نیست به این شاعر بگه به تو چه حامد جون این شاعر و بیخیال شو
ولی من میگم شاید سرت به جایی خوده اگه خورده رودربایستی نکن
تو محیط عمومیم نمیشه فحش داد یخورده سر عقل بیای بفهمی این ره به ترکستان ختم میشه

به قول آرش خز شدی یادش بخیر به من زنگ میزد میگفت همه چیز خز شده من باورم نمیشد که یه روز حامدم بیاد تو فرقه ی خزهای محبوب جامعه
دیگه بیخیال
حال که اومدی پس خوشومدی..........
طبقه بندی: دوستام،
خب با عرض سلام البته شما که سلام لازم ندارید
همینجوری بلا نسبت عین چیز باید سر تکون داد
حقیقتش هیچ اتفاقی نیفتاده از سر بی خوابی(چیکار کنیم دیگه الافیم
) گفتم که 20 دقیقه ای حداقل سرگرم باشیم از در و همسایه بنویسیم
اولا که بگم مثه اینکه کوچولو اینجا یعنی فربد جیگر
یه جورایی نا خوش احوال شده البته من میدونم دردش چیه بچش ایراد گرفته عمو آرش چرا فیل منو نمیاره که شرمنده دستم تنگه هزینه فرستادن هند زیاده نمیتونم
پس بقولی ایشون رو دریابید
ولی این مسائل تو آغاز جوونی هستشا بعد که بزرگ شدی میفهمی حیف عمر که مینشستی ادا دپرسا رو در می آوردی
فربد بیخیال من و تو رو عشق است
خب این از این. بعدش که میخواستم قضیه امشب رو تعریف کنم که ساعت حول و حوش9:15 بود خیابونم شلوغ آقا ما که اعصابمون ریخته بود به هم که یه زانتیا بعد 6ساعت راه باز شدن داشت یواش یواش میرفت کلی ماشینم پشت سرش اینقدر طولش داد تا چراغ قرمز شد منم رفتم دقیقا پشت سرش صبر کردم تا چراغ سیز شه چون دیدی شانس ما یه چیزی بش گفتی آقا بدنساز از آب دراومد
اینجوری اقلا فرار که میتونم بکنم
خلاصه که چراغ سبز شد و منم رفتم کنارشو داد زدم مرتیکه حیف خره که فروختی دلم خنک شد اونم هیچی نگفت پیچید چند متر که رفتم قیافشو یادم اومد حدس بزنید کی بود؟استاد دانشگاه شیراز مهندس توکلی ای تو روحش منو هم میشناسه چند بار واسه کارام رفتم پیشش خیس عرق شدم پسر نکنه قیافمو شناخته حالا چه خاکی به سرم بریزه که تا الان تو کفش هستم که چه غلطی کنم میگن اوباش گری آخر عاقبت نداره ها همینه
ولی حال داد عقدم خالی شد همیشه اقلا هفته یه بار فوتبال داشت میشد یه دادی زد یه خورده بپری هوا همسایه پایینی فکر کنه زلزله اومده
ولی یه 1ماهیه که نشده همیشه اقلا سر تمرین حال میداد داد میزدی ولی الان دیگه نه!!!حالا بگذریم حقیقتش 3شنبه ما عازم سفر هستیم ما یعنی من
هرچی باشه آدم باید واسه خودش احترام قائل بشه
حالا اگه سوغاتی خواستید زنگ بزنید میگم سید واستون بفرسته
آخه قرار برم خونه سید اینا
شایدم به قول حامد زنگ خونشونو زدم فرار کردم
.قضیه بعد اینه که در پی سریال وقتی حامد آدم میشود
(خداییش خنده داره
)ما هم یه خصوصیات دیوونگیمونو کنار گذاشتیم اینکه وقتی میرم دوش بگیرم ضبط رو با خودم نبرم حموم ملت 8صبح از خواب پاشن(ولی عجب حالی میده
)البته ببینم تا کی ادامه پیدا میکنه
شایدم همین فردا باز همین کارو کردم!!مسئله دیگه اینه که اقلا صفحه اول اینجا پر شده از شعرای غم آلود و مشتی مرتیکه که میگن ما دپرسیم و...
بشین سر جات آخه تو چی میفهمی سختی زندگی چیه؟
بیخیال شید بابا شما که هنوز باباتون خرجتون میده خانوم بچه هم که در کار نیست
حالا شاید بعضیاتون زیاد عجله داشته باشید ولی هنوز که زندگی اصلی رو شروع نکردید پس بیخیال اینا شید پس به قول یه خواننده فسق و فجور دار
1.2.3 همه بیخیال غصه.....(ویرایش شد
)بابا باور کن اینا همه کشکه از زندگی لذت ببرید اینا همه فرعیه تو دنیایی که همه چی شده خز شما نشید خر
وقتی نام کاربری بشه خز آخه به کی میشه گفت؟مرتیکه،اد یوزر منو ساخته که بجای arash_200 گذاشته arash2000 البته بیشتر مدیون حامد هستم اون به من خبر داد منم با پروفایل مشتی زدم تو برجکش
بعدم ترسوندمش گفتم محروم میشی اگه نام کاربریتو عوض نکنی اونم با پ.خ گفت ببخشید آقای مدیر
حالا میخوام عوض کنم چیکار کنم که منم بش گفتم به همکارم(مهدی)
بگو نام کاربریتو عوض کنه. خداییش حال کردید اینجوری باید با جماعت خز و خیل رفتار کرد
خلاصه که اینم از این پست، ما میریم ببینیم تا کی برگشتمون طول میکشه ساعتم اگه دوست داشتید 2:15 نیمه شب یعنی 99 درصد بیکارای دنیا خوابن
خب دیگه بهترین رفیقایه مجازی دنیا خداحافظ
طاقت بیار رفیق، دنیا تو مشت ماست ... طاقت بیار رفیق، خورشید پشت ماست...

| دانلود با کیفیت 320kb/s | Download 320 kb/s quality | ||
| دانلود با کیفیت 128kb/s | Download 128 kb/s quality | ||
| دانلود با کیفیت 64kb/s | Download 64 kb/s quality |
از سایت : http://www.siavash-ghomayshi.ir/
طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،
برچسب ها: سیاوش، رفیق،
تغییراتی که تو خودم ایجاد کردم تو این چند وقته رو میگم حالشو ببرید
حامد آدم میشود چون:(علامت تعجب ها نشانگر خیلی چیزاست
)صدای موزیکش رو دیگه رو آخر نمیزاره که علاوه بر کر شدن خودش باعث بشه در و همسایه اشکشون در بیاد !
وقتی باباش بهش زنگ میزنه به جای این که رد تماس کنه تو زنگ دوم گوشی رو برمیداره میگه "بله عزیزم" !!!!!!!
دیگه با دوست های خلافش نمیگرده و ترجیح میده تو خونه بشینه و فیلم مورد علاقش رو ببینه !!!
به جای سر کردن وقت با ارزشش تو قهوه خونه ها یکی از پایه های اصلی کتابخونه میشه !!!!
دوستاش وقتی میبیننش میگن حامد خودتی ؟؟!!
دیگه صفر های فیش تلفنش سر به فلک نمیکشه !!!
با هرکسی دیگه گرم نمیگیره !!
وقتی آشنایی رو تو خیابون میبینه به جای این که خیابون رو بزاره رو سرش با یه لبخند ملیح سرشو به نشانه ی سلام و احترام میاره پایین و رد میشه !!!
سایت لست.اف ام دیگه بهش میل نمیزنه که سرورمون رو پوکوندی بچه !!
به جای این که بشینه واسه ملت اس ام اس سرکاری بفرسته با کسایی که دوستشون داره رتباط برقرار میکنه !!!
جای این که کلکسیون آدامسشو تکمیل کنه تست دیفرانسیل و گسسته میزنه !!
عوض این که شهریور ماه بره جای دوستاش امتحان بده باهاشون میشینه درسایی که نتونستن پاس کنن رو کار میکنه !!
مامانش بهش میگه حامد تو خودت نیستی !!!
هر روز وقت میزاره واسه خوندن درس های سال بعدش !!
واسه اسباب کشی همسایه میره کمکشون !!
و کلی اعمال دیگه ...
خودمم باورم نمیشه ولی خوب همشو مدیون دوستایی هستم که خیلی ازم دورن اما همیشه تو فکرشونم

اینجاست که شاعر میگه :
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش به فنا پیوست
...حامد که جزو اشرار بود یه بار پی خوبان گرفت و حس کرد داره آدم میشه 
از اون طرف هم یکی میگه Impossible is nothing که دمش گرم جمله ی قشنگیه الان باورش کردم

البته یه بابا دیگه هم میگه بلاگر شدن چه آسان آدم شدن محال است !! که خوب نظر هرکس واسه خودش محترمه
طبقه بندی: هیچی،
برچسب ها: حامد آدم میشود، شاد آدم شدم،
به سلام به بهترین رفیقای مجازی دنیا حال شما خوبه بدون ما خوش میگذره؟
غرض از مزاحمت این بود که بیاییم یه احوالی بپرسیم و بعد از مدتی یه پستی بدیم این مدت که دیگه جواد ترین و مسخره ترین کار دنیا هم نصیب ما شد یعنی درس... اه اه که خدا نمیدونم این ضد حالو واسه چی به بنده هاش داد
خلاصه که زدیم تو کار خر خونی گوش شیطون کر روزی 4ساعت درس جدی خیلی زیاده ها خلاصه که درس بالاخره تا یه مرحله ای رفت این از لحاظ درسی از لحاظ فوتبالی هم که پرسپولیس روز و شب ازمون گرفته با اون ملعون نامرد مرتیکه دو زاری روز و شب نبود که تا یه روزنامه میخوندی ضد حال بت نمیخورد جادوگرو هم که فراری داد نامرد میخواد ستاره هارو بیرون کنه تا حاشیه ها مثلا کم شه آخه مرتیکه ئئئتیم پرسپولیسو داری میبندی روغن نباتی که نیست ای تو روحت مرتیکه نامرد سرمربی هم که معلون نیست با این نیمچه شهرتش چرا اومده ایران؟!!! اصلا بیخیالش هر چی بیشتر فکر کنی بیشتر میسوزی به قولی من و تو رو عشق است
جا داره یادی هم از برادر زاده معنوی خودم یعنی جناب حامد رد(سرپرست دیگه رنگش شده قرمز)
کنیم که جاش خالیه باز این دماغ زد بیرون
خوب بود یه خورده بش میخندیدیم حالا بیخیال خب حالا چه خبرا خانوم بچه ها خوبن؟
بی معرفتترین تزریقاتی دنیا کوچولو چه طوره خوبه؟
میبینم که مثه همیشه کلا دیگه نیستیم هرکی طرف خودشه یادش بخیر همیشه هرروز وبلاگ آپدیت میشد دیگه همه رفتن سر خونه زندگی خودشون در کل باز اومدم نت و خوشحالم اقلا از درس راحت شدیم یه چیز دیگه هم بگم واقعا ما قشر مستضعفیما خیر سرمون یه تیم فوتسال مارو انتخاب کرد تو زمان بیکاری تمرین بدیم تیمو حالا قراردادو حال کنید واسه 2سال 4ملیون فقط
ای تو روحتون خیر سرشون وضعشونم خوبه همینه دیگه اینجا میخوایی بخواه نمیخواییم بازم باید بخوایی!!!!ای روزگار گفتم اقلا این مرتیکه انصاریفرد زنگ میزنه بیاییم سر تمرین که نشد
خب بهترین دوستان مجازی دنیا ساعت 2هستش کم کم دیگه بریم میبینمتون
فعلا
طبقه بندی: عمومی،
تبلیغات